drod🇮🇷🇩🇪🇮🇱🇺🇸
6.3K posts



لیندسی گراهام دوست داشتنی رو از دست دادیم






اوضاع وخیم تر از این حرف هاست پزشکیان سفر عراق رو نیمه کاره گذاشت و در حال برگشتن به تهران هست

این بیسواد نمیداند که استفاده از واژه رافضی جهت مخاطب قراردادن شیعه، در سالهای اخیر عمدتا توسط جماعت تکفیری سنی (به خصوص جریان وهابیت) و گروههایی چون القاعده و داعش انجام شده است. البته این واژه خیلی قدیمیتر از وهابیت، القاعده یا داعش است. ریشه آن به اختلافات اولیه شیعه-سنی برمیگردد. ابنتیمیه در کتاب مفصل خود «منهاج السنة النبویة» واژهٔ «رافضه» و «روافض» را بهصورت بسیار گسترده و با لحنی تند و تحقیرآمیز برای شیعیان اثنیعشری به کار برده است. او روافض را متهم میکند که خلافت ابوبکر و عمر را رد کرده، صحابه را لعن میکنند، در امامت غلو دارند و حتی در طول تاریخ با دشمنان اسلام (مانند نصاری در فتح بیتالمقدس) همکاری داشتهاند. از طرف دیگر ایرانیان در طول تاریخ به دلیل ناسازگاری خود با فرهنگ مسلط بر جهان عرب همواره تحقیر میشدند و همین ناسازگاری مشترک شیعی و ایرانی در گرایش ایران به شیعه موثر بوده است. تبدیل شدن ایران به عنوان قطب شیعه در برابر خلافت سنی عثمانی در دوره صفویه اوج این رویکرد ناسازگاری و سازش ناپذیری ایرانی-شیعی است. فرهنگ ایرانی (که پس از سقوط ساسانیان به دنبال حفظ هویت و زبان خود بود) و جریان تشیع (که معترض به ساختار قدرت خلافتهای اموی و عباسی بود)، یک نقطه اشتراک ساختاری داشتند: هر دو در اقلیت و تحت فشار بودند. این همسرنوشتی تاریخی، قطعاً بستری روانی و اجتماعی برای درآمیختگی جدایی ناپذیر فرهنگ ایرانی و شیعی ایجاد کرد. تلاشهای فرهنگی ایرانیان در قرون اولیه اسلام (اصطلاحا شعوبیه که البته شیعه نبود) برای حفظ استقلال فرهنگی در برابر تفوقطلبی اموی، نشان میدهد که این «ناسازگاری با فرهنگ مسلطِ حاکم» یک واقعیت تاریخی جدی بوده که مسیر مذهبی و سیاسی ایران را به سمت تشیع تسهیل کرده است، اگرچه نقش رویکرد از بالا به پایین صفویه در بسط شیعه در ایران انکار ناپذیر است. از دوره صفویه به بعد، در منابع و تواریخ عثمانی، شیعیان ایران و هواداران صفویان با تعابیری مانند "رافضی"، "رافضیان عجم" و "عجم" توصیف میشدند و این ادبیات بعدها در گفتمان جریانهای سلفی و تکفیری نیز تداوم یافت و در ادبیات القاعده و داعش به ایرانیان با این عبارات حمله میشود. در دوران اخیر شبکه وهابیت و شبکه بهاییت در حمله به تشیع به اشتراک منافع رسیدند و با حمایت اسراییل حملات وسیعی را جهت خرد کردن این رکن رکین هویت ایرانی ترتیب دادند؛ اما موج اخیر این حملات که در چند سال اخیر انجام شد، بسیار پردامنه بوده است. تلاش برای تبدیل کردن واژه "بچه شیعه" به ناسزا و جا انداختن کلماتی چون "صیغه ای"، "صیغه زاده"، "رافضی" (که همگی ادبیات وهابیان تندرو است) در فضای مجازی فارسی از جمله این اقدامات بوده است. از زمانی که روابط ایران و عربستان بر سر موضوع سوریه و یمن تیره شد، عربستان از طریق تزریق منابع مالی بسیار عظیم به رسانه هایی چون اینترناشنال (که مورد اخیر آن شامل کمک ۸۵۰ میلیون دلاری ال سعود به اینترناشنال پیش از وقایع دیماه ۱۴۰۴ توسط @ft افشا شد) و کارزارهای ضد ایرانی در فضای مجازی (از طریق مراکزی چون الاعتدال) تلاش کرد تا به عناصر اصلی هویت ایرانی به شکلی بیسابقه حمله نماید. حمله به تشیع با ادبیات "رافضی" یکی از آن موارد است، چرا که شیعه خصوصا شیعه ۱۲ امامی همواره با خلفای غیرشیعه اموی و عباسی سرناسازگاری داشته است. اکنون پس از افشاگریهای متعدد محرز شده است که مراکزی سایبری متعددی در اسراییل، عربستان سعودی، امارات و هند بشکلی سیستماتیک روزانه حجم عظیمی از محتوای ضد ایرانی را تولید کرده و یکی از اهداف آنها نابودی بعد شیعی هویت ایرانی، با تمسخر و فحاشیهای رکیک علیه نمادهای شیعه چون عاشورا، ائمه اطهار (علیهم السلام)، روحانیت و حوزه های علمیه بوده است. استفاده از واژه «رافضی» برای خطاب قرار دادن شیعیان، صرفاً یک کنشگری لفظی یا اصطلاحی نیست؛ بلکه یکی از شناختهشدهترین مؤلفههای ادبیات سلفی-تکفیری معاصر است. کافی است به نشریات رسمی داعش مراجعه شود. برای مثال داعش در شماره ۱۳ مجله Dabiq دو مقاله منتشر کرد که در آنها شیعیان به طور مکرر با عنوان «روافض» معرفی شده و نابودی آنان به عنوان یک هدف ایدئولوژیک تبلیغ میشود. پژوهشهای دانشگاهی درباره محتوای این نشریات نیز نشان دادهاند که داعش مفهوم «رافضه» را محور اصلی گفتمان ضدشیعی خود قرار داده است. هر کس امروز برای تحقیر شیعیان ایرانی از واژه «رافضی» استفاده میکند، خواه آگاه باشد یا نباشد، در حال بازتولید واژهای است که طی دهههای اخیر به یکی از شاخصترین مؤلفههای ادبیات ضدشیعی جریانهای سلفی-تکفیری، از القاعده تا داعش، تبدیل شده است و اینکار هدفی ندارد جز انکه از ایرانی سازش ناپذیر در برابر ظلم، برده ای مطیع و بی هویت بسازد.















