Tired
2K posts

Tired
@thekhasteh
Farbod. Running in the shadow.

از رفاقت و اصالت مهدی موسوی همینقدر بگویم که یادم نمیرود سالها پیش، حوالی بهار، وقتی هنوز کریمخان و ایرانشهر به این شکل پر از کافه نشده بود و خبری از کافه تایپ و این حرفها نبود. آن روزهایی که بهارش بهار بود دوستانمون در بین ما بودند،یا در ثالث جمع میشدیم یا کافه فراموشی در خردمند جنوبی؛ همان ایامی که آبتین بکتاش و کامبیز درمبخش هم بودند و من و آیدا و نگار بعد از کارهای سخت و خستهکننده دور هم جمع میشدیم و مهدی موسوی و افشین مقدم عزیز هم آنجا حضور داشتند. مهدی موسوی جزو کسانی بوده که همیشه و همواره، سالیان سال از حقوق زنان دفاع کرده است. اگر شعرهایش را بخوانید، میفهمید که چقدر زیاد از حقوق زنها و از ظلمی که به آنها شده گفته است. من این دغدغه را فقط در شعرهایش ندیدم، بلکه در عملش هم شاهد بودم. خوب به خاطر دارم که در همان سالها، یکی از دوستان ما درگیر یک رابطه بهشدت سمی و خشونت فیزیکی وحشتناکی شده بود؛ وضعیتی که آن دختر را در آن بحبوحه جوانی واقعا به ته خط رسانده بود و حتی به تمام کردن زندگیاش فکر میکرد. من از نزدیک شاهد بودم که مهدی موسوی چطور برادرانه وسط ایستاد. حرفها، حمایتها و آن اعتمادبهنفسی که در آن لحظات بحرانی به او داد، باعث شد دوست ما از آن بنبست مرگبار نجات پیدا کند؛ جوری که همان آدم امروز به یک فرد موفق تبدیل شده است. کسی که من دیدهام چطور در آن بهار سخت، برای زندگی و امنیت یک زن سینه سپر میکند و او را از فروپاشی نجات میدهد، محال است این تهمتهای ناشیانه به او بچسبد. این سناریوها فقط تاوان شجاعت او در افشاگری است. من با تمام وجودم از او حمایت میکنم و در کنارش ایستادهام؛ چرا که ما اصالت او را در آن روزهای سخت و در دل آن خاطرات واقعی دیدهایم و خوب میدانیم که حقیقت با این پاپوشها کدر نمیشود. ماه هیچوقت پشت ابر نمیماند. “دلم تنگه واسه آواز خوندن توو خیابونا دلم تنگه برای رد شدن از کلّ قانونا واسه آوارگی توی بیابون مثل مجنونا” شعر از مهدی موسوی اجرا از محبوبه عموشاهی #مهدی_موسوی

Opeth هم مثل cigarettes after sex همه آهنگاشون شبیه همه.


وای عاشق لحجه بریتیش ام واتا اشتووووپیییید کال مای نامبااا اصن خیلی سکسیه خیلی

فردا یکی از ما توی خاک غریب، غریبانه دفن میشه.







