Saba

8.9K posts

Saba banner
Saba

Saba

@s__a__b__aa

‏‏‏اهل هیچ جا_نویسنده ی دون پایه.

Katılım Ağustos 2020
218 Takip Edilen853 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Saba
Saba@s__a__b__aa·
اگه اون بیرون یکی رو داشتیم که توجه کردنش به اندازه ی توجه تمام مردم برامون با ارزش بود انقدر اینجا به بهانه های مختلف عکس از خودمون نمیذاشتیم چون که عینکی ام چون که لاک زدم چون که وزن کم کردم چون که...
فارسی
13
19
247
0
Saba
Saba@s__a__b__aa·
پسره پاشو گذاشت رو دست دوستش که از خستگی نشسته بودکف آسفالت و دستشو هایل بدنش کرده بود از قصد بودو هار هار خندید. چی بار آوردن به اسم بچه. اگه می‌بینید بچه هاتون از درد کسی ککشون هم نمیگزه و لذت هم میبرن ببریدشون روانپزشک اینا عادی نیستن و در آینده برای جامعه خطرناکن
فارسی
0
0
5
56
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@shimshim_84 نچ نچ نچ چه ترسناک. من یه جا مهمون بودم دیدم چهار تا برگ رویی کلم و کاهو پیچ رو کند و بقیه ش رو نشسته خرد و سالاد کرد. خانم دکتر هم هستن ایشون
فارسی
1
0
1
21
Shima
Shima@shimshim_84·
@s__a__b__aa انگلش خیلی ام ناجوره یه کیستی ایجاد میکنه تو ریه که با جراحی برمیدارن همسر پسرخاله من کدت ها درگیر بود تا فهمیدن کیسته در اثر انگل دیگههیچجا سبزیو سالاد نمیخوره مطلقا
فارسی
1
0
1
50
Saba
Saba@s__a__b__aa·
برای شستن سبزی خوردن و کاهو و... انقدر آب مصرف میشه که من هر بار واقعا عذاب وجدان میگیرم انقدر آب هدر میره(خوب شد استخر ندارم جنبه ش رو ندارم)نمیشه سبزی بی انگل کاشت کنن
فارسی
2
0
7
238
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@clooopppiii چرا بادکنک انقدر خاص بود کم بود اون موقع ها؟ یه جعبه شانسی مستطیل دیگه هم بود که تقسیم شده بود به مربع مربع های کوچولو و پرفراژ طور. پول می‌دادیم یکیشو انتخاب میکردیم و دور اون مربع رو که می‌برید گ یه ات و اشغال پلاستیکی جایزه ش بود پسر بچه ها تو تابستون از اونا می‌فروختن
فارسی
1
0
1
12
Clooopi(کلوپی)🌽🌽
@s__a__b__aa احتمالا حق با مامانت بوده، در مورد اون بزرگه هم نگران نباش فقط طعمه بود و بقالیا همه‌شون اینکارو میکردن، اولین‌باری که رفتم آبادان لای ته‌لنجیا یه بسته ۵۰تایی بادکنک بزرگ خریدم و تا سال‌ها هر بچه‌ای مناسبت عیدی و تولد داشت یدونه میدادم بهش «ستاد جلوگیری از عقده»
فارسی
1
0
1
25
Clooopi(کلوپی)🌽🌽
یه بادکنک شانسی‌هایی بود، شماره انتخاب میکردی، واسه تولدم ۱۰تا بادکنک میخواستم بخرم دیدم بقالیمون از اینا داره، ۲۰تا ازش مونده بود که اون بادکنک بزرگه هم جزئشه، ۵۰٪ شانس ممکن بود ببرمش، شماره‌هارو گذاشت جلوم دیدم ۲۰تا بادکنکه ۱۹تا شماره مادرجنده شماره بادکنک بزرگه رو برداشته بود
کامبوزیا🦍@Kamboziyaa

تخم مرغ شانسی ❌ شانس تخمی✅

فارسی
3
0
5
247
Saba
Saba@s__a__b__aa·
حالا من با این سن ننه اصحاب کهفم با دیدن اون ویدئوی تخم مرغ شانسی هوس کردم یکی بخرم رو من چرا تاثیر معکوس داشت پس
فارسی
0
0
6
105
Saba
Saba@s__a__b__aa·
شما تا حالاتو توییتر یه کسی که گفته باشه و بدونید سوپر مارکتی بقالی شعبه ای از افق کوروش یا ماهانی هفتی امیرانی چیزی داره و کلاً کسی که فروشنده مواد غذاییه دیدید؟
فارسی
0
0
2
53
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@badass_molook جالب بود. ولی مگه همه همینطوری نیستن؟
فارسی
0
0
0
53
Rumi Rouge
Rumi Rouge@badass_molook·
یه ویدیو دیدم دربارهٔ مراحل کات کردن یه اجتنابی. انقدر عمیق حسش کرده بودم که گفتم حتماً باید بیام و بنویسمش. همه فکر می‌کنن آدم اجتنابی یک‌دفعه تصمیم می‌گیره بره، اما واقعیت اینه که معمولاً مرحله‌به‌مرحله شما رو کنار می‌ذاره. مرحلهٔ ۱: چیزهای کوچیک کم‌کم می‌رن روی اعصابش نیاز شما به دیدن همدیگه، تماس گرفتن یا وقت گذروندن براش آزاردهنده می‌شه. حتی ممکنه چیزهایی مثل مدل نفس کشیدن یا غذا خوردنتون هم دیگه توی ذوقش بزنه. چیزهایی که قبلاً اصلاً مهم نبودن، یک‌دفعه به‌شدت irritating می‌شن. همون مرحلهٔ «چرا درِ گنجه بازه، چرا دم خر درازه». مرحلهٔ ۲: کمتر دربارهٔ فکرها و احساساتش حرف می‌زنه می‌پرسین: «کارت چطور بود؟»، «چرا ناراحتی؟» یا «چی شده؟» و جواب‌ها خیلی کوتاه و سطحی می‌شن. گفت‌وگوهای روزمره حتی صحبت در مورد مثلا سیاست و اینا هنوز ادامه دارن، اما گفت‌وگوهای عمیق کم‌کم کوتاه و کمتر می‌شن. انگار یه نوری داره خاموش می‌شه. مرحلهٔ ۳: برمی‌گرده به تنظیمات کارخونه شروع می‌کنه بیشتر کار کنه، بیشتر ورزش کنه، بیشتر وقت بذاره برای سرگرمی‌ها و دوست‌هاش، بیشتر توی گوشی بودن و هر کاری که تمرکزش رو از رابطه برداره. در واقع، انرژی‌اش از رابطه به سمت خودش برمی‌گرده و وقت دونفرهٔ باکیفیت کمتر می‌شه. اینجاست که شما می‌فهمین یه مشکلی وجود داره و معمولاً شروع می‌کنین بیشتر نزدیک شدن، بیشتر تلاش کردن و بیشتر گدایی توجه و اونم سریعتر دور میشه. مرحلهٔ ۴: تو ذهنش برای تمام کردن رابطه مدرک جمع می‌کنه شروع می‌کنه به جمع‌آوری دلیل برای اینکه چرا این رابطه کار نمی‌کنه؛ دلایلی که اتفاقا تا لحظهٔ جدایی با شما در میون نمی‌ذاره. دعواهای قدیمی رو دوباره مرور می‌کنه، نقص‌های شما بیشتر به چشمش میان و تفاوت‌های کوچیک یهویی تبدیل به دلایل بزرگ می‌شن. مثلاً یک‌دفعه یادش می‌افته: «تو جنگل نوردی دوست نداری، ولی من دوست دارم، پس ما اصلاً به هم نمی‌خوریم.» مرحلهٔ ۵: صمیمیت و محبت اجباری به نظر می‌رسه اگه توی چنین رابطه‌ای بوده باشین، دقیقاً می‌دونین منظورم چیه. بغل‌ها کوتاه‌تر می‌شن، بوسه‌ها کوتاه‌تر می‌شن و اون گرما و محبت قبلی کم‌کم سرد میشه انگار هر نوع صمیمیتی براش تبدیل به یک وظیفه شده. شما هی حس میکنین یه چیزی سرجاش نیست، هی این باز به دعوا تبدیل میشه. مرحلهٔ ۶: حضور فیزیکی داره، اما ذهنی و عاطفی: نه! این تنهاترین و سردترین بخش رابطه اس. جاییه که شما هم دیگه حالتون‌خوب نیستا، ولی با این تفاوت که شما هنوز دارید برای نجات رابطه تلاش میکنین دوتایی روی یک مبل نشستین و فیلم می‌بینین، اما شما احساس تنهایی عمیقی دارین؛ انگار واقعاً کسی نیست. طرف مقابل کنارتونه هااا، اما دیگه هیچ اتصال عاطفی‌ای حس نمی‌کنین و نمیدونین چطوری میتونین رابطه رو نجات بدید. مرحلهٔ ۷: بالاخره کلمات بیرون میان و جدایی اتفاق می‌افته اما این جدایی برای اون همون لحظه شروع نشده. بعد، درست زمانی که اون تقریباً همه‌چیز رو پردازش کرده، تقصیرارو میندازه گردن شما و دعواهای اخیر شما و شما رو کنار می‌ذاره؛ در حالیکه شما تمام‌مدت داشتید نقشه ی نجات میچیدید، اون داشته نقشه ی فراار میچیده. و سوگ جدایی شما و‌هزاران سوال شما تازه از اون لحظه شروع میشه.
فارسی
5
0
12
1.1K
Saba
Saba@s__a__b__aa·
گفتن آمریکا کوه کلنگ رو هم خواهد زد. با اطمینان گفتن
فارسی
0
0
3
115
Saba
Saba@s__a__b__aa·
از هوش مصنوعی پرسیدم میشه هیومیک اسید رو به برگ گیاهام اسپری کنم؟گفت آره.گفتم ولی هیومیک اسید برای تقویت خاکه و اصلا از طریق برگ جذب نمیشه.به روی خودش هم نیاورد که ریده گفت حالا بیا صادقانه و رک جوابت رو بدم 😐 عین این معلما که سوتی میدادن بعد میگفتن میخواستم ببینم حواستون هست؟
فارسی
1
0
9
893
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@c0tpy خیلی گرونه
فارسی
1
0
1
10
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@ghalbe_sangi دلم سوخت براش. چون هرگز نمیرسه فریز شده
فارسی
1
0
9
867
ghalbe sangi
ghalbe sangi@ghalbe_sangi·
گلدونه یه جوریه که انگار داشته فرار میکرده، یهو دیدنش همونجا وایستاده😂
ghalbe sangi tweet media
فارسی
45
61
9.2K
95.1K
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@odohxxh اینها ببین معلوم نیست دیگه.
Saba tweet media
فارسی
1
0
1
7
حدو🦢
حدو🦢@odohxxh·
@s__a__b__aa پاک نکردم بخدا :))) اصن به آرزومم نرسم این شیرینیه مهمون من خیلی دلم خواست :)))
فارسی
1
0
0
6
حدو🦢
حدو🦢@odohxxh·
من دو تا چیز میخوام تو‌ زندگیم که باید بهش برسم اگر به زودی به این دوتا برسم نمیگم کل توییتر ولی به همونایی که این توییتو فیو کردن شیرینی میدم🤌🏻🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️
فارسی
2
0
16
93
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@odohxxh بابا شیرینی نخواستم بی چشم داشت دعا کردم عکس هم تزئینی است. چرا پستت رو پاک کردی 🤣
فارسی
1
0
1
13
Saba
Saba@s__a__b__aa·
@m_pooyafard کف رفت دهنش؟ 🤣🤣🤣
Saba tweet media
فارسی
0
0
2
117
Dr.mahsima.pooyafard
Dr.mahsima.pooyafard@m_pooyafard·
#فوری این وضعیت فعلی جمهوری اسلامی است؛ درحالیکه میگه ما اصلا هم مشکلی نداریم و تازه خیلی هم داره بهمون خوش میگذره...😆
فارسی
5
11
422
60.7K
Saba
Saba@s__a__b__aa·
دیشب استانبولی درست کردم اما انقدر پروتئین خوارم که یه تن ماهی هم کنارش گذاشتم. حال باز بقیه ش رو با کباب تابه ای. واقعا مرگ بر غذای گیاهی. قوت و جون نداره که فقط شکم پر کنه س
فارسی
0
0
6
120
Saba
Saba@s__a__b__aa·
خبرنگارهای صدا و سیما رو فرستادن جنوب یکی یکی کلی از نجابت مردمش وخونگرمیشون تعریف کردن بعد آخر سر این چخماقی گفت یه خواهشی داشتم که تو این گرما لطفا اگه میشه... گفتم الان میگه لااقل حالا که جنوبی ها تو جنگ و زیر موشک بارونن مسولین برق اینا رو قطع نکنن ولی گفت مردم صرفه جویی کنن.
فارسی
0
0
2
59