قبلا هرشب به خودم قول میدادم که اینقد همه چیم رو نگم هرجا نشستم
حالا هرشب دارم به خودم قول میدم که از فردا یوبس و سوبر نباشم، انرژی داشته باشم و با ادم ها معاشرت کنم.
بلند ترین سکوت رو ۱۸ دی شنیدم.
صدای یه پسری که فکر میکنم شاید ۱۵ سال داشت از کوچه میومد، داد میزد « تروخدااا نزن»
صدای شلیک اومد، بعدش دیگه صدای اون پسر نمیومد و فقط سکوت، پر سرو صدا ترین سکوت…