ساروکس
895 posts


من صرفا از سر کنجکاوی نور عکسو تغییر دادم و فکر کنم اگه این عکس رو میذاشتن اینقدر هیت نمیگرفتن. خداحافظ شوما

تشباد@tashbad0
هشت نوع دیپ، دو مدل نون گریلشده، سالاد، سیبزمینی و ساندیچ مرغ؛ با اینکه آمادهسازیشون خیلی زمان برد اما از نتیجه راضیام. امیدوارم مهمونها هم خوششون بیاد. ☺️
فارسی
ساروکس retweetledi

خطر اسپویل:
یه خانوادس که مهری ۲۵ سالشه، پریناز ایزدیارم ۴۰ سالشه و پرستاره مامانشونم باهاشون همونجا زندگی میکنه.
ایزدیار شوهرش مرده، ۲ تا بچه داره. ۲ شیفت هم کار میکنه.
پسرش علی یار خیلی شره. این پسرش از همکار ایزدیار که ۳۰ سالشه خوشش میاد.
ایزدیار با معادی که راننده امبولانسه ۲ساله دوسته. پسر ایزدیار یه هفته از مذرسه اخراج میشه، که با روز خواستگاری معادی از ایزدیار یکیه.
ایزدیارم نمیخواسته بچه هاش بفهمن خواستگاریشه، میخواسته یا ببره پیش همون همکارش یا پیش بابا بزرگ پدری بچه ها.
همون همکار ایزدیار به ایزدیار میگه این دوس پسرت هوله هااا، پسرتم مشکل داره هااا سره، روز خواستگاری من اجازه نمیدم پسرت بیاد خونه ام واقعیت.
ایزدیار گوش نمیده.
بعد روز خواستگاری معادی از مهری خوشش میاد. به روش هولانه!
بچه ی ایزدیارم با بابابزرگه دعواش میشه داشته فرار میکرده از دست باابابزرگه چون بابابزرگه داشته کتکش میزده و خودشو میندازه پایین میمیره. ولییی به ایزدیار دروغگی میکن چون فهمید تو داری ازدواج میکنی خودشو پرت کرد پایین.
بعد این وسط خواهر ۲۵ ساله با معادی ۴۸ ساله عقد میکنه، با دیالوگ طلایی: تو زن و بچه نمیخواستی، تو زنِ بچه میخواستی.
ایزدیار اول به همکارش میگه تقصیر تو هست که بچم خودشو پرت کرد پایین، همکارش میگه گه نخور بابا کیری.
میره مدرسه میگه تقصیر شماست که بچمو اخراج کردین، اونام میگن بچه ات کسشر بود، باید زودتر مینداختیمش بیرون، گه نخور.
ایزدیارم فرداش عصبی میشه میره از قصد میزنه ماشین ناظمو میاره پایین.
اینوسط بابا بزرگه میگه عههه از دست من شاکی هستی که بچتو کتک زدم؟ میرم دنبال اینکه حضانت دخترتو ازت بگیرم، تو مادر خوبی نبودی.
بعد ولی حضانت شانسی میمونه با ایزدیار (چون ناظمه نمیاد شهادت بده که ایزدیار از قصد تصادف کرده)
بابابزرگه حالش بد میشه میره بیمارستان، ایزدیار میکشتش تو بیمارستان (یا شایدم نمیکشه، دقت نکردم، ولی یه گهی میخوره) :)))))
این وسط خواهره هم عروسی میکنه و میزاد و بعدم میگه اره معادی ادم کسشریه ولی نمیخوام طلاق بگیرم.
بعد ایزدیار میاد خونه میبینه عه خواهره که زاییده خونشونه با دوماده، تازه اسم پسرِ مرده ی اینم گذاشته رو بچه ی خودش.
بعد ایزدیار بچه رو میبینه نفرتش یادش میره، دوباره با هم خوب میشن همه.
فیلم تموم میشه.
فارسی

من میخوام بدونم درمورد چی حرف میزنید ولی نمیخوام فیلمو ببینم میشه یکی تعریف کنه
kieslowski@kiesloskii
این چه کثافتی بود آقای روستایی!
فارسی

@kamkam_90 @black94407408 چیکار کنم که گربه بزرگترا نخورن غذایی که برا این کوچیکا میریزم رو؟
فارسی

@sawroox @black94407408 پودر داخل کپسول آموکسی سیلین ۵۰۰ رو به ۷ یا ۸ قسمت تقسیم کن و یه قسمتش رو بریز روی غذاشون یا شیرشون، یعنی یک هفتم الی یک هشتم یه کپسول کامل
فارسی
ساروکس retweetledi

@Jingilmastoon مشکل اینجاس که اصلاااا اجازه نزدیک شدن نمیدن، به سرعت میرن زیر ماشین توی اون قسمت سینی ماشین قایم میشن
فارسی































