




نشسته در آشیانه فاخته
15.6K posts

@tweetmind11
زندگی مزخرفه ولی همینشم کوتاست!






درخواست همراهی از #مردم_ایران #دو_درجه_کمتر #بیست_درجه #برای_ایران

کیوان امام وردی، متجاوز سریالی، آزاد شد.





وزیر ارتباطات تو همایش بانکداری نوین از حاضرین پرسید کیا اینجا فیلتر شکن دارن؟ و تقریبا همه سالن دستشون رو بردن بالا ایشونم با اشاره به آماری که ۸۳درصد مردم فیلترشکن دارن، گفتن مثل اینکه امار اینجا بالاتره/دنیای اقتصاد






کیانوش سنجری سالها فعالیت رسانهای و اعتراضی انجام داده. بعد برای خودکشی اعتراضی به دو سه تا توییت اکتفا کرده؟ بدون اینکه حتی یه ویدیو منتشر کنه از خودش؟ توی ویدیوهایی که وحید آنلاین پخش کرده چهره #کیانوش_سنجری مشخص نیست. در ضمن اگه خود کیانوش هم باشه ما نمیدونیم که در اثر سقوط

کیانوش را از ۱۸ سال پیش میشناختم. آن روزها مرتب با یکدیگر در تماس بودیم. هر دو ایران بودیم. وبلاگ مینوشتیم، خبر مینوشتیم. درباره وضعیت دانشجویان و فعالان خبررسانی میکردیم. همفکری میکردیم. کیانوش فعال و خوشفکر و دلسوز بود. جایی در یک ایمیل جمعی در پاسخ به انتقاد یک نفر دیگر، درباره دفاع از حق حیات چنین جمله درخشانی نوشته بود: «چشم باز کنیم و به یاد آوریم صدها زندانی سیاسی را که ماهها از مجاهد گرفته تا فدایی کمونیست یا شاهی شبانه، بدونِ دادگاه در تاریکی پشت چشم بند در لحظه ای اعدام شدند» از حقوق همه مینوشت. برای بسیاری در آن سالها، الگوی یک روزنامهنگار حقوقبشری متعهد و فعال بود. بارها زندانی شد. تصمیم گرفت از ایران خارج شود. به اربیل در اقلیم کردستان عراق رفت. مدتی مهمان ویژه کردها بود. آن روزها دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در اربیل، تقریبا غیرفعال بود. کسی از آنجا نتوانسته بود به مقصدی سوم پناهنده شود. کیانوش فرد شناختهشده و معتبری بود. حمایت بینالمللی داشت. وقتی از اربیل به نروژ رفت، همه متعجب شدند. در آن سالها همه ترکیه را برای معرفیشدن به سازمان ملل ترجیح میدادند. کیانوش، طلسم دفتر اربیل سازمان ملل را شکسته بود و بعد از او، من و چند نفر دیگر پس از آزادی از زندان و تبعید، توانستیم از همان مبدا، به مقصد امنی برسیم. وقتی او نروژ بود و من چند ماه اربیل، مرتبا در تماس بودیم. از سرمای شدید اسکاندیناوی مینالید. میخواست به آمریکا برود. و رفت. در تمام مدتی که من به مقصد امن رسیدم، مهربانانه سراغم را میگرفت. بعدها در صدای آمریکا مشغول بود و هر از چندگاهی برای مصاحبه در تماس بودیم. بازگشت او به ایران و بالا پایینهایی که زندگی همه ما داشت، ماهیت این روابط را تغییر میداد. گاهی در فضای مجازی یکدیگر را دنبال میکردیم. همیشه با نگرانی و از فاصله پستهایش را دنبال میکردم. مثل همه دوستانی که نمیخواهیم ارتباط ما با آنها دردسر اضافه برایشان ایجاد کند. کیانوش امروز بعد از سالها مقاومت و تحمل فشار و سرکوب، در اعتراض به این خفقان، به زندگیاش خاتمه داد. امشب خاک تهران، از همیشهی اسکاندیناوی سردتر است. محمود درویش انگار این جمله جاودانه را برای کیانوش نوشته است: «من از سرزمینی نکوچیدهام؛ با خود سرزمینی را به دوش کشیدهام» #کیانوش_سنجری

برای زندگی... #کیانوش_سنجری


من مرگ غم انگیز کیانوش سنجری را به مادر و خانواده وی تسلیت میگویم.میدانم که این توییت سیلی از دشنام را بسویم براه خواهد انداخت اما حقیقت تلخ است.آیا در مرگ او فقط ج.امقصر بود.آیا سلطنت طلبها که او به آنان عشق میورزیدو بی اطلاع از وضعیتش نبودند، وظیفه ای درقبال کمک باو نداشتند؟

2/2