mapfarsi

2.4K posts

mapfarsi banner
mapfarsi

mapfarsi

@mapfarsi

🌍نقشه‌ها و اسناد تاریخی به زبان فارسی🗺️

Katılım Mayıs 2023
321 Takip Edilen880 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
فهرست ویدیوهای منتشر شده در کانال یوتوب ما:
فارسی
1
0
7
1.7K
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
خورد. بقایای جنازه اهالی شهر که برای مسیحیان جلوه‌ای الهی گرفته بود به عنوان شهدا در کلیساهای مختلف ایتالیا جای گرفت و «شهدای اوترانتو» بدل به نمادی از مقاومت مسیحیان در برابر آزار‌ها شدند.
فارسی
0
0
32
966
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
تپه‌ای در اطراف شهر که بعدها معروف به تپه شهدا شد بردند و یک به یک گردن زدند. گفته می‌شود یکی از جلادان عثمانی آنقدر تحت تاثیر ایمان اهالی شهر قرار گرفت که مسیحی شد و در جزای کارش او را به چهارمیخ کشیدند. مسیحیان یک سال بعد شهر را پس گرفتند و اقدام مسلمانان برای فتح ایتالیا شکست
mapfarsi tweet media
فارسی
1
0
23
1K
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
شهدای اوترانتو در سال ۱۴۸۰ میلادی سپاهیان عثمانی با هدف فتح جنوب ایتالیا به این ناحیه لشکر کشیدند و شهر بندری اوترانتو را در حصر گرفتند. پس از چند روز بمباران نمایندگان سپاه عثمانی به اهالی شهر پیشنهاد دادند تسلیم شوند اما مدافعان اعلام کردند که به هیچ وجه تسلیم نخواهند شد و
mapfarsi tweet media
فارسی
2
1
61
7.8K
mapfarsi retweetledi
ساکن طبقه‌ی وسط
ادبیات فارسی رو دوست نداشتید تو مدرسه؟ لیاقت نداشتید.
فارسی
150
411
5.9K
72.7K
𝑷𝑨𝑹𝑰𝑺𝑨🖤🪽
میشه بپرسم شما معمولا با چه جمله‌ای خودتونو گول میزنید؟
فارسی
388
2
308
30.6K
mapfarsi retweetledi
Pseudo-Theophorus
Pseudo-Theophorus@Ps_Theophorus·
جا داره هَر روز اون شعرِ مرحوم پوپ رو با خودمون تِکرار کُنیم که A little learning is a dangerous thing بله بزرگواران، دانشِ اَندَک، خَطَرناک اَست!
فارسی
4
4
99
7.6K
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
خودش میخواست در هنگام مرگ در بخش عمومی بیمارستان و کنار بیچارگان بود. دولت وقت ایرلند از برگزاری مراسم رسمی برای فوت کنستانتین گوره_بوت امتناع کرد اما یارانش و هزاران تن از مردم دوبلین در تشییع او گرد آمدند به طوری که انتقال جنازه از بیمارستان تا گورستان چهار ساعت به طول انجامید.
mapfarsi tweet media
فارسی
0
0
4
41
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
شکست، اینبار توسط دولت ایرلند به زندان افتاد. سومین زندان مادام مارکیویچ نیز زیاد به درازا نکشید و او پس از آزادی همچنان به فعالیت‌های سیاسی ادامه داد تا آنکه در ۱۵ ژوئیه به دلیل عوارض دو عمل جراحی آپاندیس درگذشت. او پیش از فوت باقی مانده اموالش را نیز به فقرا بخشید و همچنان که
فارسی
1
0
3
36
mapfarsi
mapfarsi@mapfarsi·
مادام مارکیویچ سال ۱۸۶۸ میلادی با نام کامل «کنستانتین گوره_بوت» در لندن به دنیا آمد. او دختر یکی از کاوشگران قطب شمال و اشراف انگلیسی_ایرلندی به نام «هنری گوره_بوت» بود و جوانی‌اش را در آرزوی نقاش بودن گذراند. کنستانتین هنگام تحصیل در پاریس با همسرش که هنرمندی ثروتمند از لهستان
mapfarsi tweet media
فارسی
1
0
3
212
mapfarsi retweetledi
รђє๓เгչคภչค๔єђ
⚔️🛡️🩸در سال ۱۳۸۹ میلادی، دو سپاه در دشت کزوو به هم آویختند؛ و با فرارسیدن شب، رهبران هر دو جبهه به خاک سیاه افتاده بودند: سلطانی و شاهزاده‌ای، که به فاصله‌ای چند ساعته در نبردی چنان هولناک و جگرسرا مقتول شدند که پس از گذشت بیش از شش قرن، هنوز سایه شوم آن بر روان و خودانگاره یک ملت سنگینی می‌کند. امپراتوری عثمانی بسان جزر و مدی سیاه از مشرق‌زمین برمی‌خاست و پادشاهی‌های کهن و مسیحی بالکان را یکی پس از دیگری در کام خود فرو می‌کشید. در برابر این سیلاب بلا، ائتلافی از صرب‌ها و متحدانشان به رهبری شاهزاده لازار قد علم کردند؛ مردی که می‌دانست اگر جلوی ترک‌ها را در این دشت مشهور به «دشت توکاهای سیاه» نگیرد، دیگر هیچ نیرویی را یارای ایستادگی در برابر آنان نخواهد بود. در آن سوی میدان، سلطان مراد اول ایستاده بود؛ یکی از جهان‌گشایان بزرگ عصر، مردی که یک امارت مرزی کوچک را به امپراتوری عظیمی بدل کرده بود که بر دو قاره چنگ انداخته بود. سلاخی و پیکار، وحشیانه و بی‌رحم بود و فرجام آن، با سنجه‌های سرد نظامی، تاریک و مبهم. هر دو سپاه تا آخرین قطره خون دوشیده شدند و رمق باختند. اما دو مرگ جانگداز، آن روز شوم را به افسانه‌ای ابدی بدل ساخت. بنا بر روایاتی که در قالب اساطیر صرب سنگ شده‌اند، شوالیه‌ای به نام میلوش اوبیلیچ که به خیانت متهم شده بود و در آتش اثبات بی‌گناهی خود می‌سوخت، به بهانه تسلیم و گسستن از خودی‌ها، به درون اردوگاه عثمانی تاخت. او که اذن حضور یافته بود، به نشانه بندگی در برابر سلطان زانو زد، اما ناگهان خنجری را در سینه مراد فرو کرد و او را در دم بر تختش به هلاکت رساند. این یکی از معدود دفعاتی در تاریخ است که سلطانی حاکم، در چنگال معرکه جنگ کشته می‌شود. اما صرب‌ها را مجالی برای چشیدن طعم این فتح نبود. شاهزاده لازار در میان بلوا و آشوب جنگ اسیر و گردن زده شد، و سپاه عثمانی که اینک تحت فرمان بایزید، فرزند مراد بود، میدان غرق در خون را تصاحب کرد. صربستان به‌زودی به باج‌گزار و خراج‌بگیر همان امپراتوری‌ای بدل شد که برای سد کردن راهش جان فدا کرده بود. با این حال، این شکست تیره به چیزی فراتر از هر فتح و پیروزی بدل گشت. نبرد کزوو به قلب تپنده‌ی هویت صرب تبدیل شد؛ روایتی از یک قربانی مقدس که در اشعار حماسی تکرار شد و نسل‌ها با سوز و گداز خوانده شد؛ داستان شاهزاده‌ای که پادشاهی آسمانی را بر قلمرو فانی و زمینی ترجیح داد. ششصد سال بعد، هنوز هم رهبران از آن روز تکیده در ماه ژوئن مدد می‌جستند تا خون میلیون‌ها انسان را به جوش آورند. در تاریخ بشریت، کمتر نبردی بوده است که فرجام نظامی‌اش چنین مبهم، و سرنوشت افسانه‌اش چنین قطعی و هراس‌آور رقم خورده باشد.
รђє๓เгչคภչค๔єђ tweet media
فارسی
0
1
62
3.8K