Sabitlenmiş Tweet
Mansureh Aram
21.8K posts

Mansureh Aram
@mansuraram
🖤هرکسی ویرانهٔ خود را عمارت میکند ما به تعمیر دلِ بی پا و سر، ویران شدیم ...!
Katılım Ocak 2020
202 Takip Edilen1.1K Takipçiler

@vojude1 هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نم نم باران دلم گرفت
هرجا که خنده بر لب معشوقه ای نشست
یا اینکه کرد زلف پریشان، دلم گرفت
فارسی

@mansuraram آهنگ روانشاد ویگن یادم اومد که میگفت «ببار ای نم نم باران ...دلم تنگه... »
فارسی
Mansureh Aram retweetledi
Mansureh Aram retweetledi
Mansureh Aram retweetledi
Mansureh Aram retweetledi
Mansureh Aram retweetledi

«گناه کار واقعی آن نیست که گناه میکند. کسی است که موجب ظلمت زندگیها میشود»
- ویکتور هوگو (بینوایان)
شاهکاری که در آن نوشته بود؛ هر قدر که جامعه روحانیون ترقی کند. جامعهی انسانی بدبختتر و به انحطاط نزدیکتر میشود.
همین بود که گفت:
«شما هر کس باشید و از هر طبقه و ملتی، تنها در برابر یک چیز باید بر خود بلرزید؛ عبا و ردای سیاه روحانیان»
که اینها نه جامهی زندگی، که کفن شوم مرگاند!
برای بسیاری، او نویسندهای تکرار ناپذیر است با “گوژپشت نتردام” و رمان سترگ “بینوایان”
برای فرانسویان، شاعری تراز اول،
و برای دیگران، سیاستمداری شجاع که برای آزادی همه چیزش را داد؛ از شهرتش تا فرزندانش.
و هر رنجی را به جان خرید؛ از جنون تا تبعید!
شاهکار ویکتور هوگو، زندگیش بود!
و امروز ۱۴۱ سال از جاودان شدنش گذشت.
#DigitalBlackOutIran
آدورنو@Adorno_Persian
«نوری تاریک میبینم!» این آخرین جمله ویکتور هوگو، خالق “بینوایان” و “گوژپشت نوتردام” و شاعر بزرگ فرانسه در بستر مرگ بود. توصیف کامل آنچه در زندگیش تجربه کرد؛ از درخشش در ادبیات، شعر و سیاست تا تن دادن به هیولای تاریک درونش؛ از خیانت به همسر و پدرش تا احضار روح دختر مُردهاش./۱
فارسی
Mansureh Aram retweetledi

«دیکتاتورِ توتالیتر، منابع ِکشورش را به عنوان منبع ِغارت و ابزاری برای تدارک ِگام بعدی جنایات خود میبیند…
رژیمهای توتالیتر از نظر اقتصادی، همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای یک مزرعه»
- هانا آرنت (ریشههای توتالیتاریسم)
#DigitalBlackOutIran

فارسی
Mansureh Aram retweetledi
Mansureh Aram retweetledi

ما هر روز
مرگ را به روزی دیگر
موکول میکردیم
بلکه مرگ خسته شود…
- احمدرضا احمدی
سالها پیش برای محمدعلی سپانلو در نامهای نوشته بود؛ برای کسانی که درس شعر و شاعری میدهند، متاسف است زیرا آنان؛
«عمر را برای امری باطل تلف میکنند. مگر میشود عشق، اندوه، خلاقیت و گرمی خورشید را به کسی آموخت؟»
و سالها بعد در مصاحبهای که با روزنامهی “جام جم” داشت، در جواب به اینکه چرا شعرتان برای همه قابل فهم نیست، گفت؛
شعرش فهمیدنی نیست. باید حسش کرد.
مثل عطر یک گلابی که فهمیدنی نیست.
از او پرسیدند؛ گلابی و شعر چه شباهتی دارند؟
و همانجا چیزی گفت که تجلی تام نگاه خودش به زندگی بود:
«هر دو مدافع زیباییاند»
او که میگفت؛ اگر آدمها به جایی نرسند، شعر شاید جوابشان را بدهد.
زیرا همین است ریشهی نیاز به شاعرانه دیدن زندگی؛
«خصوصا در این روزگار که جهان بدست اوباش افتاده و هر موضعی بگیری به نظر حماقت است»
رسید اما به روزگاری که او را و ما را، همگیمان، را به جایی رساند که پیش از مرگ سرود:
حجم غصهها
انتظارهای ما
دلتنگیهای ما
از حجم شعرها بیشتر است.
و چه بسا همین بود که احمدرضا احمدی پیش از مرگ، سروده بود:
«حوادث بسیار بود
و ما
کم بودیم» /۱

فارسی
Mansureh Aram retweetledi

«بنادر، تاسیسات، کارخانهها، و حتی مالیاتها به یک معنا، دارای امتیازات و فوائدی هستند.
اما اگر رفاه عمومی و سعادت مردمان فراموش شود، همین عوامل امنیت و رونق، تبدیل به ابزار ویرانی و سیاهبختی جامعه خواهند شد»
#ماکس_هورکهایمر
(از مقالهی نقش اجتماعی فلسفه، ۱۹۴۰)
#DigitalBlackOutIran

فارسی

@Ehsan9459911 نه
اصلا
...
البته ذهن مون فقیر
و میگیم جای ۱۲تومن گل میشد کار دیگه ای کرد
ولی شاید انقدر بی نیاز هستن که خرید گل بهتر از دادن وجه به خود خانم بحساب میاد
فارسی

واقعا خوشحال میشین ۱۲ میلیون براتون پول گل بدن! جدیا جدی می پرسم!
adam@doshmanmoshtrk
پدرم واسه مامانم بی مناسبت گل خریده شده ۱۲ میلیون بهش گفتم پول هدر دادنه گل خریدن جوابش درس زندگی بود برام گفت:گل بخری زنت خوشحال میشه زن ادم خوشحال باشه چرخ زندگیت میچرخه،چرخ زندگیت بچرخه پولم میاره همچی میاره با خودش چه زندگی ساختی حاجی من که تا ابد هم شاگردتم هم فدایتم❤️
فارسی
Mansureh Aram retweetledi

او که سالها بعد در نامهای به برادرش نوشت:
«من از شط ِخروشان بودجهی کشور جوی باریکی به سوی عشایر کشیدم و جمع کثیری از کودکان و نوجوانان را با دانش و معرفت آشنا ساختم.
سنگی، درختی، بوتهای و دست اندازی در مناطق عشایری نیست که مرا نشناسد.
جانکندم. راههای مخوف پیمودم به قلههای رفیع صعود کردم. به اعماق درهها فرود آمدم.
جز به مردم ایل به احدی نیندیشیدم.
احتیاجی به شفیع ندارم»
و اجازه دهید در پایان این بخش نخست، پاسخ جاودانهی او را در نشست وزیر فرهنگ و مدیر کلهای آموزش استانها تکرار کنیم که در پاسخ به حاضران که از فاصلهی فرهنگی و فکری کودکان بیبضاعت عشایری با استانداردهای آموزشی گفته بودند، محمد بهمنبیگی گفت:
«کشور کهنسال ایران کشور حماسههای فردوسی، اندرزهای سعدی، غزلهای حافظ، رباعیات خیام، کشور کاخها، معبدها و مسجدها، میتواند برخود ببالد که حتی چادر نشینانش نیز از غنای فرهنگی ستایش انگیزی برخوردارند»/۲۰

فارسی






