از این جملهی You're nothing special خیلی خوشم میآد؛ گزندهست اما حالیت میکنه که تو باهوش و استثنایی و برگزیده نیستی و اگر میخوای به چیزی برسی باید عین سگ تلاش کنی. با سه کلمه از دلولو درت میآره.
فکر کنم تتوی بعدیم، همین باشه.
فکر میکنی با بیرون اومدن از یه رابطهی سمی حالت خوب میشه ولی دروغه. تا مدتها بدی. تا مدتها تو حالت مقایسهای. هی شرایط مشابه پیش میاد و از اول متعجب میشی که چقدر آسیب دیدی. که نباید اونطور باهات رفتار میشده، و از نو از خودت بدت میاد که تو اون شرایط مونده بودی.
چقدر تحت تاثیر قرار میگیری. زندگی بقیه که شبیه زندگی تو نیست. هی مسیرت رو بخاطر بقیه عوض نکن. شاید اصلا ته مسیر بقیه یه چاه بزرگ باشه. تو هم میخوای بیفتی تو همون چاه؟ برو چاه خودت رو پیدا کن بابا.
داشتم یه سریال میدیدم، بابائه به دخترش گفت میخوام بدونی من هر کاری کنی، هر تصمیمی بگیری پشتتم، حتی اگر خواستی از راه اسکله فرار کنی، بدون میام بدرقهت.
من همچین چیزی توی زندگیم میخوام. اون حس اعتماد و اتکایی که بدونی هر اتفاقی بیفته، هر اشتباهی کنی، دستتنها نیستی.