وُقوف

1.1K posts

وُقوف banner
وُقوف

وُقوف

@voqouf

توقف و درنگ را وقوف گویند؛ و در جای دیگر به معنای آگاهی، ادراک و معرفت است.

Katılım Kasım 2023
0 Takip Edilen61 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
وُقوف
وُقوف@voqouf·
آن را که وُقوف است بر احوال جهان شادیّ و غم جهان بَرو شد یکسان چون نیک و بدِ جهان بِسَر خواهد شد خواهی همه درد باش و خواهی درمان – حکیم #خیام نیشابوری
فارسی
0
2
13
3.3K
وُقوف
وُقوف@voqouf·
مباش غرّه به گفتار مادِح طمّاع که دام مکر نهاد از برای صید نصیب امیر ظالم جاهل که خون خلق خورَد چگونه عالم و عادل شود به قول خطیب – جناب #سعدی | مواعظ
فارسی
0
0
1
26
وُقوف
وُقوف@voqouf·
بیا ببین که چه سان بی‌بهار عارض تو به خون دل شده تر چهره‌ی خزانی من – کمال‌الدّین #محتشم_کاشانی
فارسی
0
0
1
53
وُقوف
وُقوف@voqouf·
بختی نه که با دوست در آمیزم من صبری نه که از عشق بپرهیزم من دستی نه که با قضا در آویزم من پایی نه که از دست تو بگریزم من – جناب #ابوسعید_ابوالخیر
فارسی
0
0
2
161
وُقوف
وُقوف@voqouf·
صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانی – حضرت #مولانا
فارسی
0
0
1
74
وُقوف
وُقوف@voqouf·
دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز صد بار بسوختیم و خامیم هنوز – بدرالدّین #هلالی_جغتایی
فارسی
0
1
1
93
وُقوف
وُقوف@voqouf·
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه #حافظ که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
فارسی
0
0
1
33
وُقوف
وُقوف@voqouf·
ثمر ندیده وجودم، درختِ کاجم من و ارغوانِ غم‌الودِ ابتهاجم من... – شاعر؛ #سجاد_شهیدی
فارسی
0
0
2
37
وُقوف
وُقوف@voqouf·
منم آن نخل خزان دیده کز اسباب جهان هیچ در بار به جز برگ سفر نیست مرا – جناب #صائب_تبریزی
فارسی
0
0
2
82
وُقوف
وُقوف@voqouf·
می‌کِشم تهمت سجاده‌ی تزویر از خلق گر چه فرسوده شد از بار سبو دوش مرا – جناب #صائب_تبریزی
فارسی
0
0
2
52
وُقوف
وُقوف@voqouf·
دیریست که #سعدی به دل از عشق تو می‌گفت این بت نه عجب باشد اگر من بپرستم
فارسی
0
0
3
38
وُقوف
وُقوف@voqouf·
پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت! پاییز: نامِ دیگرِ «من دوست دارمت» – شاعر؛ #مهدی_موسوی
فارسی
0
1
17
546
وُقوف
وُقوف@voqouf·
دارد پاییز می‌رسد؛ انار نیستم که برسم به دست‌های تو برگم پُر از اضطراب افتادن – شاعر؛ #علیرضا_روشن
فارسی
0
1
2
94
وُقوف
وُقوف@voqouf·
سال‌ها از قهوه‌های تلخ، در این کافه‌ها ساده بودم، انتظار فال شیرین داشتم – شاعر؛ #فرامرز_عرب‌عامری
فارسی
0
0
1
100
وُقوف
وُقوف@voqouf·
ای که نزدیک‌تر از جانی و پنهان ز نگه هجر تو خوش‌ترم آید ز وصال دگران – محمد #اقبال_لاهوری
فارسی
0
0
1
26
وُقوف
وُقوف@voqouf·
چون روی در کشی تو شود مه سیه ز غم قصد خسوف قرص قمر می‌کنی مکن! – حضرت #مولانا
فارسی
0
0
1
36
وُقوف
وُقوف@voqouf·
عاقبت در سینه‌ام دل از تپیدن باز ماند بس که پر زد در قفس این مرغ از پرواز ماند – مَلِک‌ُالکلام #صائب_تبریزی
فارسی
0
0
2
51
وُقوف
وُقوف@voqouf·
از روی تو و زلف تو روز آمد و شب ای روز و شب تو روز و شب کرده عجب تا عشق مرا روز و شبت هست سبب چون روز و شبت کنم شب و روز طلب – حکیم #سنایی غزنوی
فارسی
0
0
1
256
وُقوف
وُقوف@voqouf·
چنان دلتنگ شد عطار بی تو که شد بر وی جهان زندان، کجایی؟ – جناب #عطار_نیشابوری
فارسی
0
0
1
35
وُقوف
وُقوف@voqouf·
صدای تو همچون شراب سرخ به گونه‌ی زردم دوانده خون چنین که مرا مست می‌کنی نشانی میخانه‌ات کجاست؟ – زنده‌یاد #سیمین_بهبهانی
فارسی
0
0
2
49
وُقوف
وُقوف@voqouf·
یک بار ندیدیم رُخش وز غم عشقش صد بار بمُردیم و بزادیم دگر بار دیدیم که بی‌عشق رُخش زندگی‌ای نیست بی‌عشق رُخش زنده مَبادیم دگر بار – فخرالدین #عراقی
فارسی
0
0
1
58