Mosafergohari
21K posts

Mosafergohari
@mosafer717
فراموش می شوی گویی که هرگز نبوده ای…!
Katılım Eylül 2016
262 Takip Edilen447 Takipçiler

چند سال پیش این فرمول سیر و ابلیمو بین مردم دست به دست میچرخید، هر کی میدیدی با بوی گند دهان، ادعا هم میکرد که نه بو چیه، اون ابلیمو بوی سیر رو میبره.
آئورت بیکوسپید(دو لتّی سابق)@bicuspid_av
چون گفتم رگ قلب با لیمو باز نمیشه فرمودند شک ندارن که من بدن خودمو نمیشناسم “چه برسه به اطلاعات پزشکی”🤣 یعنی واقعا اعتماد به نفس مردم در زمینه مسایل تخصصی پزشکی به حد خیلی عجیبی رسیده!
فارسی

@rezvaneh واقعا مهمه من خودم دراین مورد مشکل دارم خیلی چیزها رو در زمان مناسبش نمیتونم بگم
فارسی

@ferani666 پسرم میگه زمان اشتباهی دنیا اومدیم باید توی زمان شاه عباس صفوی زندگی میکردیم اوج قدرت ایران ، ولی من میگم زنها هروقتی هم زندگی میکردن بدبخت بودن!
فارسی

اتفاق عجیب (و برای خودم بسیار پرمعنایی) افتاد که توجه شما را به آن جلب میکنم
سکانس ۱:
سال ۹۸ طی ششماه چندتا مشتری نابکار جمعا حدود ۲۰ هزار دلار پولامو خوردن و کفگیرم خورد ته دیگ
برای پرداخت حقوق بچهها ناچار شدم یه دستگاهمو به یه نجار تو تبریز بفروشم
سکانس ۲:
هفته پیش یه دستگاه خریدم
وقتی تیغههاشو باز کردم که ببرم برای تیز شدن، گوشهی یه تیغهش اسم خودمو دیدم
و چون برند تیغ خیلی برند کمیابی بود، مطمئن شدم که تیغ خودمه،و خیلی هم نو مونده بود
و جالب اینکه از ۳ تیغ دستگاه فقط یکیش مال من بود
دوتاشو صاحب قبلیش از برند دیگری خریده بود
خدا میدونه این تیغ چه ماجراهایی داشته و دست چندنفر گشته تا دوباره رسیده دست من
نکته جالبتر اینکه همین تیغ اونسال قسمتی از انگشت شست دست منو قطع کرد 😐
این اتفاق برام حس غریبی داشت:
خدا اگه بخواد، چیزهایی رو بهت برمیگردونه که یک در میلیارد به فکرت نمیرسه که حتی دیگه وجود داشته باشه...


فارسی

مهمانی عصر بعد از شرکت در انتخابات ریاستجمهوری/دهه ۹۰
عکس: یعقوب آلفردزاده(فاطمی)

راننده-مرد در طهران@Justdrivemylife
دورهمی ایرانی،دهه هشتاد. جالب اینکه منهم در تصویر هستم! عکس:یعقوب آلفردزاده فاطمی
فارسی

@ferani666 یاد پسر خودم افتادم ولی
خیلی ساده تر ازایناست دلم براش میسوزه
فارسی

چهار سال رفت و هنوز همونه و بسا بدتر
یکی از دوستان لایک کرد این از اعماق خاطرات قدیم اومد بالا
علی هدیه لو@ali_hedielou
گشت گردون و آسمان رُمبید نو اشراق بر جهان تابید هفده تیرِ شصت زاده شدم وارد جمع خانواده شدم بوده از ابتدای عمر حقیر جنگ و تحریم و چوب و موشک و تیر غم و اندوه و غصهی فقدان عیش اندک، ملال صد چندان نیست روزی که بازی تقدیر نزند لای شادی ما، کیر
فارسی












