جنگ وحشتناکه. بمیرم برای کسانی که از صدا انفجارها و جنگندهها ترسیدن و مردمی که آسیب دیدن.
لعنت بر کسانی که میتونستن و نخواستن جلوی این جنگ رو بگیرن
امیدوارم سرزمین ایران و مردم ایران دور باشن از گزند و کسانی که کل کشیدن و هلهله کردن برای جنگ پشیمون نشن از کردهی خودشون
این روزها خیلی صحبت از چپگرایی و راستگرایی میشه،
بدون اینکه تعریف درستی ازش ارائه بشه،
برای همین تصمیم گرفتم مفاهیم مربوط به چپ و راست را به طور خلاصه و ساده براتون توضیح بدم؛
قبل از هرچیز این توییتو سیو کنید و برای دیگران بفرستید.
بخش اول: طیف سیاسی چپ–راست؛ تفاوتها، ایدئولوژیها و مثالها
دستهبندی چپ–راست یکی از رایجترین مدلها برای درک ایدئولوژیهای سیاسی است.
محور اصلیاش اقتصادی است (چپ: برابری + دخالت های بیشتر دولت؛
راست: آزادی بازار + مالکیت خصوصی و دولت کوچکتر)،
اما مسائل فرهنگی، اجتماعی هم در این دسته بندی تأثیرگذارند.
چپ معمولاً پیشرو (progressive) و سنت شکن، و راست معمولاً محافظهکار است.
تفاوتهای اصلی چپگرایی و راستگرایی
۱. اقتصاد و نقش دولت:
چپگراها طرفدار دولت بزرگتر، دخالت و تنظیمگری در بازار، مالیات بالا بر ثروتمندان و بازتوزیع ثروت از طریق رفاه گستردهاند.
راستگراها به بازار آزاد، دولت کوچک، کاهش مقررات و حداقل دخالت دولت باور دارند و معتقدند دخالت زیاد انگیزه فردی و رشد را کاهش میدهد.
۲. نابرابری و عدالت اجتماعی:
چپها نابرابری را ناعادلانه میدانند و از سیاستهای حمایتی اقلیتها، طبقات پایین و کاهش شکاف طبقاتی دفاع میکنند.
راستها نابرابری را تا حدی طبیعی و نتیجه تلاش فردی میبینند و بر ایجاد فرصتهای برابر (نه نتیجه برابر) تأکید دارند.
۳. مسائل فرهنگی و اجتماعی:
چپگراها سنتشکنی را میپذیرند: از جمله حقوق همجنسگراها، فمینیسم، چندفرهنگیگرایی و سکولاریسم،
و به همین دلیل اغلب با مُدگرایی همراهاند.
راستگراها محافظهکارترند و به حفظ سنتها، خانواده سنتی، ارزشهای ملی و مذهبی اهمیت میدهند.
۴. سیاست خارجی و جهانیسازی:
چپها به همکاری بینالمللی، نهادهای جهانی ، مقابله با امپریالیسم و تسهیل مهاجرت تمایل دارند.
راستها بر منافع ملی، کنترل مرزها و تجارت محافظهکارانه تمرکز میکنند.
۵. رویکرد به تغییر
چپگراها تغییرخواه و گاهی انقلابیاند و ساختارها را نقد میکنند.
راستگراها به حفظ وضعیت موجود یا تغییرات تدریجی گرایش دارند و تغییرات ناگهانی را خطرناک میدانند.
به طور کلی، رویکردهای انقلابی با گرایش به چپ شناخته میشود.
بخش دوم: «ایسم»ها در کدام طیف قرار دارند؟
۱.چپ افراطی (Far-Left)
شامل کمونیسم (جامعه بیطبقه، مالکیت اشتراکی، حذف سرمایهداری) و آنارشیسم چپ (بدون دولت اما اشتراکی) است.
مثالهای تاریخی/امروزی: کوبا، کره شمالی، ویتنام، لائوس (کمونیستی دولتی).
۲.چپ رادیکال تا سوسیالیسم انقلابی
شامل سوسیالیسمِ کلاسیکِ مارکسیستی ( کنترل دولتی/کارگری بر اقتصاد، ملیسازی صنایع کلیدی، مبارزه با سرمایهداری) است.
مثال: ونزوئلا (میراث چاوز و حزب سوسیالیست متحد).
۳.چپ میانه (Center-Left)
شامل سوسیالدموکراسی (سرمایهداری + رفاه گسترده، مالیات بالا، خدمات عمومی قوی) و لیبرالیسمِ اجتماعی (آزادیهای فردی + برابری اجتماعی و رفاه محدود) است.
مثل: نروژ، سوئد، دانمارک، فنلاند (مدل اسکاندیناوی با رفاه قوی)، آلمان و هلند (سوسیالدموکراتیک یا ائتلافهای چپ میانه)، کانادا (ترکیبی متعادل).
۴.میانه (Center)
شامل لیبرالیسمِ کلاسیک با برخی مقررات، یا میانهروهای اقتصادی است.
مثال: کانادا و استرالیا (بازار آزاد + حمایتهای اجتماعی محدود).
۵.راست میانه (Center-Right)
شامل محافظهکاری سنتی (بازار آزاد + حفظ سنتها، خانواده، مذهب) و لیبرالیسمِ اقتصادی/کلاسیک (آزادی فردی، دولت کوچک) است.
مثال: آلمان (اتحادیه دموکرات مسیحی)، بریتانیا (حزب محافظهکار)، ایالات متحده (جمهوریخواهان سنتی).
۶.راست اقتصادی
شامل نئولیبرالیسم ( بازار آزاد حداکثری، خصوصیسازی گسترده، کاهش مقررات، تجارت آزاد، کاهش مالیات بر ثروت) است.
راست اقتصادی افراطی، گاهی با عناصر لیبرالیسم اجتماعی ترکیب میشود، اما در سالهای اخیر در حال افول است.
مثالهای تاریخی/امروزی: شیلی (مدل نئولیبرال پینوشه)، بریتانیا (دوره تاچر)، ایالات متحده (ریگان و برخی سیاستهای بعدی).
۷.راست افراطی (Far-Right)
شامل فاشیسم، ناسیونالسوسیالیسم (ناسیونالیسم افراطی، اقتدارگرایی، سلسلهمراتب اجتماعی، ضد مهاجرت، حفظ هویت ملی) است و گاهی ضد نئولیبرالیسم جهانی است.
مثالهای امروزی: مجارستان (فیدس ویکتور اوربان با ناسیونالیسم قوی)، ایتالیا (برادران ایتالیا جورجیا ملونی با ریشههای نئوفاشیستی)، برخی احزاب در اتریش، اسلواکی و فرانسه (راست افراطی در حال رشد).
بخش سوم: نکات کلیدی
۱.همه چپها کمونیست نیستند؛ سوسیالدموکراتها چپاند اما دموکراتیک و درون سرمایهداری کار میکنند.
۲.لیبرالیسم کلاسیک/اقتصادی، راست یا راستِ میانه شناخته میشود؛
و لیبرالیسم اجتماعی/مدرن، چپِ میانه شناخته میشود.
در آمریکا "لیبرال" را اغلب برابر با چپ میدانند اما در اروپا لیبرالِ کلاسیک را راست میدانند.
۳.نئولیبرالیسم، راستِ اقتصادی است اما با جهانیسازی همراه بوده و اخیراً با ظهور پوپولیسم و محافظهکاری (مثل ترامپ یا تغییرات در اروپا) تضعیف شده است.
۴.فاشیسم و کمونیسم هر دو اقتدارگرا هستند،
اما یکی راستِ افراطی (سلسلهمراتب + ناسیونالیسم) و دیگری چپ افراطی (برابری طبقاتی).
۵.این دسته بندی کلی است؛
در عمل افراد و احزاب ترکیبیاند (مثل چپ اقتصادی + راست فرهنگی) و بسته به کشور و زمان ممکن است در دسته بندی های مختلف قرار گیرند.
این توییت را سیو کنید، مرور کنید و برای دیگران بفرستید،
و اگر نکته ای به نظرتان میرسد به آن اضافه کنید.
من تازه فهمیدم موقع افطار دعا مستجاب میشه
میرم لیست آرزوهام رو ببندم و یه خورده هم برای شما جا هست؛
خلاصه که برای ده نفر اول رایگان دعا میکنم و بقیه باید نفری پونصد واریز کنن
ثبت سفارش: همینجا🫴
@cloudyyearss شماهم تا حالا پای حرف زنان شاغل در دهه ۴۰سالگی ننشستید. و من نگفتم بشینید برای شوهر پولدار گفتم خودتون رو برای حقوق ۱۶ میلیونی اذیت نکنید.
@yasamansky به ظاهر؟؟؟
احتمالا دهه دوم زندگی هستین وگرنه میدونستین که روزگار معلوم نیست چی به سر آدم بیاره و منتظر شوهر پولدار موندن عبث ترین کار دنیاست !
دختر ها به هیچ عنوان گول نخورین!
کار خوب و درآمد برای یک زن اعتماد به نفس ، استقلال ، حال خوب ، شخصیت اجتماعی …. میاره !
حال خوبتونو وابسته به هیچکس نکنین!