این روزها که خونهنشین شدم، فهمیدم که چقدر به گوشی معتادم، چقدر محتوای فارسی در همهٔ پلتفرمها مبتذله، چقدر خوبه که گلاره هست و دوسش دارم، زانو چه چیز مهمیه، چقدر ایده دارم و کار نکرده مونده و چقدر زبان هلندی جالبه!
انقدر گلاره عکاس خوبیه که عادت عکاسیم از سرم پریده و یه سوژه یا نمای خوب که میبینم به اون معرفیش میکنم چون میدونم بهتر میگیره عکسو؛ الانم کل گالریم شده عکس از اون
در جاها و نماهای مختلف.