shirin
2.6K posts

shirin retweetledi

حتا فکر نکرده چرا هر سه تایی مثل اسب درشکه لباس یکسانی پوشیدن و کرواتشون یه رنگه؟
Emily@EmilyAmraee
طرف از درک اینکه عکس خروجی ایآی بوده عاجزه بعد قراره برای تعیین سرنوشت میلیونها نفر مشاوره بده.
فارسی

مرا همخانه کن تا صبح
نوازش کن مرا تا خواب
Fatih Kıral@fatih_kiral
“Sunday” by David Hettinger (b.1946)
فارسی
shirin retweetledi

امشب اینجا ایشالا بشه دورهم حرف بزنیم.
Beinabein.space@beinabein
*بزم/رزم مکتوب | گفتگوهای پنجشنبه* // مجموعه گفتگوی سه نگاه » کتابفروشی دی | ۲ تا ۶ // باریکه راه امید؛ چگونه در تاریکی فکر کنیم؟ » سعید انورینژاد | ۶ تا ۸ // روایت غیررسمی از زیست واقعی در جنگ؛ از اوکراین تا سوریه و ایران » امیلی امرایی » ۸ تا ۱۰
فارسی

من ازقضا تو جنگ «روایت بازگشت» رو از هشام مطر خوندم. داستان واقعی زندگی خودش. درگیریای لیبی، زندانی و بعد مفقودشدن پدرش و سرگشتگی خودش و خانوادهش. واقعا انگار چاقو برداری فرو کنی تو زخمت. هم توصیه میکنم هم نمیکنم.
shirin@shirin_m
این کتاب درخشانه.راوی پسریه اهل لیبی که ناخواسته درگیر اتفاقی میشه و نمیتونه به کشورش برگرده و از زندگی در تبعید همراه دو دوستش میگه که طبیعتا تحتتاثیر تحولات لیبیه.پرکششه و شاید وقت خوندن لبخند بزنین،اشکی بشین یا ببینین چقدر همدردین،حتی اگه در تبعید نباشین.پیشنهاد میکنم خیلی
فارسی
shirin retweetledi

«مینویسی که جنگ لهت کرده، که دلت میخواهد بمیری. نامهات را میخوانم و درکت میکنم. ما هرگز پیش از این، چنین یکپارچه به دست نابودی سپرده نشده بودیم. من تو را میفهمم امّا از آنجا به بعدش که میخواهی زندگیات را بر بنیان این یأس قرار دهی و یا پشت نفرتت سنگر بگیری، دیگر با تو موافق نیستم...»
- از میان نامهی آلبر کامو به یک دوست، در آغاز جنگ جهانی.
#ازبه
فارسی






