🌊
17.9K posts

Sabitlenmiş Tweet
🌊 retweetledi


@Adorno_Persian جسارتا این عکسی که گذاشتید از جناب نعلبندیان نیست و دوستیه که شبیه ایشونه قدری :))
فارسی

بختیار بود که یکی از پیشروترین هنرمندان ِهنرهای نمایشی و نوگراترین کارگردانان تئاتر در جمع داوران بود؛ آربی اُوانسیان.
همو بود در برابر مخالفان که میگفتند متن ِنعلبندیان گره و ساختار دراماتیک ندارد، ایستاد و به اجراپذیر بودن ِنمایشنامه اصرار کرد و یکسال بعد آن را بر صحنه برد.
نمایش همان سال، جوایز متعددی کسب کرد و نه تنها مقام نخست جشنوارهی “تلویزیون ملی ایران” را دریافت کرد، که نعلبندیان را یکشبه به شهرت رسانید و برایش “بورس مطالعه در رشته تئاتر” در خارج از کشور به ارمغان آورد.
نرفت!
نه فقط چون کمک خرج خانه بود، و نه فقط چون امکان مالی رفتن به چنین راهی را نداشت.
نرفت چون در هیچ قاعدهای نمیگنجید.
چون همان بود که خودش در گفتگو با “تماشا” سه سال بعد، در سال ۵۰ گفت:
«اصولا من تئاتر را به آن صورت نمیشناسم و آمدنم به این حوزه کاملاً تصادفی بود؛ یعنی وقتی نمایشنامه پژوهشی ژرف و سترگ را مینوشتم، به این فکر نمیکردم که چیزی است که کسی بخواهد بخواند یا اینکه اجرا شود»
و همانجا گفته بود که همان دو سه دوستی که پیش از ارسال نمایشنامه آن را خوانده بودند، ارتباطی برقرار نکرده و از متن، خوششان نیامده بود.
«من هیچ تصور نمیکردم که روزی این نمایشنامه اجرا بشود. این نمایش یک مسئله ذهنی بود یعنی میلی بود که فقط از جوشش آمده بود نه از کوشش»
اثری که در فرازی از آن نوشته بود:
«بر ما قصهای غمانگیز میگذرد.
من که خسته از بیرنگی تکرارم، همچنان میجویم و نمییابم»/۶

فارسی

«آدمی از خواب اطرافیانی که بیدار نمیشوند میمیرد»
در “ناگهان” نوشت:
«آدمی که خستهست قرص میخورد، میخوابد»
انقلاب که شد سراغش رفتند. پسرک روزنامهفروشی که دیپلم هم نداشت و یکشبه “نابغه” شد، زندانش کردند و سالها تحقیر!
تا که خسته شد،
و در ۴۰ سالگی قرص خورد و خوابید!
سالها پیش از آن روز، عباس نعلبندیان در جایی نوشته بود:
«خورشید زمانی است که مرا، که ما را، ترك گفته است»
ده سال پس از شکنجههای قرون وسطایی بابت نوشتههایش،
ده سال پس از توهین مدام و ممنوعالقلمی،
ده سال پس از آنکه خانهی محقرش را مصادره کردند و مجبور شد دوباره به خانهی پدر کارگرش بازگردد،
ده سال پس از آنکه در برابر چشمان حاضران تن نحیفش را زیر باران مشت و دشنام گرفتند و آثارش را پاره کردند و در خیابان ریختند،
درست ده سال پس از آن روز، در اول خرداد ۱۳۶۸، دیگر خسته شد.
خسته از اطرافیانی که بیدار نمیشدند،
خسته از تقدیر شومی که سالها پیشتر در جایجای آثارش هشدار داده بود،
خسته از روزگاری که هیچ تخفیف نمیدهد به انسان، به عشق، به زندگی!
که در جایی گفته بود معتاد زندگی است.
صدایش را بر نواری ثبت کرد، ساعتی پیش از مرگ، که میگفت:
«برای اینکه کلک تمام این فضاحتها و این بحثها و اینها رو بکنم…
تنها چیزی که دارم قرصه»
خستهاش کردند، قرص خورد و خوابید!
سالها پیش، آنگاه که در ۱۹ سالگی از سر اتفاق و تنگدستی، تصمیم گرفت نمایشنامهای بنویسد و به مسابقات بفرستد، در جایی از آن آورده بود:
«بر ما قصهای غمانگیز میگذرد»
و همانجا در فرازی دیگر از “پژوهشی ژرف و سترگ و نو” نوشت:
«من این تقدیر شوم را قبول ندارم. من به آن تُف میکنم»
این داستان ِپر آبِ چشم یکی از پیشروترین نویسندگان نوگرای این خاک است که بیآنکه «پایش به سالن تئاتری رسیده باشد» با اولین نمایشنامهای که در ۱۹ سالگی نوشت از طرف هئیت داوران جشن هنر شیراز “نابغه” خوانده شد و نمایشی که نوشت در سراسر اروپا بر صحنه رفت.
داستان عباس نعلبندیان که در ۲۰ سالگی نویسنده شد.
در ۳۰ سالگی زندانی و محروم از همه چیز.
و در ۴۰ سالگی خسته شد از اطرافیانی که بیدار نمیشدند، و در چنین روزهایی برای همیشه خوابید! /۱

فارسی
🌊 retweetledi

باورم نمیشد برای اینکه به همون اینترنت داغون قبلی که با vpn ارزونتر وصل میشه برگشتیم، اشک ریختم… و در ادامه برای اینکه تا این حد بدبختیم هم اشک ریختم… ۸۸ روز خاموشی مطلق…🥲
#DigitalBlackOutIran
فارسی
🌊 retweetledi


دیگه این تفسیر شماست. قدرت در هر لحظه و هر جایی از ساختار فعلی اجتماعی حضور داره؛ به خصوص در جهان امروز که نظام سرمایه داری برش حاکمه و علیه برابریه. نکته اینه شما باید یه میل سرکوبنشده متمایل به پرخاشگری داشته باشی که اینطوری بروزش بدی. وگرنه میلت تا حد خوبی سرکوب و بروزش از طریق راه های سالم و جامعهپسنده.
فارسی

مسئله بیشتر از همه چیز جنگ قدرته، خیلی از مردها دوست دارن مدام ثابت کنن کت تن کیه و این سلطهجویی رو تو همهی ابعاد زندگیشون به خصوص در ارتباط با زنها اعمال میکنن حتی اگه امیال یا توان جنسیشون پاسخگوی این موضوع نباشه!
Sepehr@seepx
آزارگری جنسی، بهخصوص وقتی تکرارشونده و سیستماتیکه، نباید علتش رو «میل جنسی» فهمید. دقیقتره که اون رو نوعی پرخاشگری بدونیم که شکل جنسی به خودش گرفته: خشونت، سلطهجویی، تحقیر، فریب، و عبور از مرزهای روانی و…، که در فضای جنسی-فیزیکی بروز میکنه.
فارسی

حالا باز یه سری میان میگن زنهایی هم هستن که این کارو میکنن، بله حتما هستن اما توی سیستم مردسالار زن ستیز ج.ا حتما مردها خیلی راحتتر میتونن این کارو بکنن. انقدر آدمو مجبور به توضیح بدیهیات نکنید.
🌊@malalzade
مسئله بیشتر از همه چیز جنگ قدرته، خیلی از مردها دوست دارن مدام ثابت کنن کت تن کیه و این سلطهجویی رو تو همهی ابعاد زندگیشون به خصوص در ارتباط با زنها اعمال میکنن حتی اگه امیال یا توان جنسیشون پاسخگوی این موضوع نباشه!
فارسی

@malalzade البته یه فرقی هست بین کسی که برای نشون دادن قدرتش، بیشتر کار میکنه تا پول داشته باشه تا کسی که دنبال اینه عکس التشو تو چت بفرسته
فارسی
🌊 retweetledi
🌊 retweetledi






