
کاش امروز بکتاش آبتین بین ما بود: «سایهاش تمامِ شهر را گرفته بود؛ گمان میکردیم کوه است... فروریخت و دیدیم حُبابی بود که از دهانِ تاریکی بیرون پریده بود!» «بگذار بگویند مرگ پایان است، اما من میگویم: مرگِ یک دیکتاتور، تنها روزی است که تقویمها واقعاً بهار را لمس میکنند.»






