مثه اینکه گه پهلوی خیلی مزه میده
چون جز دشمنانش بقیه هم یکی یه قاشق دست گرفتن هی مزه مزه میکنن
کیر توی این طرفداری تون
همینجوری باباش رو هم دق دادید
این اخه اون پیفه
بلدین بفرما خودتون دست به کار بشید
قضیه پارادوکس سلیمان تقریبا برای همه حداقل یکبار پیش اومده و دلیلش اینه که ما وقتی با مشکلات دیگران مواجه میشیم از لحاظ احساسی کمتر درگیر هستیم و میتونیم راحتتر به راه چاره فکر کنیم اما وقتی خودمون درگیر اون مشکل میشیم، دچار موجی از احساسات میشیم که جلوی تصمیمگیری رو میگیره..
شمشیر نمیکشه و ولی در مواقع ضروری از جنگ فرار نمیکنه و از خودش به حق دفاع میکنه
ایرج در مواجهه با اژدها:
بدو گفت کای اژدهای دلیر
تو را با منِ بیگنه چیست کین؟
مگر آزمایش همیخواستی
که با من بدینگونه آراستی؟
اگر جنگ خواهی، نبرد آورم
وگر راه جویی، سخن پرورم
خلاصه کمتر غر بزنید
چند وقته خیلی برام سوال پیش اومده که چرا فریدون اسم پسر کوچیکش رو ایرج گذاشت و ایرج رو شایسته ترین پسر برای پادشاهی ایران میدونست
بنظرم رضا پهلوی هم خیلی رفتارش شبیه ایرج شاه ایرانه( کاری به عاقبت ایرج ندارم)
گفت و گو رو به خشونت ترجیح میده
جای خودش شجاعت داره و بدون دلیل
هر روز که این کابوس ادامه پیدا میکنه بیشتر حس لحظات آخر سفر فرودو و سمو بهم میده. بدون آب و غذا، به حد مرگ خسته و هر لحظه به جنون نزدیکتر.
باید دید در انتها فرصت میکنیم مثل فرودو بگیم بالاخره تموم شد یا نه.
After all "There never was much hope. Just a fool's hope."
@yarabudd نمیدونم ولی یه بعد قوی بودن به نظرم همین سازگار شدن و دووم آوردنه.
یه بعد دیگه هم داره که اونو کلا نداریم داشتیم لنگ این و اون نبودیم. اگر تشکیلات و نهادهای ملی مستقل از اینا داشتیم :(
@yarabudd آره🥲به نظرمون نمیاد ولی به نظرم آدمای قویای هستیم. نا نداریم ادامه بدیم شایدم ته تهش مثل فرودو کم بیاریم ولی خب همین که هنوز زور میزنیم خیلییه.
چه کاریه وسط دعوا هاتون بقیه رو شاهد میگیرید
کسکشا وقتی خوش خوشان تونه چرا یاد ما نیستید؟
رو پیشونی من نوشته قاضی؟؟
نمیتونید دعوا رو هندل کنید دعوا نگیرید
اه