منشی یهو سرشو اورد بالا و گفت اولویه جعفری
نگاش کردم گفتم میخواین ناهار سفارش بدین؟
گفت نه اسم مریضو صدا کردم😭
اسمش عَلویه بود و شنید چی گفتم
میخوام برم خونه و تا شب زیر پتو جیغ بکشم🥲
ویدئوی خانم کوهنورد و دیدم که تکیه خاصی به تجهیزاتش داشت و چند بار گفت تجهیزاتم ۱۰۰ درصد کامله
همش از خودم میپرسم چرا فکر نکرد شاید شرایطی پیش بیاد که اصن نشه از تجهیزات استفاده کرد؟
بابا ادمیزاد جونش به گوزی بنده
۱۰۰۰ بار تکرار و تخصص تو یه کار ساده هم نباید بذاره مغرور شیم
کاش تو هم امروز باهام بودی
بعد حین کار ازم عکس میگرفتی میذاشتی اینجا
کپشن مینوشتی "با زیدی در حال اولین تدریس در دانشگاه ✌🏻😘"
حتما هم باید با همین حالت خودتم تو عکس میبودی
ولیخب نیستی دیگه 🤷🏻♂️
چه میشه کرد؟ علی الحساب خاک تو سرم که نیستی
حالا تا بعد ببینم چه میشه 😮💨😔