Nawny | نانی
452 posts

Nawny | نانی
@thenawny
من همون آفتابیم که کسی براش آرزو نکرد و بخاطرش شعر نگفت آرزوها مال ستاره های دور شدن و اشعار برای ماه.

ترامپ گیلان رو نزد ولی رعد و برق داره با خاک یکسانش میکنه الان🙏🙏

یه بار با یکی از دوستهای دخترم رفتیم یه روستایی و یه کلبه گرفتیم و یه شب موندیم. وقتِ برگشت، من وسایل رو که جمع میکردم دیدم یه بسته سویا و یه روغن مونده که استفاده نکردیم. بهش گفتم این رو بذاریم این جا که بمونه، یا پیرمرد صاحب کلبه استفاده میکنه یا میرسه به کسی به هرحال. (عادت دارم به این کار.) یهو چشمهاش رو هشتتا کرد و شکل ماهی شد و گفت «نهههه برای چی بذاریم!! اگه تو نمیخوای بده من میبرم!» همون جا باید میفهمیدم رابطهم رو با این آدم باید کم و محدود کنم. ولی نکردم و چندماه بعدش کار خیلی زشتی در حقم کرد. دستی که نمیبخشه، متعلق به قلبیه که کوچیکه. از این آدمها خوشم نمیاد.

























