m.abdzadeh

10.8K posts

m.abdzadeh banner
m.abdzadeh

m.abdzadeh

@mabdzadeh

اینجا راحت می‌نویسم از اقتصاد، بورس، حسابداری، دانشگاه و روزمره

Katılım Aralık 2018
218 Takip Edilen4.8K Takipçiler
Pari
Pari@Pari_gollii·
یک ماه پیش موقع رد شدن از خیابان، ی موتوری زد بهم و افتادم کف خیابون و متاسفانه زانوهام آسیب دید. شانس اوردم شکستگی نداشت و تاندون های زانوم کشیده شده. کبودی ها بهتر شده ولی استخوان زانو هنوز درد داره و بسختی راه میرم! خیلی مراقب سلامتی تون باشید که ارزشش بالاتر از هرچیزیه
فارسی
12
1
88
2.9K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
@SiS_OG حالا فقط با یک سوال که تصمیم ‌گیری نمیشه
فارسی
1
0
4
4.2K
Te0o0.
Te0o0.@SiS_OG·
@mabdzadeh سوالی که برام پیش اومد اینه که این فرد رو رد نمیکنید ؟ چون خب ویژگی علم اینه که انعطاف پذیره و فرد باید بتونه اشتباه بودن فرضیه رو بپذیره . وقتی انعطاف پذیر نیست خب الان گزینه مناسبی نباید باشه
فارسی
1
0
6
4.6K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
در مصاحبه دکتری ازش پرسیدم: هدفت از ورود به مقطع دکتری چیه؟ گفت: تو پایان نامه ارشدم هر سه تا فرضیه‌هام رد شد، میخوام در مقطع دکتری تلاش کنم فرضیه‌هام تایید شن!
فارسی
46
5
3.7K
138.1K
دومانم
دومانم@doumanam·
@mabdzadeh ازم پرسیده بودن هدفت از دکتری؟ گفتم ریسرچ دوست دارم پرسید از کجا فهمیدی ریسرچ دوست داری؟ و این سوال تا اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ ادامه پیدا کرد 😭😭
فارسی
2
0
140
13.8K
Amirhossein Mirashrafi
Amirhossein Mirashrafi@Amir_Mirashrafi·
@mabdzadeh یادمه توی مصاحبه از من پرسیدن هدفت چیه گفتم میخوام توی رشته ام عمیق شم بعد گفتن بهم شنا بلدی که میخوای تو پر عمق هم بری؟(با خنده) منم دیدم فضا فانتزی شده گفتم من کوسه ام جای کم عمق نمیتونم بمونم دیگه تهش قبولم کردن😂
فارسی
4
0
400
15.5K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
@mobin_nzm عقلانیت! نداشته‌ها امکان برگشت نداره
فارسی
0
0
2
281
mobin_nzm
mobin_nzm@mobin_nzm·
به تمسخر میگفتیم ایران وایستاد خفت آمریکا رو تو تنگه گرفت. ولی مثل اینکه خفتگیری لات خاورمیانه جدی بوده و در ۸۰ سال گذشته ابدا توسط هیچ کشوری اتفاق نیوفتاده بود! من کاری با حکمرانی ندارم ولی این مملکت خط قرمزمونه ، امیدوارم عقلانیت هم برگرده و جوریکه شایسته امونه زندگی کنیم.
فارسی
10
1
126
6.8K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
@R_haji اره واقعا، باید شروع کنم
فارسی
0
0
1
73
Reza-h
Reza-h@R_haji·
@mabdzadeh حال نمیده ولی باید دید، این آخرین بندهای ما با خوشی‌های دوران کودکی و نوجوانیمونه.
فارسی
2
0
13
208
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
از جام جهانی ۱۹۹۸ به بعد، اولین باره که جام جهانی شروع شده و من هنوز بعد از چند روز و بازی، هیچ بازی و برنامه‌ای در موردش ندیدم!
فارسی
5
1
52
3.5K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
خب عرضه اولیه space X هم انجام شد. از این به بعد میخوان جنگ میشه یا نه رو با تحلیل تکنیکال این سهم بررسی کنن!
فارسی
1
0
10
1.5K
alireza azizi
alireza azizi@aliirezaaziizii·
داداشم بخنده، گور بابای دنیا.
فارسی
3
0
20
1.1K
naghmeh
naghmeh@naghmeh_nyn·
باباجونم، از غم نبودنت سوختم
naghmeh tweet media
فارسی
433
17
2.2K
244.7K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
این روزها … این روزها … این روزها … فقط یه چاقو دستم میگیرم و چوب‌ها رو بی هدف میتراشم، شاید روزی شکلی یا طرحی ازشون در بیاد، ولی فعلا فقط میتراشم #چاقو
m.abdzadeh tweet media
فارسی
1
0
6
934
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
@aliirezaaziizii امیدوارم زودتر از این حال بیای بیرون و حالت بهتر شه
فارسی
1
0
1
241
alireza azizi
alireza azizi@aliirezaaziizii·
دوس دارم یه هفته از علیرضا بودن استعفا بدم و سر به کوه و بیابون بزارم، نه کافه برم و کسی کارم داشته باشه، نه بیمارستان برم و درگیر مریضی برادرم باشم. نه حتی هیچ‌کدوم از دوستام زنگ بزنند. حیف نمیشه و مثه خر تو گِل گیر کردم.
فارسی
10
0
73
3.3K
خان داداش
خان داداش@srh471·
دوستان وقتی به خودتون تو آینه نگاه میکنید، اولین چیزی که به ذهنتون میرسه چیه؟ #سوال
فارسی
221
0
151
17.2K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
این #آتش‌بس نمیذاره ما خوب #جنگ رو ببینیم!
فارسی
0
0
5
314
ستون گنگ
ستون گنگ@mohammadaj8177·
زیر این توییت بیایید یه جوری صبحت کنیم انگار تو یه خونه ایم😂🤌🏽
فارسی
530
0
327
45.7K
m.abdzadeh
m.abdzadeh@mabdzadeh·
«شخصی در خانه خود می‌گشت. گفتند چه می‌جویی؟ گفت: کلید خانه خود گم کرده‌ام. گفتند: در کجا گم کرده‌ای؟ گفت: در فلان حجره (اتاق). گفتند: پس چرا اینجا می‌گردی؟ گفت: از آنجا که حجره تاریک است و اینجا روشن است!» #دقت‌کنی‌همینه #عبید_زاکانی
فارسی
0
0
9
894
alireza azizi
alireza azizi@aliirezaaziizii·
دیشب مامان بابای یکی از بچه ها اومدن کافه میخواستن محل کارشو ببینند، ازشون پذیرایی کردم و بی اختیار اشکم جاری شد، هِق هِق گریم گرفت. کاشکی مامان بابای منم بودن و میومدن پیشم و بهترین پذیرایی دنیا رو ازشون میکردم.
alireza azizi tweet media
فارسی
38
1
677
10.8K