بعد جای حافظ خوندن به عنوان کتاب علمی شب یلدا میذارید فال میگیرن
حافظ صد بار تو گور لرزیده که کتاب فیزیک نوشته و نجوم مردم
باهاش فال میگیرن میدونید چرا ؟ چرچیل میگه هر چقدر خرافه رو در
یک مملکت گسترش بدیم ، حکومت بر اون کشور راحت تره
دانش ما رو بردند و به نام خودشون زدن با همون دانش صدها ساله غرب تو سر شرق میزنه که علم برای ماست و حالا باید به کار دیگه هم میکردن که کاری کنند که شرقی ها متوجه این موضوع نشوند که عجب گنجینه ای دارند اومدن از همون کتابهایی که علم و دانش رو بدست آوورده بودندبهش خرافه رو اضافه کردن
معنیش چی میشه؟
خلقت عالم از هیچ و بوجود آمدن ذرات مادی بی سبب و علت از انرژی اسرار آمیز خلاء
فکر کنید یه شخص تو دههٔ دوم سدهٔ هشتم هجری همچین علمی داشته بعد ما باهاش فال میگیریم و به ریشش میخندیم
حالا همه این ها چه ربطی به حافظ داشت
حافظ تو یکی از شعر هاش کل این موضوع رو خلاصه میگه :
جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ استهزار بار من این نکته کرده ام تحقیقبیا که توبه ز لعل نگار و خندہ ء جامتصوریست که عقلش نمی کند تصدیق
دقت کنید این اشعار زمانی گفته شده که حتی یک فیزیک دان به شکل امروزی در دنیا نبوده
طرف تو دو بیت بزرگ ترین نظریه تاریخ که رو گفته بهش میگن عارف ... سیاست خرافه سازی
به اینجای شعر دقت کنید : بار دیگر این ذرات آشنا غرق می گردند در گردابها
باز با شکل دگر پیوسته شد ذره ها بینم که از ترکیبشان صد هزاران آفتاب آمد عیان صد هزاران نظم و آئین خدا علت صوری این خورشیدها باز این خورشید آئین ها بر گرفته سوی گرداب فنای زمین پست
بی قدر و بها با تمام برها و بحرها انچه داری در طریق کهکشان از ثوابت یا که از سیارگان جملگی
بخشی از شعر های مولانا مینویسم تا ثابت شه از علمش :
جنب و جوش آنان سخن می گوید هیچ چیزی ثابت و بر جای نیست جمله در تغییر و سیر سرمدی است ذره ها پیوسته شد با ذره ها تا پدید اید همه ارض و سماء. تا که ما آن جمله را بشناختیم بهر هر يك اسم و معنی ساختیم ذره ها از یکدیگر بگسسته شد