
اردشیر
12.5K posts














امروز اعتراض داریم آقای طاهری @AmirTaheri4 . مناظره شما با احمد زید ابادی ( بیشرف اهل قلم) را دیدم. ابتدا فکر میکردم شاید من بدبینانه قضاوت کردهام اما با خواندن نقدهای دیگر گویی نقدهای خودم را با لحنی آرامتر میخوانم. تا امروز به دلایل مختلف از نقد شما چشم پوشیده صبر به خرج دادم اما به قولی: تا قوت صبر بود کردم، اکنون چه کنم اگر نباشد. خاطرم هست دو سال قبل ابتدا شما بودید که گفتید(( مشروطه میتواند جمهوری هم باشد و به جمهوری تبدیل شود)) در همان روزها در دو اسپیس توییتری با ذکر نص صریح قانون مشروطه این خطای قانونی شما را به خودتان متذکر شدم که با استناد به بند (( سلطنت مشروطه در کل و جز تعطیل بردار نیست )) این قانون دایر بر پادشاهی است و نمیتواند تبدیل به جمهوری شود که در نهایت پاسختان این بود:(( الان وقت این حرفها نیست)) چندی بعد فرمودید (( دموکراسی، سکولاریسم،لائیسیته….. را نیاز نداریم که اگر داشتیم لغت فارسیاش را ساخته بودیم)) و اینگونه دستاوردهای رضاشاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر مبنی بر دخالت ندادن دین در حکومت و برکزاری رفراندوم را تلویحا نفی کردید و نیز تاکید شاهزاده رضا پهلوی ( رضاشاه دوم) مبنی بر التزام به سکولاریسم را نفی کردید. باز چندی بعد گفتید و نوشتید(( ما از اسلام اسیبی ندیدهایم و نیازی به حذف اسلام از قانون مشروطه نداریم)) یا در همین مصاحبه فرمودید(( مشروطه ایدئولوژیک نیست)) حال انکه میدانید و میدانیم مشروطه دین رسمی، الزام سوگند به قران، ضرورت تطابق قانون با اصول مذهب شیعه و لزوم تایید قانون توسط مجتهدان را در خود دارد و دارد و هنر بزرگ اعلیحضرتین رضاشاه بزرگ و شاهشناه آریامهر این بود که ابدا اجازه دخالت دین در سیاست آنهم در ان جامعه خرافات زده مانده از قاجار را ندادند. مگر میشود وقایع و احوالات ایران را دنبال کرد و منکر آسیبهایی شد که این دین اهریمنی بر این ملک و بوم وارد کرده است؟ مگر میشود ایرانی بود و فریادهای انزجار مردم از این دین را نشنید؟











@ayran_sr خب چرا بلاک کرده ،فقط تو نیستی من هر کیو دیدم گفت بلاک شده من حتی یه بارم پست و کامنت نزاشتم زیر توییت این ادم ولی بلاکم کرده ، این ینی تفکر حذفی دیگه، جوابم نمیده هر چی بپرسی ، این ینی تفکر عدم شفافیت، خب من چجوری بپذیرم همچین تفکراتی رو ؟

منم به شما گفتم تخریب دیدیم که تخریب کردیم شما خودت همین الان به جای انتقاد به اقای طاهری شروع به تخریب ایشون کردی همین خود شما چجوری سعی در یاد دادن انتقاد به من داری!؟دقیقا هم فکرانت هم همین کارو کردن در ضمن اگر سوابق و روابط تیم و با ایت الله ها و ظریف تخریب حساب میشه که این تیم ذاتا دست به تخریب خودش زده


جناب دکتر قاسمی نژاد معتقدند هر کس برای کشتار دیماه، غیر از جمهوری اسلامی، شریک یا مسئول دیگری قائل شود، همدست رژیم است. یعنی از نظر ایشان، رژیم تنها بانی کشتار و تنها قاتل است. در این موضوع شکی نیست؛ جمهوری اسلامی یک حکومت سرکوبگر و خونریز است و مسئول مستقیم جنایتهاست. اگر بدون غرض، تعصب و هیاهوی سیاسی نگاه کنیم، چنین گفتاری بیشتر از هر چیز نشاندهنده ناپختگی و بیمسئولیتی سیاسی است. وقتی یک جریان سیاسی در جایگاه فراخواندهنده و مدعی رهبری قرار میگیرد، وظیفهاش فقط تهییج مردم و صدور شعار نیست. وظیفه یک تیم حرفهای این است که اگر یک خیزش بهجای پیروزی، به شکست، سرکوب و فاجعه انسانی ختم شد، بلافاصله وارد مرحله آسیبشناسی شود. یعنی گروهی متخصص، امنیتی، اجتماعی، رسانهای و میدانی تشکیل دهد تا بررسی شود: کجا اشتباه شد؟ چه کمبودهایی وجود داشت؟ چرا هزینه مردم اینقدر بالا رفت؟ چطور میشود در آینده هزینه را کمتر کرد؟ چه زیرساختهایی وجود نداشت؟ و چگونه میتوان از تکرار چنین فاجعهای جلوگیری کرد؟ این ابتداییترین اصل مسئولیتپذیری سیاسی است. اما اینکه بهجای آسیبشناسی، هر انتقاد و هر مطالبه پاسخگویی را با برچسب «همصدایی با رژیم» خفه کنید، دقیقاً نشانه فرار از مسئولیت است می گویند هر که بجز رژیم قاتل کسی را شریک فاجعه بداند ، با رژیم است . و سؤال اینجاست: مگر شما این مهم را پیش از فراخوان، نمیدانستید که رژیم تا چه حد قاتل است ؟ پس چرا خودتان این قاتل بودن رژیم را نادیده گرفتید ؟ مگر آبان ۹۸ را ندیده بودید؟ مگر ندیده بودید که همین رژیم در نیزار ماهشهر علیه مردم تانک و تیربار آورد؟ مگر ندیده بودید که برای حفظ خودش، از شلیک مستقیم به مردم، کشتار و قتل نوجوانان ، حتی غیر معترضین هم ابایی ندارد؟ پس چطور همان زمان، قاتل بودن رژیم را نادیده گرفتید و مردم را بدون کوچکترین آمادگی به خیابان فراخواندید؟ بدون سازماندهی. بدون شبکه میدانی. بدون آموزش مقابله با سرکوب. بدون سیستم امدادرسانی. بدون پشتیبانی حقوقی. بدون راهکار ارتباطی در زمان قطع اینترنت. بدون هیچ سازوکاری برای کاهش هزینه مردم. اگر میدانستید رژیم میکشد ، که میدانستید پس مسئولیت شما فقط «فراخوان دادن» نبود؛ مسئولیت شما این بود که تا حد ممکن، هزینه مردم را کاهش دهید و هزینه سرکوب را برای حکومت بالا ببرید. رهبری سیاسی یعنی همین. یعنی اگر مردم به دعوت شما به خیابان میآیند، جانشان باید در اولویت باشد، نه اینکه بعد از فاجعه فقط بگویی: «قاتل رژیم بود» و هر مطالبه پاسخگویی را همصدایی با حکومت جا بزنی. هیچ فرمانده ای بدون نقشه ، پشتیبانی و مهمات ارتشش را به جنگ نمی برد . درس نگرفتن از اشتباه یعنی تکرار اشتباه . وقتی میدانیم گرگ میدرد، عاقلانه نیست که آدمها را با دست خالی جلوی گرگ رها کنیم و بعد فقط بگوییم «خب گرگ درنده بود». بله، گرگ مقصر است؛ اما کسی هم که بدون محافظت، بدون ابزار و بدون راه نجات مردم را مقابل گرگ فرستاده، نمیتواند از مسئولیت فرار کند. در سافاریهای آفریقا، مردم برای دیدن شیر و حیوانات درنده داخل خودروهای محافظتشده میروند، چون همه میدانند حیوان درنده رحم نمیکند. حالا تصور کنید راهبر تور بگوید: «پیاده بروید وسط درندهها، اتفاقی نمیافتد، ما پشت شماییم»؛ بعد وقتی فاجعه رخ داد، خودش در امنیت بنشیند و فقط بگوید «شیر درنده مقصر بود» هیچکس جنایت رژیم را فراموش نمیکند؛ اما کسی هم حق ندارد با تکیه بر اینکه رژیم قاتل است ، که صد در صد قاتل است ، خود را از هر مسئولیتی مبرا بداند . رهبری سیاسی فقط فراخوان دادن نیست؛ مسئولیتپذیری در برابر جان مردمی است که به دعوتش اعتماد میکنند . از این رو هر نقدی را دشمنی یا هر پرسشی را حمله تلقی نکنید و چون رژیم ، فقط راه سرکوب و اتهام را در پیش نگیرید . شجاعت داشته باشید و از مردم عذرخواهی کنید . @SGhasseminejad

@ayran_sr تغییر اسم انتقاد های ما به اعضای تیم به 《حمله به شاهزاده》 توسط همین تیم صورت گرفت ما آزادیم که انتقاد کنیم و مشاوران شاهزاده موظف هستند که پاسخگو باشند نه اینکه ما رو بلاک کنند؛من جمهوری و مشروطه برام فرقی نداره من ایرانی میخوام که آزادی بیان داشته باشم "اول ایران بعد شاهزاده"







مناقشه علی کریمی و شاهین نجفی چند نکته مهم را دوباره یادآوری کرد. این ماجرا نشان داد یک نفر میتواند محبوب، مشهور و حتی الهامبخش باشد، اما ثبات سیاسی نداشته باشد؛ چون تصمیمهایش بیشتر بر احساس، فضای لحظهای و ترند عمومی سوار است تا آیندهنگری و شناخت عمیق سیاسی. اما چند سؤال مهم در ذهن من باقی ماند. آیا باز هم کودکستانی یارگیری و تیمسازی راه افتاده؟ یکی مستقیم یا غیرمستقیم از این طرف حمایت میکند، دیگری واکنش نشان میدهد، بعد هم با شعار «شاه، شاه» شاه را سپر دعواهای شخصی خود قرار میدهند و به جان هم میافتند. ما هنوز لگد به توپ علی کریمی به «ساک» در مستطیل سبز را فراموش نکردهایم. همانطور که آهنگ «لیلی لیلی» شاهین نجفی را هم از یاد نبردهایم. برای همین، وجدان خودمان را ترازو قرار دادیم و تا امروز همه را به خویشتنداری، حفظ جبهه واحد و کنترل اختلافات دعوت کردیم. در نهایت، دغدغه مردم داخل ایران با دغدغه بسیاری از ما در خارج فرق میکند. مردم زیر فشار واقعی، ترس واقعی و فرسایش واقعی زندگی میکنند. ما طرف مردم ایران هستیم، نه دعواهای بیپایان سلبریتیها و تیمهایی که میآیند و میروند. اما یک نکته مهمتر هم هست؛ مخاطب امروز خودش باید تحلیلگر باشد. باید بتواند لایههای پنهان اختلافات را ببیند. ممکن است از یک مهره نفوذی استفاده شود، ممکن است کسی ناگهان بگوید «مگر مردم قرار است تا ابد عزادار بمانند؟» و آرامآرام همان مسیر فرسایش انقلاب مهسا را بازتولید کند. مخلص کلام؛ ما دیگر وارد دعوای سلبریتیها نمیشویم و راه خودمان را میرویم. اما اگر بخواهم یک پیشنهاد بدهم، این جریان بیش از هرچیز به یک روابط عمومی حرفهای، اتاق حل اختلافات داخلی و توانایی حفظ امید مردم نیاز دارد. هیچ جنبشی با نمایش دائمی اختلافاتش در برابر عموم پیروز نمی شود…



