Sabitlenmiş Tweet
tiacolada
1.6K posts


@bachehastamm آره من هفته ی پیش یه روز رفتم و خیلی خوش گذشت چون هم آفتاب خیلی خوبی بود هم یه نسیم خنکی میومد.رنگم گرفتم تازه با اینکه جلسه ی اولم بود.
فارسی

توی این ژانر یه مرز باریکی بین کسخلی و کندذهنی تعریف شده…
Sorry not sorry
شعهاب@shahabimos
شما از کِی فهمیدید که کسخلید؟؟؟؟؟
فارسی

@real_fatiii برای اندروید فیلترشکن شیرخورشید اومده رایگان وصل میشن ولی برا ایفون نیست
فارسی

@Nick_civilengi به برق چشمای نوه هات فکر کن وقتی کمدتو باز میکنن و پشماشون میریزه که چیا داشتی و بخرش
فارسی

@no11131719 آره واقعا داشتن خواهر یا برادر با اختلاف سن کم کیفیت بچگی آدمو خیلی بالا میبره😂
فارسی

😂😂😂😂😂
-
یا چرا تکفرزندها سریعتر افسرده میشن:
tiacolada@tiyacolada
@shahabimos تخت ما از این دو طبقه ها بود که طبقه ی دومش هم بلند بود نسبتا،شيش هفت سالم بود با خواهرم كه اونم دو سال ازم كوچيك تره بند حوله تنى هارو گره زديم بهم و بستيمش به صندلى بچگونه پلاستيكى يه سرشو يكيمون ميگرفت اون يكى ميشست رو صندلى سقوط ميكرد پايين.
فارسی

@___thalassa آیا میدانستید کیم کارداشیان در واقع دستیار پاریس هیلتون بوده و پاریس هیلتون ایت گرل زمان خودش بوده که کیم در اصل ازش بالا رفته؟معلومه همه جا جاشه!.
فارسی

این پریس هیلتونم خیلی مارموز و عجیبه ٣٠ ساله هر پارتی و مهمونی عکسش میاد اینم توش هست از پارتیای دیدی بگیر تا عروسی سلنا همه جا هست همه جاااا
culture jpeg@culturejpg
Kim Kardashian partying in the mid-2000s
فارسی
tiacolada retweetledi

دختران هات در کودکی اخبار جوانه ها میدیدن
ayeh@ayeh_mf
دختران هات در کودکی داستانای جودی دمدمی رو میخوندن
فارسی

وای یاد روز عقد خودم افتادم
من همیشه دقیقهی ٩٩ میفهمم دیر شده و استرس میگیرم..
اونروز ساعت ۴ قرار بود عاقد بیاد، مراسمم تو خونهمون بود
چون خیلی ذوق داشتم اومدم گلارایی رو خودم گردن گرفتم و با مکافات زیادی گلای مورد علاقم رو با هواپیما از تهران بردم شهرمون 😅/
سارالین@saralynnjoness
دوستم امروز عقدشه و ما از ۷ صبح رفتیم دوش گرفتیم، خودش ۱۰:۴۵ وقت ارایشگاه داشته و الان تازه رسیده خونه و میگه به نظرتون فقط بالاتنهمو شیو کنم اوکیه؟🥰
فارسی
tiacolada retweetledi

@shahabimos تخت ما از این دو طبقه ها بود که طبقه ی دومش هم بلند بود نسبتا،شيش هفت سالم بود با خواهرم كه اونم دو سال ازم كوچيك تره بند حوله تنى هارو گره زديم بهم و بستيمش به صندلى بچگونه پلاستيكى يه سرشو يكيمون ميگرفت اون يكى ميشست رو صندلى سقوط ميكرد پايين.
فارسی













