
عجیبترین و بهترین مراسم عمومی که رفتهام، فردای شروع جنگ بود، مردم دسته دسته برای ادای احترام و سوگواری به سمت بیت آمده بودند در هر چند قدم یکی سینه میزد، بقیه همراهی میکردند. مردی نوحه میخواند، زنی چیزی میخواند شبیه نوحههای جنوب، مردم اطرافش اشک میریختند. یکی شعار میداد مردم مدتی شعار میدادند. گمانم بعد چهل سال، اولین مراسم خودجوش مردمی عظیم بدون عربده و بلندگو بود. شبهای اول تجمعات خودجوش مردمی خودمان شعار میدادیم. چند روزی زیر پل سیدخندان خالی بود ما میرفتیم کم کم شلوغ شد، هر کس میآمد صحنه گردانی میکرد خصوصا بچه ها، روز سوم فهمیدند مردم آنجا جمع میشوند، عربده کشِ بلندگویی آوردند. رفتیم فلان میدان که مردمی باشد، باز هم همین وضع. دیگر مجبور شدیم تا بالای شهر یکی از چهارراههای سعادت آباد برویم، که باد شدید باعث میشد همه سرما بخوریم تا از شر عربدهکشهای فستیوالی راحت شویم. دیشب در محل اجارهدار که خودجوش مردم سمت میدان گرگان میرفتند، دیدم دیگر تحمل خودجوشی تمام شده و آخوندی افتاده جلوی بلندگو داری، بهش میگوید چه بگوید. برنامه تجریش هم که هر شب بدتر از دیشب. میدان انقلاب یک خلاقیتی داشت از شبی که ایستگاههای برق را زدند، از دست رفت. رها کنید مردم را، مردم خودشان همه چیز را از شما بهتر بلدند. شما فقط شهوت کورکننده دیده شدن و گند زدن به هر چه مردمی است دارید. شما که سلبریتی حوزه ادای من نوکر مردمم و از مردمم هستید.









