ron
11.7K posts


آن سوی چهره؛ نگاهی به آثار باسم دحدوح 🎥نهال تابش «در نقاشیهای باسم دحدوح، بدن انسانی نه بازنمایی واقعیت، بلکه صحنهی رویارویی با تراژدی، آشوب و خشم فروخورده است. این هنرمند سوریهای در مرز میان بیان و حذف، معنا و ابهام، تلاش میکند تجربههای عاطفیِ متضاد را با زبانی بصری بیان کند؛ زبانی که ریشه در بیعدالتی، جنگ، پریشانی و رؤیای مقاومت دارد.» aasoo.org/fa/multimedia/…

برگرفته از بیانیۀ مطبوعاتی جامعۀ جهانی بهائی به تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۵












«اختلاف عمیق به خودیِ خود مسئلهی مهمی محسوب میشود اما وجودش نشانهی نوعی سلامت در ساختار سیاسیِ جامعه است.» 🎙️ در این قسمت از #پادکست «یک کتاب» در گفتوگو با عرفان ثابتی، به معرفی #کتاب «بحث سیاسی در عصر دودستگی» میپردازیم. on.soundcloud.com/2AmDKh2misMLrV…





پگاه آهنگرانی: خواستم یادآوری شود مردم ایران چقدر زیبا برای آزادی تلاش کردهاند پگاه آهنگرانی، بازیگر و مستندساز ایرانی، میگوید مستند تازهاش «تمرینهایی برای یک انقلاب» تلاشی است برای مرور بیش از چهار دهه از تاریخ معاصر ایران؛ روایتی شخصی که با تکیه بر آرشیوهای خانوادگی و تصاویر اعتراضات خیابانی، چند دهه تاریخ معاصر ایران را از خلال تجربه زیسته خودِ او بازخوانی میکند. آهنگرانی که فیلمش در بخش ویژه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد، در گفتوگو با بخش فارسی رادیو بینالمللی فرانسه درباره ایده «انقلاب نهایی» گفت تصور روشنی از آن ندارد، اما اگر قرار باشد تصویری از آن وجود داشته باشد، دوست دارد «ترکیبی» از جنبشهای معاصر ایران، از «زن، زندگی، آزادی» تا خیزش دیماه گذشته و «آنچه در ۸۸ اتفاق افتاد» باشد. آهنگرانی که به تازگی صاحب فرزند شدهاست، پیش از نمایش فیلم، اثرش را به «مادرانی که فرزندانشان را در راه آزادی از دست دادهاند» تقدیم کرد. #ار_اف_ای لینک: rfi.my/Ci57

برای مواجههی مدنی با اختلاف نظر، بهویژه در عرصهی سیاست، پیش از هر چیز باید بپذیریم که همهی عقاید درست، معقول و قابل دفاع منحصر به کسانی نیست که به جناح یا طیف سیاسیِ ما تعلق دارند. به همین ترتیب، باید اذعان کنیم که افرادی با گرایشهای سیاسیِ متفاوت نیز ممکن است نظراتی سنجیده، موجه و قابل دفاع داشته باشند. برای تمرین این نگرش، میتوان از خود آغاز کرد. یکی از باورهای سیاسی خود، همان باوری که برایتان از همه مهمتر و بدیهیتر است، را برگزینید. سپس آگاهانه بکوشید تا دلایلی را نه در دفاع بلکه در نقد و رد آن بیابید ــ البته «بهترین» و «محکمترین» دلایل و نه استدلالهایی سطحی و شعاری که به سادگی بتوان آنها را رد کرد. ناتوانی از چنین کاری نشان میدهد که، ناخواسته، خود را مالک انحصاریِ حقیقت میدانیم و نظراتِ مخالف را بیاعتبار میپنداریم. اینکه بپذیریم کسی که با ما اختلاف نظر دارد، آدمی عاقل و منطقی است، لزوماً به این معنا نیست که او به حقیقتِ نهایی دست یافته است. هدف این است که بتوانیم با صداقت و انصاف، دلایلی را که او ممکن است در دفاع از موضع خود اقامه کند، جدی بگیریم. چنین رویکردی به هیچ وجه به معنای دست کشیدن از باورهای خود نیست بلکه نشانهی پذیرش این واقعیت است که طرف مقابل نیز انسانی خردمند است که بر اساس دلایلی متفاوت به نتیجهی دیگری رسیده، دلایلی که ممکن است نادرست باشد اما لزوماً سست و بیمعنا نیست. نخستین گام در این مسیر، «گوشدادنِ واقعی» به دیگری است. باید بپذیریم که ما، یا حتی همفکرانمان، بهترین داور برای ارزیابیِ استدلالهای طرف مقابل نیستیم. متأسفانه اغلب به جای آنکه مستقیماً به سخن مخالف گوش دهیم، به سراغ کسانی میرویم که مانند ما میاندیشند و از زبان آنان، نظر رقیب را به شکلی تحریفشده، تحقیرآمیز یا سطحی میشنویم. اما راه درست این است که بکوشیم استدلالهای طرف مقابل را، آنگونه که هست، در بهترین و منسجمترین صورتبندیاش، بفهمیم. این کار، بیش از هر چیز، محتاج فروتنیِ فکری است. باید از خود بپرسیم: آخرین باری که نظرمان را تغییر دادیم چه زمانی بود و چطور چنین اتفاقی رخ داد؟ آیا آن تغییر حاصل گفتوگویی جدی و صادقانه نبود؟ نظرمان اغلب وقتی تغییر میکند که با استدلالهایی مواجه شویم که نتوانیم به راحتی آن را رد کنیم، نه زمانی که طرف مقابل را تحقیر یا ساکت کنیم. اگر گفتوگو به جدل، تمسخر یا طرد بینجامد، احتمال تغییر و رشد فکری به حداقل میرسد. ▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید. aasoo.org/fa/podcast/5378


dialog.tavaana.org/cognitive-bias… پیوندهای خیالی در ذهن؛ سوگیری «همبستگی کاذب» و زنجیرهای دروغین تعصب ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند. این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد. بافتن نخهای بیربط به هم: چرا ذهن رابطههای دروغین میسازد؟ سوگیری شناختی «همبستگی کاذب» (Illusory Correlation) زمانی رخ میدهد که ذهن ما بهطور کاملا اشتباه، رابطهای معنادار میان دو پدیده، رفتار یا ویژگی تصور میکند که در واقعیت هیچ ارتباط ارگانیکی با هم ندارند. مغز ما برای سادهسازی جهان، عاشق پیدا کردن الگوهاست و از همزمانیهای تصادفی، قوانین کلی میسازد. به عنوان مثال، اگر یک بار فردی از یک گروه فکری یا عقیدتی خاص رفتار نادرستی انجام دهد، ذهن ما تمایل دارد میان «آن هویت» و «آن رذیلت اخلاقی» یک پیوند همیشگی برقرار کند. این پیوند خیالی، خشت اول دیوار عدم پذیرش است؛ چرا که ما بدون دلیل منطقی، دو چیز بیربط را به هم گره میزنیم. تهمتهای سیستماتیک: چطور همبستگی دروغین به فرقهگرایی سوخت میرساند؟ وقتی این سوگیری شناختی بر تفکر اجتماعی ما حاکم شود، پدیدهی ناگوار دیگریستیزی شکل میگیرد. در ساختارهای فرقهگرایانه، از این خطای ذهنی برای بدنام کردن حداکثریِ «دیگران» استفاده میشود. تئوریسینهای تعصب با برجسته کردن لغزشهای معدود مخالفان، به پیروان خود القا میکنند که میان آن عقیده خاص و رذایلی چون خیانت، بیاخلاقی یا مکر، رابطهای ذاتی وجود دارد. این تعمیمهای ساختگی باعث میشود که افراد دچار نارواداری مفرط شوند؛ چرا که در ذهن آنها، هر کس خارج از دایره خودیها قرار دارد، بهطور اتوماتیک حامل یک ویژگی منفی اخلاقی تصور میشود. پادزهر انصاف: تفکیک «باور» از «رفتار فردی» برای شکستن تله همبستگی کاذب، نیازمند تفکر انتقادی هستیم. هر زمان تفکر شما یک ویژگی منفی را به کل یک گروه یا مذهب نسبت داد، باید از خود بپرسید: «آیا واقعا رابطهای علت و معلولی میان این دو وجود دارد، یا من فقط چند نمونه برجسته و منفی را به یاد میآورم؟» رواداری از جایی آغاز میشود که ما بفهمیم رذایل یا فضایل اخلاقی، در انحصار هیچ خط فکری، جغرافیا یا مکتب خاصی نیستند. با گسستن این پیوندهای خیالی در ذهنمان، میتوانیم انسانها را بر اساس رفتارهای فردی و عینیشان بسنجیم، نه بر اساس برچسبها و زنجیرهای دروغینی که سوگیریهایمان بافتهاند. مطالعه بیشتر در وبسایت گفتوشنود dialog.tavaana.org/cognitive-bias… #سوگیری_شناختی #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا


