بعد از یه ساعت ک سروصداهای طبقه بالایی رو تحمل کردم، بالاخره ساعت ۱۲:۱۵ رفتم بالا در زدم
یه خانومی درو باز کرد
گفتم ببخشید یکم محکم راه نمیرید؟ کل خونهم میلرزه!
یه خانوم سلیطه از اونور داد زد ما نشستیم داریم شام میخوریم کسی راه نمیرهه
گفتم اوکی و اومدم
و مجدد همون صداها…
یکی نوشته کانسیلر برای استفاده روزمره معرفی کنین نصف منشنا تارت بود😭 جدی شما انقدر پولدارین تارت رو "روزمره" استفاده میکنین یا اِما ره کس گیر بیاردنی؟!
اگه یکی بهتون گفت تو سن و سال بالاتر دوست پیدا کردن سخته به حرفش محل ندین،مزخرف میگه...
من چند تا از بهترین دوستان تمام زندگیمو همین چند سال اخیر پیدا کردم والا
😉😉😉😉😉
امروز فهمیدم باباها هم نیاز دارن گاهی کسی نگرانشون بشه🫠
عصر اومدم دیدم این پیرمرده همسایه هنوز کرکره مغازش پایینه ماشینشم سر جای همیشه پارک بود
ظهرا میره اتاق ته مغازه برای استراحت اما قبل از ۵ درو باز میکنه
ساعت ۵/۵شد نیومد نگران شدم در زدم تماس گرفتم نیومد
بعد دیدم از دور
اومدم گمرک ایران بلوار کشاورز یه کاری انجام بدم، مسئولش بلد نیست کیبورد رو از انگلیسی به فارسی تغییر بده، به همکارش میگه این چطور تغییر میکنه بعد همکارشم گفت منم یادم نیست باید به IT بگیم بیاد برامون درست کنن
کیبوردو برداشتم فارسی کردم کارمو انجام بده/1