Sabitlenmiş Tweet
○°● سُلی ●°○
5.6K posts

○°● سُلی ●°○
@solace_sdp
im just a kurd notjhing any more 🌞 rojhelat~
Katılım Mart 2021
3.3K Takip Edilen2.3K Takipçiler
○°● سُلی ●°○ retweetledi
○°● سُلی ●°○ retweetledi

@NeginSvatani @RojavaEnghelab این جنبه ی منطقیه قضیه است درسته حق با شماست
ولی جنبه های واقعی و سیاسی و روزمره این قضیه این طور که شما برداشت می کنید نیست هر گهلی که به اکثریت برسد دست به توحش میزند و اولین گزینه ای که برایش روشن می شود قربانی کردن همسایگانش و زور گفتن به انهاست چیزی که در هیچ کوردی نبوده.
فارسی

#برایەتی_گهلان
سخنانی این چنین را كه با طعنه گفته می شود، را در این چند روز پر از درد و رنج بارها و بارها شنیدهام، بهتر نیست به جای سرزنش همدیگر بیایید در تلاش برای همدلی و هم اوایی بیشتر باشیم؟ بنابر این تصمیم گرفتم برای نخستین و اخرین بار پاسخی برای این ادبیات داده باشم. مسئلهی من با مفهوم «برایەتی گهلان» نه نفی همبستگی است و نه انکار ضرورت همزیستی، بلکه نقد زبان و منطق سیاسیای است که در پسِ این واژه نهفته است. این مفهوم، در بنیان خود، حامل دستگاهی مردسالارانه، قبیلهای و مبتنی بر دوگانهی دوست/دشمن است؛ دستگاهی که همبستگی را نه بر پایهی حقوق برابر و عقل سیاسی، بلکه بر اساس رقابت هویتی، قهرمانسازی مردانه و حذف دیگری بازتولید میکند. چنین همبستگیای نه رهاییبخش است و نه پایدار.
همزیستی مسالمتآمیز، بیتردید، یک ضرورت است؛ اما نه بهمثابهی یک فضیلت اخلاقی رمانتیک، بلکه بهعنوان یک واقعیت عینی تاریخی و جغرافیایی.
ما ناگزیر از مجاورت با یکدیگریم.ترک، فارس، عرب، ترکمن، گیلک و کُرد، در یک جغرافیای درهمتنیده زیست میکنند و هیچیک قادر به حذف دیگری نیست. یا باید به حداقلی از بلوغ سیاسی و شعور تاریخی دست یابیم،
یا در چرخهی بیپایان خشونت هویتی باقی خواهیم ماند؛ چرخهای که سالهاست در آن گرفتاریم.
در این میان، پرسش اساسی این است: چه کسی از این نزاعهای هویتی سود میبرد؟
نه خلقها. نه زبانها و فرهنگها. نه قربانیان تاریخی این جغرافیا.
برندهی واقعی این منازعات، ساختارهای قدرت جهانیاند؛ بهویژه ایالات متحده و اروپا، همان استعمارگرانی که پس از جنگهای جهانی روانهی شرق شدند! و با مهندسی منازعات قومی– ملیتی ، دینی ومذهبی، و با بهرهبرداری ابزاری از عرفان و فرهنگ شرق، سوژههای سیاسی این منطقه را به جان یکدیگر انداختند. از این منظر، منازعهی هویتی نه تقدیر تاریخی، بلکه محصول یک نظم ژئوپولیتیکی مهندسیشده است. حداقل میتوان تاریخ را خواند؛ نه آن تاریخ اسطورهای و خودفریبانهای که ما بر آن اتکا میکنیم، بلکه همان تاریخی که حتی استعمارگران نیز در روایت رسمی خود ثبت کردهاند. خوانش انتقادی تاریخ، شرط نخست رهایی از بازتولید خشونت است.
این موضع بههیچوجه بهمعنای نفی هویتطلبی نیست. نه نفی زبان مادری است، نه نفی فرهنگ بومی و ملی ، نه نفی حق سخن گفتن از رنج تاریخی.
مسئله، بازتعریف هویت است. هویت اگر به پروژهی حذف دیگری و تثبیت برتری اخلاقی یا سیاسی خود تبدیل شود، دیگر ابزار رهایی نیست؛ بلکه به ابزار قدرت بدل میشود. راه چاره در این میانه باید جستوجو شود؛ نه در بازگشت رمانتیک به سنت، و نه در غربگرایی خام و تقلیدی. افق عقلانی خروج از این بنبست تاریخی، در یک سنتز نظری نهفته است:
ترکیبی از مدرنیتهی دموکراتیک با فرهنگ و عرفان شرق.
مدرنیتهای که حقوق فردی، برابری شهروندی، عقل نهادی و سکولاریسم سیاسی را تضمین کند؛ و فرهنگی که همدلی، فروتنی، اخلاق رابطهای و پیوند جمعی را زنده نگه دارد. این پروژه نه رویاست و نه تخیل. این تنها امکان عقلانی برای گسست از چرخهی نفرت، جنگهای هویتی ، و خودویرانگری تاریخی در این جغرافیاست.
Mr.torsi@torsii1
@NeginSvatani داده نگین برایه تی گه لانتان موارک ..
فارسی

@Helma____ خودت میگی زیر ۱۸ سال پس ینی بقیه رو همونکاربرکردن که خودت گفتی و اینارو به امید شستشو فقط زنده نگه داشتن
فارسی
○°● سُلی ●°○ retweetledi
○°● سُلی ●°○ retweetledi













