Sabitlenmiş Tweet
MO
14.7K posts


ساعت یک شب، تو جاده تاریک ساحلی رانندگی میکردم و گوشی رو کارپلی بود، بوی دریا رو حس میکردم و خانم هایده داشت میخوند:
وقتی میای صدای پات از همه جادهها میاد
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
که رو مانیتور ماشین پیامش اومد:
«دلم برات تنگ شده، خوشحالم که فردا میبینمت.»
MO@mo_perau
چطوری لانگ دیستنس رو تحمل میکنید!؟ فقط سه روز ندیدمش و دنیام تیره و تار شده.
فارسی

تو ترافیک به مادربزرگم پرچم دادند و اونم گرفته، به این فکر کردم اگه میدونستند خالق این توییته، چیکار میکردند!؟ :))
MO@mo_perau
مادربزرگم: ببین چقدر جنایت کرده که خاک هم قبولش نمیکنه.
فارسی

@AriaSaami @mo_perau یه ماه شده که رهبرتون خاک نشده بعد سوزشِ ما؟:((
فارسی






