

Lion of iran
15.3K posts




بنابراین دکترین نظامی به سرباز و فرمانده یاد میدهد «چگونه فکر کند» تا در هر موقعیت پیچیدهای بتواند خودش بهترین تصمیم را بگیرد، نه اینکه فقط «چه کاری را انجام دهد» را حفظ کند و مثل ربات اجرا کند. امّا تکنوکرات ابتکار عمل خود را معطّل اقتدار مستقر است. وقتی قدرتی که اتوریتهش را به او تفویض میکند مستقر نباشد، یعنی در زمانه تعطیلی دولت، «تیم» تکنوکرات جز دست بر خایه، چشم به آسمان دوختن، در انتظار تقدیری که سرنوشت او را تعیین کند، کار دیگری نمیتواند بکند. چون وظیفه او اجرای دستورالعملهای ثابت دولت است. وقتی دولتی در کار نباشد که دستورالعمل ثبات خود را برای او بخشنامهکند، تکنوکرات ممکن است دچار اختلال مکانی بشود، یعنی بیآنکه دولتی در کار باشد، در تخیّل استقرار دولت مطلوب خود، دستورالعملهایی را صادر کند تا وجدان معذّب خود را ساکت کند. نظیر همان دفترچهای که تیم تکنوکرات رضاشاه دوم به بیرون داد. اوضاع وقتی بحرانی میشود که سرنوشت ملّتی در روزگار تعلیقِ دولت به دستانِ تیم تکنوکرات سپرده شده باشد و آنها همین فرهنگ سمّی انتظار و تعلیق را به ملّت تزریق کنند. به جامعهای که بابت پویایی ذاتی خود برای بازپسگیری عاملیّت خود منتظر بخشنامه نمیماند. ملّت یک قدم جلو میآید، سپس منتظر اقدامات موثّر متولّی خود میشود. امّا تیم تکنوکرات متولّی، چون برخلاف تیم نظامی ذاتاً کارمندصفت و پیرو است، یعنی نمیتواند ابتکار عمل را در دست بگیرد، عاملیّت ملّت را به آسمان حواله میدهد./۲


اعلیحضرت! این دفترچه، در مورد چگونه بازپسگرفتن ایران یا همان کسب قدرت هیچ حرفی نمیزند. چرا؟ چون تیم تکنوکرات شما فهم و درکی از استراتژی و تاکتیکهای مبارزه برلی کسب قدرت ندارد. گذار مربوط به بعد از بازپسگیری است و گذار را آن کسی انجام خواهد داد که اول قدرت را کسب کرده باشد. فلذا نوشتن دفترچهای به این سُستی و پرت بودن، صرفاً وقت ما را تلف خواهد کرد. چرا؟ چون نمیگوید که چطور میشود قدرت را کسب کرد. بلکه تیمی که آن را نوشته با سادهلوحی تمام مسئله اصلی را که طراحی سقوط است فراموش کرده است. چون تکنوکرات است. تکنوکراسی وقتی معنا میدهد که اول قوه حاکمهای باشد که به این برادران کارمند در نوفدیدی دستورالعمل بدهد. البته هر ایرانی وطنپرست تا پای جان در دفاع از شاهش خواهد ایستاد. منتها در دفترچه گویا عمداً فراموش شده که آن ۵۰هزار جان آزاد #جاویدشاه گویان شهید شدند، نه برای امور موهومی نظیر آنچه در دفترچه آمده است. این دفترچه صد عیب دارد که هر یکی از آنها میتواتد کشوری را کلّهپا کند. کاری که بایست بشود این است که بودجه اتلاف شده برای تیم قطع شود و مابقی صرف تشکیل دفتر نظامی شما شود. چرا #دفتر_نظامی باید جایگزین «تیم» بشود؟ پیشتر بارها نسبت به اهمیّت جایگزینی دفتری نظامی بهجای «تیم» فعلی رضاشاه دوم تذکّر دادیم. لزوم این تغییر بنیادین، صرفاً ناشی از فَشَل بودن تیم نیست، که ناوارد بودنش را در ۱۰۰٪ رویدادهای سابق به عینه دیدیم. دفتر نظامی، وجوب خود را از ضرورت اتّخاذ آرایشی نظامی در کابینه شاه، میگیرد. نخست آنکه، «دفتر نظامی»، اگرچه از دکترین نظامی بهره میگیرد، امّا برخلاف «تیم» تکنوکرات، ماذون و محدود به اجرای بخشنامههای ثابت نیست. دکترین دفتر نظامی، روش خاصّی برای تفکّر در مورد جنگ و روشی برای مبارزه ایجاد میکند. این پایه و اساس همه برنامهریزیها و اجراها است. شامل اصول، تاکتیکها، تکنیکها و رویههای اساسی. یعنی متوجّه به ضرورتهای گامبهگام مبارزه است، نه که منتظر بخشنامه بماند تا تازه کار خود را آغاز کند. به بیان دیگر دکترین ارتش بر نحوه تفکّر - نه به چه چیزی فکر کردن - تمرکز دارد. بنابراین، دکترین راهنمای عمل است و نه مجموعهای ثابت از قوانین و یا بخشنامههایی که مورد استفاده تکنوکراتهاست. دکترین نظامی، کاربرد تاکتیکی را پیشنهاد میدهد، اما آن را دیکته نمیکند. بهعنوان مثال، دکترین نظامی دستور پخت غذا نیست که بگوید «دقیقاً ۳ قاشق نمک بریز»، یا «چهار انتخابات برگزار خواهیم کرد»! دکترین مثل آموزش آشپزی است. ملّت ایران نیاز به یادگرفتن روش جنگیدن، معلومات و تجهیزات مبارزه دارد. جنگ پر از ابهام، عدم قطعیّت، غافلگیری و تغییرات لحظهای است. اگر دکترین به جای چارچوب فکری، فقط لیست کارهای ثابت بدهد، شرایط که عوض شود، سرباز/فرمانده فلج میشود، چون چیزی که یاد گرفته بود دیگر جواب نمیدهد. ابتکار عمل از دست میرود. دشمن که سریعتر و خلّاقتر فکر کرده، برنده میشود. امّا وقتی دکترین نحوه درست فکر کردن را یاد میدهد، ملّت میتواند، شرایط جدید را سریع تحلیل کند. از اصول اساسی استفاده کند. تصمیم مناسب لحظه را بگیرد. حتّی اگر دقیقاً همان چیزی نباشد که در دکترین آمده باشد. دکترین به تو پیشنهاد میدهد و راهنمایی میکند، اما مجبورت نمیکند که فقط یک راه خاص را بروی. خودت باید فکر کنی، شرایط را بسنجی و بهترین راه را انتخاب کنی. مثلاً بخشنامه شده بود که کسی نگوید #جاویدشاه! امّا مردم (مطابق با روش مبارزهای که در میدان آموخته بودند)، میدانستند که نباید سلاح قوی جاویدشاه خویش را از خود دور کنند، پس محکمتر گفتند: #جاویدشاه! این یعنی ملّت درک عمیقی نسبت به این پیدا کرده که روش و محتوای مبارزه یکی است. یعنی هر چیزی را که خارج از محدوده فهم و درکشان از مبارزه باشد، به عنوان بخشنامهای روشنفکرانه، مخل عملیّات بازپسگیری ایران طبقهبندی کرده و نادیده میانگارند ولو از طرف شاه بر آن تاکید شده باشند. شاه میگوید: نگویید شاه! مردم میگویند چشم اعلیحضرت و بعد باز سلاح جاویدشاه را بلند میکنند. میخواهم بگویم که «تیم» تکنوکرات مامور و معذور بخشنامه رئیس خود است، در حالیکه ملّت باید به چیزی بیش از خواست شخصی بخشنامهکنندگان توجّه کند. به روش مبارزه و جزئیات لحظهای آن که جان او و همقطارانش و پیروزی استراتژی جنگی مدیون آن است./۱


در پاسخ به خانم گلرو: «ایجاد تشکل هایی مانند «کنگره آزادی»، چیزی نیست به غیر از سهم خواهی و باج گیری از شاهزاده رضا پهلوی و مردم ایران. اگر این جمهوری خواهان و حامیان مالی آنها، دغدغه ایران را داشتند در سه سال گذشته بعد از انقلاب مهسا، تشکل شکل می دادند و فعالیت مستمر می کردند. همه در ایران دارند می گویند، جاوید شاه و این افراد بایستی به نام ایران و به نام ملت ایران باید در کنار شاهزاده رضا پهلوی قرار بگیرند. آینده یک ایران آزاد به همه فرصت فعالیت سیاسی و حزبی میدهد که عادلانه وارد رقابت سیاسی شوند.» #انقلاب_ملی_ایران











هممیهنان عزیزم، امروز نسخه بهروزشده کتابچه دوران اضطرار پروژه شکوفایی ایران منتشر میشود. پروژه شکوفایی ایران، بخش پنجم از استراتژی پنجگانه ما برای بازپس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن است. پروژه شکوفایی، چشمانداز و برنامه گذار به دموکراسی و بازسازی کشور را ارائه میکند. کتابچه دوران اضطرار در شش ماه اول، نیازهای فوری کشور، بحرانهای پیش رو در این دوره، و راه حلها و فرصتها تمرکز دارد، و با مشارکت مستقیم دهها متخصص تهیه شده است. پیشنویس این کتابچه در تابستان ۱۴۰۴ ارائه شد. در راستای شفافیت و پاسخگویی حداکثری، از متخصصان و عموم مردم خواسته شد نظرات خود را با دستاندرکاران در میان بگذارند. تیم پروژه شکوفایی صدها ساعت با متخصصان به گفتگو نشست؛ هزاران پیشنهاد رسیده را بررسی کرد و اینک نسخه بهروزشده را ارائه کرده است. من از مدیریت، تیم اجرایی، نویسندگان، و مشاوران پروژه شکوفایی ایران برای برداشتن این گام بلند سپاسگزارم. همچنین از همه کسانی که به شکلی دلسوزانه و سازنده، پیشنهادهای خود را برای بهبود کیفیت این کتابچه ارائه کردند تشکر میکنم. برای نخستین بار در این چند دهه، پروژهای ملی و در این ابعاد، با مشارکت همگانی و در یک روند شفاف انجام شده و به سرانجام رسیده است. ما این روند را در دیگر فازهای پروژه شکوفایی و دیگر پروژهها ادامه خواهیم داد و استفاده خواهیم کرد. کتابچه اضطرار، رئوس کلی ساختار و برنامههای مورد حمایت من برای اداره کشور در فردای سقوط جمهوری اسلامی در شش ماه نخست دوران گذار است. من و تیم همراهم به این برنامهها متعهدیم و آمادهایم که پس از رساندن انقلاب شیروخورشید به سرمنزل پیروزی و سرنگون کردن جمهوری اسلامی، زمام امور را در دست بگیریم. در پی آن، فرایند انتقال قدرت، استقرار سامانه گذار، ایجاد امنیت، بازسازی کشور، و گذار به دموکراسی را هدایت کرده و به سرانجام خواهیم رساند. چون همیشه، حمایت و اعتماد شما ملت بزرگ ایران، بزرگترین سرمایه من بوده و خواهد بود. پاینده ایران، رضا پهلوی



So you're telling me that when push comes to shove, after years of a 'strategic alliance,' the American base in Doha is packing up and moving to Israel because Qatar isn't really a partner in the effort to prevent a nuclear Iran? Who saw that coming?

