

Meteor
5.2K posts

@shahseshar
عاشق شعر و ادبيات و كتاب و فيلم و موسيقي، تنهايي را به بودن با ديگري ترجيح ميدهم





خوبیش اینه که کسی تخم نداره به من بگه وطن فروش، تازه بچه شیعه هم هستم، دوبار تخم نمیکنه کسی به من اتهامات نقل و نباتی بزنه. خودم و مادرم و خواهر و برادر و بچه هاشونو، سرمایه ام و زندگیم همه ایرانه. با ویزام هم موندم ایران با علم قطعی نسبت به جنگ و خطراتش. با علم به تهدیدات آتش به اختیار گونه. استرس و ترس همه اش آزار دهنده و اضطراب آوره ولی تاب آوریم این ۵ سال بالاتر رفته، از اینکه همه درهای تهمت رو بستم که «حقیقت» رو بگم راضیم. و چون هیچی بهم نمیچسبه، کلافگی حاصل از ناتوانی انکار حقیقت رو میبینم امیدوار میشم و این نویدبخش بیداریه. ته تهش میخوان بگن تحلیلت غلط بود چون برق قطع نشد. خداروشکر که مادرم لازم نیست تو اون سن و پا درد بدون برق و آب بره دستشویی و حموم. نخبه، اگه حقیقت احتمالی رو بدونی میتونی جلوش رو بگیری، نه که از اول با آرزوهات تحلیل کنی موقع وقوع گیر کنی تو گل. تحلیل و نظر مخالف، افزاینده قدرته نه کاهنده، پس اون نخالهچی که صبح تا شب از دیالکتیک میگه براتون چرا اینجاش رو یاد نمیگیرید؟ چقدر تهمت زدند این دنبال پناهندگیه که البته عین آب خوردن میشد گرفت، ولی وسط جنگ نشستم ایران. اون حدی که ایران برای من مهمه، بعید بدونم به اندازه اش ۱۰ نفر هم پیدا کنید. منتها فرق ما اینه که من یکتاپرستم شما دولت پرست. من معتقد به آزادی و حقوق مالکیت فردیم، شما معتقد به کنترل گری و سلطه جویی. اگه خطاهای تحلیلی من تو جزییات و ناچیزه که خوبه، رقبای من که کلا جنگ رو صلح میبینند، صلح رو جنگ، کلا برعکسند.






وقتی این تصاویر آخرالزمانی از بیروت رو میبینم، که در ده دقیقه بیشمار خانه ویران شده و هزاران نفر زیر آوار مدفون و کشته شدهاند به یقین میرسم آنها از رقم زدنش در تهران هیچ ابایی نداشتند. اینجاست که با خودم فکر میکنم چقدر ترسو بودم، چقدر ترسو بودم که وقتی فاجعهی ویران کردن غزه اتفاق افتاد، از آوردن اسم فلسطین و لبنان از ترس اینکه مرا به جمهوری اسلامی نچسبانند و مرا حامی حماس و حزبالله نکنند پرهیز کردم. و برای اینکه آنفالویم نکنند و به احترام مردم ایران که از سیاست قطبی ضربههای زیادی دیده بودند سکوت کردم، در توئیتر نوشتم ولی در رسانه پرمخاطبتر شخصیام اینستاگرام که برای کار و تجربههای شخصی و زندگیام باشد سکوت کردم. از مدیای خودم برای نوشتن علیه این ماشین کشتار ویرانگر استفاده نکردم چون در جنگ دوازده روزه بسیار به من اتهام زدند و ۷۰۰ نفر مرا آنفالو کردند. اشتباه کردم. به عنوان کسی که حقوق بشر و حقوق انسانها در سراسر جهان از نوجوانی برایش مسئله و دغدغه بود، و به عنوان یک انسان ضدجنگ زیر هیمنهی پروپاگاندا شکستم. من اجازه دادم زور مدیا من را ساکت و محافظهکار کند. دستگاه تبلیغاتی رسانهای اسرائیل و دخالتهای منطقهای جمهوری اسلامی آنچنان نفرتی در ذهن ایرانی پیرامون «فلسطین» «لبنان» ایجاد کرده است که حرف زدن از رنج این سرزمینها برای دگراندیشان ایرانی به امری پر هزینه تبدیل شده است. تاریخ حالا نشان میدهد وقتی ماشین کشتار راه میافتاد آسیاب به نوبت است.

