Afsunitta
137 posts


@Fridathenew @SalarMahda25755 @llll00ll00llll خب بعضی پسرا هم هزینه دیت رو مثل ی هزینه برای به سکس رسیدن میدونن و اگه طرف بگه نه به خواستشون نمیرسن و اینجوری میشه
فارسی

@SalarMahda25755 @llll00ll00llll چوننمی دونی قبلش چه اتفاقی افتاده. بعضی دخترا از طرف خوششوننمیاد ولی میگن حالا چندتا دیت رو بریم عشق کنیم بعدش اینجوری میشه حالا نمیگمایشونماینطوریه ولی بازم داستان یک طرفه س
فارسی


@llll00ll00llll ۱ تومن واریز میکردی میگفتی بقیهشو واسه بابات کاندوم بخر
فارسی

@Im_nadia__ کاش مثل ازدواج سنتی دوستی سنتی داشتیم مثلا میرفتیم به یکی میگفتیم بیا باهم دوست شیم و پشت هم باشیم و ازینجور کارا که دوستا باهم میکنن
فارسی

من دقیقا برعکس این ژانر رو تجربه کردم.
سال اولی که از تهران اومده بودم مشهد، سرکلاس یکی برگشت گفت داداش مغز داری؟
بعد من اینطوری بودم که تو چی میگی مرتیکه شلهخوار برو ایسگای خودتو بگیر.
تا اینکه جامدادیم رو گرفت و نوک اتود ۰.۵ برداشت و تشکر کرد.
بریکینگ افتضاح 🇮🇷@Eftezaah
شما از کِی فهمیدید که شهرستانیاید؟؟؟؟؟
فارسی
Afsunitta retweetledi

@daffodil_Gh تراپیست من بهم گفت نمیخوای گریه کنی؟ من بجای تو سر درد شدم از بس گریهتو نگه داشتی
فارسی

یک تجربه ی جالب تعریف کنم براتون
تراپیستم بارها تاکید داشت رو این که حسی که تو اتاق درمان تجربه میکنی آیینه ای از چیزیه که در محیط بیرون هم حس میکنی و خلاصه یکبار پاپیچ من شد که نه بگو چه حسی داری الان
گفتم والا حس خاصی ندارم یک رابطه ی کاریه دیگه. گفت یعنی تا حالا متوجه نشدی/۱
Talking Joghd@NgmNoMore
بعد از یه مدت وقفه رفتم پیشش و از اتفاقات و سختیهای اون مدت براش گفتم. اشکش چکید برام 😐 در حالی که با انگشتش به اشک رو گونهاش اشاره میکرد، گفت: وای چقدر بهت ها گذشته حتی منم گریهام گرفت.😐😐😐 گریهام بند اومد قشنگ و همون لحظه فهمیدم که این فرد و رویکرد برام کار نمیکنه:)))
فارسی

@Ghazihasilo وای منم همینطور یک مخصوصا وقتی کم حرف میزنیم از عمد ی دعوا گنده درست میکنم بعد ما هر یماه همو میبینیم، یکم دیرتر بشه من دیگه کلا پاچه میگیرم برای مدیریتش هم اینکه خیلی راجع به هرچیزی که ناراحتمون میکنه تو رابطه حرف میزنیم خیلی
فارسی

@maybelevana البته منم خیلی بچگیمو دوست دارم اما نه در این حد،فقط در این حد که هرروز قبل درس عکس بچگیمو ببوسم و بهش سلام بدم😂
فارسی

دوستم چند ماه اصرار میکرد با یکی برم دیت چون طرف اقا و خوب و معقوله
هیچی دیگه رفتیم تا نشستیم عکس یه بچه رو نشونم داد گفت عشق و عمر منه این بچه
گفتم خداحفظش کنه خواهر زادته؟ گفت نه بچگی خودمه
منتظر بودم شوخی باشه ولی نه کاملا جدی بود
تاحالا نارسیست به این واضحی ندیده بودم
داییناصر@DauiiiNaser
عجیبترین دیتی که داشتی چطور بوده؟
فارسی













