دوستان عزیزی که واقعا علاقه دارن شاهنامه رو بخونن ولی معنی ابیات رو متوجه نمیشن, بهشون این کتاب سه جلدی رو توصیه میکنم. نثر روان و قابل فهمی داره, همراه با پاورقی های کامل و مفصل. تنها مجموعه ایی هست که شاهنامه رو به صورت کامل به نثر درآورده. اگر خواستین ریت بزنید 🌹
شهر بروید و مردم را راحت کنید." گفتند نمی رویم. بالاخره این گروه مزاحم را به هر طریقی از قوچان بیرون راندم؛ بقیه روحانیان قوچان هم جز نکاح و عمل اموات و نماز و مساله کاری ندارند.» /۸
📚 بخشی از کتاب :
و گفتم "این چه لوطیبازی است که برای هوای دلتان هر کس اطاعت نکرد، تکفیر میکنید؟! مرا بابی نوشتهاید؟ بروید ببینید آن مردک سید علویه است؟" انکار کردند و گفتند ما ننوشتهایم. دستخطشان را نشان دادم و گفتم "حالا محبت در حق شما میکنم که چوب نمیزنم و مهار نمیکنم؛ فوراً از این /۷
میرزا محمدعلی محلاتی ملقب به «حاج سیاح»(نویسنده و جهانگرد عصر قاجار و اولین ایرانی که رسما تابعیت آمریکا را پذیرفت) از قول حکمران قوچان، که ظاهراً مردی نیکخواه بود، مظالم و مداخلات ناروای ملایان را در آن شهر برمیشمارد و مینویسد: «اغلب فساد و ناامنی، از طرف ملاها و ۸/۱
گویا یکی از اصول غیر قابل تغییر تجزیهطلبی همین اضافه کردن «و» است، مثلا حتما باید بهجای املای پارسی و تاریخی تُرک بنویسند تورک، به جای کُرد بنویسند کورد. بعید نیست پسفردا استان جدیدی ابداع کنند به نام کوهگویولویه و بویوراوحمود!
سلسلهجبال گوزگوز! برای مردم بیسلاح گردنکلفتید، قویتر از خودتان که به میدان بیاید پوزیشن عوض کرده مشغول ذکر «یعقوبیعقوب» میشوید؛ نمونهاش همان هالک تریاکی شیعه!
امام جمعه تهران که از یک طرف از امپراتور روس هدایای قیمتی میپذیرفت، و از طرف دیگر به «پالمرستون»، وزیر خارجه انگلیس نامهی ارادتمندانه مینوشت، مورد عتاب امیرکبیر قرار گرفت و در مقابل وساطت وزیرمختار انگلیس به او ابلاغ کرد که «یا باید در مقابل بهانهجوییها و دخالتها /۵
امیرکبیر شغل آخوندی و طلبگی را نوعی تنبلی و تنآسائی میشمرد. «میرزا سعیدخان انصاری» یا همان «مؤتمنالملک» وزیر امور خارجهٔ ایران در عصر ناصرالدین شاه قاجار، سرگذشت خود را چنین نقل کرده است: «من ملاسعيد انصاری بودم و طلبهای در مدرسۀ جامع تبریز. روزی یک نفر به مدرسه آمد. ۶/۱