یک عدد معلمِ خیاط
915 posts



ولی دیگه راه پله ی پشت بوم و درخت پرتقال بدون عمه جون قشنگ نیستش:) نمیدونم... با اینکه از وقتی بزرگتر شدم ارتباطم خیلی باهاش کم شده بود ولی دلم تنگ شده بار اخر... داشتم از خاطرات بچگیم وقتی پیشش بودم میگفتم:) خب... کاش بودی بازم از قدیما تعریف میکردی واسم

خدایا میذاشتی ۲۴ ساعت از توییتی که زدم بگذره بعد شرمندگی رو بکنی تو چشمم از همه طرف:) خانوادم ناراحتن و این وسط من از بی فایده بودنم داره بدم میاد

گاهی وقتا در برابر سوالاشون کم میارم تو سوالا درد هست غم هست رنجیه که یه بچهی ۱۳ ۱۴ ساله نباید تجربه میکرده وقتی میگه مامان یه دلیل بیار قانع شم و نمیتونم دلیل بیارم صرفا چون زندگی زیادی بی رحمه، اذیت کنندهست اینکه منو مامان میبینن ولی کاری از دستم بر نمیاد براشون دردناکه واقعا

گاهی وقتا در برابر سوالاشون کم میارم تو سوالا درد هست غم هست رنجیه که یه بچهی ۱۳ ۱۴ ساله نباید تجربه میکرده وقتی میگه مامان یه دلیل بیار قانع شم و نمیتونم دلیل بیارم صرفا چون زندگی زیادی بی رحمه، اذیت کنندهست اینکه منو مامان میبینن ولی کاری از دستم بر نمیاد براشون دردناکه واقعا

نظریه نامحبوب: تهدیگ واقعا جذاب نیست. سفت و سخته و عموما لای دندون گیر میکنه. چرا وقتی برنج نرم و سفید خوشمزه هست، باید یه چیز نیمه سوخته و چرب بخوریم؟

