سیدفرید
8.2K posts

سیدفرید
@sfariid
لَــنَا بالله ظــنٌّ لَا يَــخِـيـبُ/فبَـعدَ الضَّيِّـقِ يَأْتِينَا اِنفِرَاجٌ • وَإِن بَاتَت بِنَا الأحزَانُ لَيـلًا / فَـفِي الْإشْـرَاقِ نُورٌ وَاِنبِلَاجٌ


اینروز ها خبرهای مثبتی که در خصوص حاج حسین طائب میشنوم، به یاد تخریب های فرقهی تندرو علیه ایشان میافتم و میفهمم که چرا از دست او عصبانی بودند و کینه به دل داشتند.


هم خبر الجزیره و هم خبر تسنیم در مورد مفاد پیشنهاد ایران غلطه و درست نیست.

چقدر این ذهنیت که «اگر یک قدم عقبنشینی کنیم کنترل از دست میره و تا آخر باید عقب بریم»، در فکرش غالب بود؛ در سیاست خارجی و در مقابل مطالبات داخل. کوتاه نیامد و به همون سراشیبی گرفتار شدیم.


وضعیت فعلی تعلیق و قفل شدگی میان ایران و امریکا برای باز شدن و شکستن نیازمند یک «کنش» بر مبنای برگ «قدرت» است.

ج.ا و امارات دارن به نقطه عراق و کویت ۱۹۹۱ نزدیک میشن. من شدیدا حامی برخوردِ به سختترین شکل با امارات هستم اما باید حواس جمع کرد که خود امارات مثل کویت دامی نشه برای لشگرکشی تمام عیار آمریکا علیه ایران. کویت، امارات زمان خودش بود اما به راحتی طعمهش کردن.


مصر دوبار در حال پیشرفت بود که شکست خورد. یکی زمان اسماعیل پاشا و یکی هم زمان ناصر. وقتی ژاپن اولین بار در دوره میجی در مسیر توسعه قرار گرفت یکی از دغدغههای سران ژاپن این بود که چه کار کنیم به عاقبت مصر دچار نشیم.

مرحله جدید جنگ عبارت است از فشار اقتصادی برای شکلگیری اهرم اجتماعی تا جامعه روال سابق تردد در تنگه هرمز را به صرفهتر ببیند، مانند آنچه بر سر برنامه هستهای آمد. به مطالبات جامعه رسیدگی کنید تا با خواست مردم و تنگه هرمز دوقطبی نسازند.

بعضیها میپرسند چرا در دهه هفتاد، با اینکه آزادیهای اجتماعی و امکانات مصرفی کمتر بود و فضای سیاسی هم بستهتر به نظر میرسید، در خاطرهی جمعیِ بخش مهمی از مردم، دلها خوشتر بود و زندگی بهتر احساس میشد؟ دلایل مختلفی دارد، اما یکی از دلایل مهمش این است که مدام به مردم القا نمیشد که شما در بیچارگی و فلاکت مطلق زندگی میکنید. تصویری که از زندگی به مردم داده میشود در احساس خوشبختی یا بدبختی آنها نقش جدی دارد. فرهنگ عمومی هم متفاوت بود. در دهه هفتاد، اشرافیگری هنوز برای بخش مهمی از جامعه ضد ارزش بود. اما امروز همان پدیده با عنوانهای تازهای مثل لاکچری، لوکس و زندگی موفق استحاله شده. نتیجهاش این شده که زندگی معمولی، ساده و آبرومندانه تحقیر میشود و خیلی از مردم، حتی وقتی زندگیشان فرو نپاشیده، در درون خودشان احساس کمبود، عقبماندگی و ناکافی بودن میکنند. در بخشی از سینمای اجتماعی امروز هم وقتی جامعه ایران تصویر میشود، تصویری تماماً سیاه، ناامید و در آستانه فروپاشی ارائه میشود؛ انگار هیچ سرمایه انسانی، عاطفی، خانوادگی و اخلاقی در این جامعه باقی نمانده. در حالی که در بسیاری از آثار دهه هفتاد، حتی وقتی فقر و سختی بتصویر کشیده میشد، تمرکز بر تعاملات انسانی ایرانی، خانواده، همسایگی، رفاقت و اخلاق زندگی بود. رسانههای معروف به لسآنجلسی هم در دهه شصت و هفتاد بیشتر در فضای سرگرمی، رقص و موسیقی عامهپسند بودند؛ اما از اواخر دهه هشتاد وارد سیاست و فرهنگ عمومی شدند و در بسیاری موارد، روایتی سطحی، مصرفزده، گسسته از حق و واقعیت و آمیخته با ابتذال و استهجان ارائه کردند. ما امروز مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داریم؛ دهه هفتاد هم مشکلات خودش را داشت. بحث بر سر انکار مشکلات نیست. بحث این است که رسانه و فرهنگ عمومی امروز، رنج موجود را به حس دائمی فلاکت تبدیل کردند و آن را به توان بردند. هر کس بیشتر به این فرهنگ تن داده، آرامش کمتری خواهد داشت؛ حتی اگر زندگیاش از بیرون بدتر از گذشته نباشد.

Javier Bardem revives his 2003 Iraq War protest pin at the 2026 #Oscars to condemn the current war in Iran.







شما به گذشته ما حمله میکنید ولی ما به آینده شما



