John Gian
1.3K posts


@Fahimehkhezr چون خیلی اصرار داشتی سفیدشویی قاسملو رو انجام بدی
میدونستی دستور تجاوز به جسد زنان عضو کومله رو داد؟ طرفدار #زن_زندگی_آزادی مگه نبودی چطوری الان بهش میگی محبوب؟؟
x.com/i/status/18116…
Sara Navidi@navidiii49
عناصر حزب دموکرات کردستان مشغول قهرمان سازی از #قاسملو همزمان با سالروز قتل او (۲۲تیر) هستند و در تلاشند تا #عبدالرحمن_قاسملو را یک قهرمان معرفی کنند در این رشتو کوتاه بررسی میکنم که آیا قاسملو یک قهرمان بوده یا یک جنایتکار حتی در حق خود پانکردها؟ #KingRezaPahlavi ۱
فارسی

مصطفی هجری در #عمق_میدان
مصطفی هجری، از مبارزان برجسته علیه جمهوری اسلامی است. با چنان متانت و گشودگی پاسخِ پرسشها و چالشهای من را داد که الگو گرفتن از خودِ همین نکته میتواند برای کل این مصاحبه کافی باشد.
با این حال گفتوگو نکات مهم کم ندارد. از آقای هجری که دبیرکل حزبی مسلّح است پرسیدم چرا در اعتراضات اخیر نه فقط از سلاحهای خود استفاده نکردند که حتا فراخوانی برای تظاهرات خیابانی هم ندادند؟
اینها و بیش از اینها…دعوت میکنم بشنوید.
youtu.be/sPbDezt1Hdo?is… via @YouTube

YouTube
فارسی

@Fahimehkhezr مصطفی هجری فردی بی سواد سیاسی و فرقه ای است. چنین افرادی برای ایران و ایرانی پشیزی ارزش ندارند. این شخص با تمامی گروهک تروریستی خود خزب باد است کسی که با حضرات جمهوری اسلامی می نشست و معامله پول میکرد و دختران نگونبخت کرد را برای سواستفاده جنسی به حزب می برند. بی شرفا
فارسی

@Fahimehkhezr @Sandisodoleh مترجم بگذارید. طرف فارسیش خیلی ضعیفە و واضح حرف نمیزد و متوجە هم نمیشد.
فارسی

@Sandisodoleh به یک دلیل ساده: متأسفانه زبان مادری ایشان را بلد نیستم:)
فارسی

چه در سر پژاک و جمهوری اسلامی ایران میگذرد؟
کشته شدن اخیر ماردین احدی، سرباز وظیفه جوان کورد اهل بانه که گزارش شده در جاده میان سقز و بانه به قتل رسیده است، بار دیگر فعالیتهای نظامی پژاک در شرق کوردستان (روژهلات) را به عرصه بحثهای عمومی کشانده است. بر اساس گزارشهای موجود، این دومین رویدادی است که در آن پژاک سربازان وظیفه کورد مجبور به خدمت در ارتش اشغالگر ایران را دقیقاً در همین مکان به قتل میرساند. با این وجود، این تحرکات پژاک یک بازی برد-برد برای هم پژاک و هم جمهوری اسلامی ایران است. کشته شدن انسان کورد در چنین چهارچوبی برای هر دو طرف خوراک تبلیغاتی (پروپاگاندا) فراهم میکند؛ چنین کشتاری بیآنکه هیچگونه خشمی در شهرهای مرکزی و فارسنشین ایران برانگیزد یا افکار عمومی ایرانیان (یا فارسها) را وادارد تا بپرسند چرا جمهوری اسلامی هیچ واکنشی نشان نمیدهد، انجام میگیرد.
اگرچه این رویداد به خودی خود حائز اهمیت است، اما باید در یک بستر سیاسی گستردهتر بررسی شود. این مسئله مجموعهای از پرسشها را مطرح میکند که نیازمند بررسی دقیق هستند. این تحولات در بحبوحه فشارهای فزاینده جمهوری اسلامی بر احزاب سیاسی ریشهدار شرق کوردستان رخ میدهد؛ فشارهایی که از آنها میخواهد یا تسلیم شوند و یا برای همیشه باشور (کوردستان جنوبی تحت سلطه عراق) را ترک کنند. علاوه بر این، این رویدادها در پی تفاهمات اخیر و تماسهای دیپلماتیک غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده به وقوع میپیوندند. با این وجود، در قبال پژاک، جمهوری اسلامی به همان اندازه سکوت معناداری پیشه کرده است که ترکیه در قبال این شاخه سیاسی پکک دارد به سکوتش ادامه میدهد. در این پسزمینه، زمانبندی و ماهیت فعالیتهای نظامی پژاک نیازمند پرسشهای جدی است: چرا پژاک اکنون دست به چنین اقداماتی میزند و چرا جمهوری اسلامی در قبال آن تا این حد سکوت کرده است؟
پرسش نخست کاملاً روشن است: اگر پژاک واقعاً قصد دارد مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی به راه بیندازد، چرا در جریان درگیریهای اخیر میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر، از نظر نظامی غیرفعال ماند؟ دقیقاً در لحظهای که دولت ایران تحت فشارهای نظامی بیسابقه خارجی قرار داشت—زمانی که بیشتر پایگاههای نظامی جمهوری اسلامی در کوردستان هدف ضربات سنگین قرار گرفتند و عملاً تخلیه شده و به تأسیسات غیرنظامی و محلههای مسکونی منتقل شدند—پژاک هیچگونه عملیات نظامی انجام نداد.
نکته قابل توجهتر این است که پس از مواضع دوپهلوی اولیه، پژاک بعداً با اجرا و پیروی از اوامر عبدالله اوجالان علناً اعلام نمود که این «جنگ آنها نیست». ملت کورد میداند که این موضع را تنها نمیتوان به عنوان اعلام بیتفاوتی عملی و کلامی نسبت به آینده جمهوری اسلامی، یعنی دشمن قسمخورده کوردها، تفسیر کرد. ممکن است کسانی استدلال کنند که این سازمان صرفاً میخواسته از درگیر شدن در یک مناقشه منطقهای پرهیز کند، کمااینکه احزاب دیگر کورد نیز سیاست عدم دخالت مستقیم در جنگ را انتخاب کردند. با این حال، در منطق تاریخی سیاست مسلحانه کوردی، برخلاف احزاب دیگر، موضع پژاک یک موضع خنثی نبود. زمانی که دشمن اصلی یک گروه مورد حمله قرار میگیرد، از نظر استراتژیک انتظار میرود که آن جنبش تضعیف دشمن خود را به عنوان یک مزیت تلقی کند، حتی اگر از مشارکت مستقیم خودداری ورزد. پژاک با تأکید بر اینکه این درگیری ربطی به سیاستهایش ندارد، ناگزیر پرسشهایی را در مورد اولویتهای استراتژیک خود و اینکه در عمل با کدام طرف جنگ همسو شده است، برانگیخت.
با این حال، بلافاصله پس از پایان آن درگیری، به نظر میرسد و به ظاهر و همراه با تبلیغات فراوان، پژاک فعالیتهای مسلحانه خود را در داخل شرق کوردستان از سر گرفته است. این توالی رویدادها پرسش طبیعی دیگری را به ذهن متبادر میکند: چرا فعالیتهای نظامی تنها پس از فروکش کردن فشارهای نظامی خارجی بر جمهوری اسلامی گویا در حال وقوعاند، آن هم دقیقاً در زمانی که گروههای طرفدار جمهوری اسلامی احساس میکنند رژیم سرکشتر و تهاجمیتر از پیش ظاهر شده است؟
این پرسش زمانی پیچیدهتر میشود که موضع پژاک در کنار موضع سازمان مادر و مدیر، یعنی پکک بررسی شود. کاملاً مستند است—حتی در اسناد خود پژاک—که این گروه به عنوان امتداد سازمانی پکک عمل میکند و در چارچوب استراتژیک گستردهتری که توسط اوجالان و رهبری پکک تعیین شده، فعالیت مینماید. به گفته خود اوجالان حداقل ۱۳ سال قبل یعنی در سال ۲۰۱۳، کجک (KCK که شامل پژاک و تمام گروههای مرتبط با آن میشود) نتیجه مستقیم توافق او با سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت / MİT) است. همانطور که اوجالان بیان کرده است:
"[Yol] açılmalıdır. Biz bu devletin temel demokratik bir unsuru olmak istiyoruz. Emekçilerin demokratik unit’i olmak istiyoruz. AKP de muhafazakar demokrat unit olmayı kabul etsin. Demokratik çözüm istiyorsanız demokratikleşmenin önünü açın. Emre’ler zamanında da KCK’yi bu şartla inşa ettim" (Demokratik Kurtulus, p. 242).
ترجمه: "[راه] باید باز شود. ما میخواهیم یک عنصر دموکراتیک بنیادین برای این دولت [ترکیه] باشیم. ما میخواهیم واحد دموکراتیک طبقه کارگر باشیم. حزب عدالت و توسعه (AKP) نیز بپذیرد که واحد دموکراتیک محافظهکار باشد. اگر خواهان راهحل دموکراتیک هستید، راه را برای دموکراتیزه شدن هموار کنید. من کجک (KCK) را در زمان امره [تانر، مستشار سابق میت] نیز با همین شرط تأسیس کردم."
و در خصوص استراتژی کلان و هدف این پروژه ک.ج.ک نیز، اوجالان در همان گفتگو با نمایندگان حزب دموکراتیک خلقها در سال ۲۰۱۳، این واقعیت را پنهان نمیکند که:
"Kürtleri de devlete yerleştiriyorum... Bu on tane sahte Kürt devletinden daha iyi bir şeydir" (Demokratik Kurtulus, p. 135).
ترجمه: "من کوردها را در درون دولت ادغام میکنم [جا میدهم]... این از ۱۰ دولت جعلی کوردی بهتر است."
او در ادامه خاطرنشان میکند:
"Biz burada [turk] devletin Kürdistan ayağını inşa ediyoruz. Kürt ayağı olmayan devletin bir ayağı eksik olur" (ibid 147-148).
ترجمه: "ما در اینجا در حال ساختن ستون کوردستانی دولت [ترکیه] هستیم. دولتی که ستون کوردی نداشته باشد، یک پایش میلنگد [ناقص است]."
پژاک نه تنها به قول خود اوجالان بخشی از «ستون کوردستانی دولت» است، بلکه هرگز به عنوان یک سازمان خودمختار که قادر به تعیین مستقل جهتگیری سیاسیِ فارغ از پ.ک.ک باشد، عمل نکرده و نمیتواند بکند. با این وجود، امروز رهبری پکک ادعا میکند که گفتمان سیاسی کاملاً متفاوتی نسبت به سالهای ایجاد ک.ج.ک و پژاک اتخاذ کرده است. اوجالان در بیانیه ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ خود، این نقد بر مبارزه مسلحانه را بسط داد تا حتی تلاشهای مسالمتآمیز کوردی برای دستاوردها و مطالبات «فرهنگگرایانه» را نیز نامشروع بخواند و سیاست کوردی را حتی اگر صرفاً بر حقوق فرهنگی متمرکز باشد، منسوخ و ناسیونالیسم افراطی توصیف کرد.
پژاک بدون هیچگونه قید و شرطی از این بیانیه اوجالان حمایت و پایبندیاش را اعلام کرد. پس چگونه میتوان این تناقض آشکار را توضیح داد؟ اگر پکک و پژاک اکنون استدلال میکنند که دوره تاریخی مبارزات مسلحانه به پایان رسیده است، پژاک بر چه اساس سیاسی یا ایدئولوژیکی میتواند همزمان از پایان مبارزه مسلحانه دفاع کند و در عین حال عملیات مسلحانه در روژهلات را تشدید بخشد؟ چگونه سازمانی که وجودش صرفاً مشروط به اجازه پکک است، میتواند استراتژی نظامیای را دنبال کند که با دکترین اعلامشده سازمان مادرش در تضاد است؟ در اینجا باید منطق مخربتری در کار باشد.
این تناقض زمانی آشکارتر میشود که ریشهها، دلایل وجودی و پیدایش خود پژاک را بسنجیم. پژاک پس از دستگیری اوجالان و دگرگونی استراتژیک متعاقب پکک در سال ۲۰۰۴، یعنی همزمان با سازش اوجالان با دولت ترکیه ظهور کرد. تأسیس آن بخشی از یک سازماندهی مجدد منطقهای گستردهتر بود که اوجالان را در رأس مطلق تصمیمگیری برای استراتژی سیاسی کوردها در تمام بخشهای کوردستان قرار داد که در بالا به آن اشاره شد. اسناد بنیادین این سازمان بر اقتدار کامل اوجالان و به رسمیت شناختن او به عنوان مرجع و تصمیمگیرنده نهایی در تمام مسائل مهم کوردستان غیرقابل انکارند. چگونه پژاک میتواند هر انسان دارای اندکی خرد را متقاعد کند که موجودیت و فعالیتهای کنونیاش هیچ ارتباطی با دولت ترکیه و اوجالان ندارد، در حالی که نطفه پیدایش آن نتیجه معاملات پشتپرده رهبرش با سازمان اطلاعات ترکیه (میت) برای پیشبرد منافع استراتژیک دولت بوده است؟
اگر این اصل سازمانی همچنان پابرجا باشد، فعالیتهای نظامی کنونی پژاک نمیتواند به عنوان یک انحراف مستقل از استراتژی پکک درک شود. از سوی دیگر، اگر پژاک اکنون به طور مستقل عمل میکند، این امر نشاندهنده یک انحراف عظیم از مدل بنیادین آن خواهد بود—انحرافی که هیچکس در پژاک تاکنون حتی اشارهای به آن نکرده است.
یک ناهنجاری آشکار و نهایی دیگر نیز وجود دارد که شایسته توجه است. در جریان درگیری اخیر ایران و اسرائیل، نیروهای ایرانی احزاب متعدد کوردی را در سراسر منطقه به شدت هدف قرار دادند. سازمانهای سیاسی کورد روژهلات که در کوردستان جنوبی مستقر هستند ضربات سختی متحمل شدند و شماری از اعضای خود را از دست دادند و مناطق و شهرهای مختلف جنوب کوردستان از جمله اربیل و حتی سلیمانیه در مجموع بیش از ۷۵۰ بار مورد حمله نظامی قرار گرفتند. با این حال، مواضع پژاک حتی یک بار هم هدف قرار نگرفت؛ حتی یک گلوله هم به سوی آنها شلیک نشد.
چگونه میتوان این موضوع را با فعالیتهای از سر گرفته شده کنونی پژاک، یا همسویی پنهان آن با جمهوری اسلامی در طول درگیریها تطبیق داد؟ این مشاهدات پرسشهای تحلیلی مشروعی را مطرح میکنند. آیا منطقی است بپذیریم جمهوری اسلامی—که ظرفیت نظامی و اراده سیاسی خود را برای حمله به اهدافی در سراسر منطقه، از جمله کشورهای تحت حمایت آمریکا و حتی خاک اسرائیل از طریق حملات موشکی که حتی در زمان آتشبس نشان داده است—به نوعی قادر به حمله به پایگاههای شناختهشده پژاک نباشد، آن هم اگر واقعاً آنها را یک تهدید نظامی فوری میدانست؟ فرض اینکه ایران فاقد چنین ظرفیتی است، غیرقابل توجیه است. یا چگونه است که نه پ.ک.ک و نه پژاک هیچگونه ابایی از حمله جمهوری اسلامی و فعالیتهای نظامی خود ندارند؟ چگونه است که این رویدادهای اخیر به نوعی پژاک را مجبور کرده است که درست در همان لحظهای که جمهوری اسلامی در تلاش برای پاکسازی تمام احزاب کوردی دیگر از کل منطقه است، در برابر جمهوری اسلامی سرکشتر از اسرائیل و کشورهای خلیج فارس ظاهر شود؟
اگرچه این پرسشها به خودی خود پاسخهای قطعی ارائه نمیدهند، اما به مجموعهای از برنامههای پنهان اشاره دارند. آنها به شدت بر وجود معاملات پشتپرده میان جمهوری اسلامی و پکک در خصوص روژهلات دلالت دارند. در نهایت، این پویاییها نشاندهنده تلاش حسابشده جمهوری اسلامی برای گسترش نسخه اوجالانیستیِ همکاری با دولت است، تا آن را به عنوان تنها نسخه «قابل دوام» از سیاست کوردی ترویج کند.

فارسی

@ParsiGirl84 @bahar_amti زندگی این زن با شوهرش خوب و با ارزشە رو خوب او مدی!
دارە کس میدە!! اوزگل
فارسی

@bahar_amti به نظرم به یه سری چیزا بستگی داره. اینکه این وسط چند نفر و به چه شکل آسیب میبینن. بچهای این وسط هست یا نه. زندگی این زن با شوهرش خوب و باارزشه یا نه. حس اون مرد به زن و زندگیش چیه ..
فارسی

@nimosh_nimosh @headofcircus خب برو بجنگ حرومزادە چرا وایسادی دوهزاری؟ منتظر کی هستی بچە صیغەای عیرانی؟
فارسی

ئەمە گەورەترین scam ێک بوو کە لە کۆمەڵگای کوردستان دیومە. بەڵام ئەشزانم بۆ چی بوو؛ منیش ئەو کات لە کوردستان بووم پێم وا بوو خەرکی خاریج ئێمەیان بۆ موهیمە و باسی مرۆڤایەتی و شتی وا. بەڵام کە هاتم زانیم وا نییە و تا هێزت نەبێ، وەک هەموو جێگەی دنیا، گوو بە کڵاوت ناپێون.
Eḩmed@choxos
ئەرێ بۆ ئێستا کەس ئاڵای تاجاکستان دانانێ؟
CKB

@iran_krd @kingpersia1399 دایک حیزی ئیتلاعاتی. لە ئێرانە حیزەکەت و دایکیشت بەم جاشی حەرامزادە
CKB

John Gian retweetledi


در استان #آذربايجانغربي با جمعيت بالاي ٨٠ يا ٩٠ درصد ترك، تابلو به سه زبان فارسي، كردي، و انگليسي در شهر خوي نصب ميشود.
آيا اين دهن كجي به ملت ترك نيست؟
آيا جديدا انگليسي و كردي هم #زبان_رسمي #ايران اعلام شده است؟
@drpezeshkian

فارسی

Iran’s strength comes from pulling all of its resources together, including Kurdish talent, not ethnic chauvinism.
Beiranvand’s story is not a separatist story. It is an Iranian integration story: a poor Kurdish/Laki boy from Lorestan became Iran’s goalkeeper through the national football system. Who recognized his talent? Who groomed him and gave him opportunities? Who paid for his success, if not other Iranians?
This reminds me of the Iranian Kurdish Fields Medalist, Fereydoun Derakhshahi, who changed his name to Kaucher Birkar.
He explicitly said, he’s not Iranian, but Kurdish. But nobody asked him, who paid for all years of free education he got, including his schooling at Tehran University, if not hundreds of millions of other Iranians? Knowing the poor region he came from, it’s almost certainly the case he received far more from other Iranians than he ever gave in taxes or anything else.
Exceptional Kurdish individuals are evidence of Iran's ability to integrate and develop talent from different regions, not evidence for ethnic separatism.
MP Sarkawt Shams::النائب سەرکەوت شمس الدين@MPSarkawtShams
A great Kurdish goalkeeper is the real here Iran has.
English

@SimiaoLin انگلیسی هر دو بلدند. چینی زبان سختیە و نوشتن و خواندن و تلفظش کار اضافی میخواهد. چکاریە؟ شما ضرر میکنید کە بازار و نیرو از دست میدهید
فارسی

@padeshahi2026 @Smkokurd ملتهای جعلی! نکنە فکر کردی مثلا عراقی یا عیرانی خدانکردە ملت هستند 😄. عیران ١٠٠ سالە بعد از اینکە بریتانیا پسش انداخت هنوز توهمە و شکل نگرفتە. ترکهە و سوریە و عراق هم ایضا. حیف نیست اسم اینها ملت و کشور باشە وقتی ژاپن و سوئد و خیلیهای دیگە هستند
فارسی

@Smkokurd حالا فعلا خاکش رو پیدا کنید تا بعد
ما و سه ملت دیگه به کسی خاک بدهکار نیستیم
آره بلام جان😏
#پاينده_ایران
#کوردستان_موهوم
فارسی

@i_thiink_so @EhsanSrikani کس مادرت صیغەزادە دهاتی عیرانی. همتون ولوو هستید تو کشوری کە بە حق مسخرەش میکنی. معلوم نیست کدام خارکسدەترە عیرانی یا تورچیەای
فارسی



















