دیروز داشتم توی یه پاساژ راه میرفتم، یهو چشمم خورد به یه پسر که دستش یه دستهگلِ خوشگل بود، دیدم رفت جلو در یه مغازه و به یه دختره دادش و دختره هم با یه لبخند که پر از عشق بود به پسره نگاه میکرد. نیشم به پهنای افق باز شد براشون :(
دیدین بعضی آدما خیلی یهویی یه لبخند میاد رو صورتشون، بدونِ اینکه چیز خنده داری ببینن یا بشنون. من از همون آدمام. خواستم بگم یکی از صداهای مغزم یه چیز مسخره میگه و نمیتونم نخندم.