Zimba

1.7K posts

Zimba banner
Zimba

Zimba

@zimbayamm

نمیدونم کیم چیم و چیکار می کنم!

Katılım Ekim 2020
245 Takip Edilen117 Takipçiler
Zimba retweetledi
هانا
هانا@karkas719·
وحید جان سلام؛ ایرانی بیشتر از همیشه این متن رو میفهمه. «احساس ناامنی می‌کنم. جهان هولناک است و من یک ذرّه‌ی کوچک بی‌اهمّیّتم که ممکن است وقتی که دارم زیرِ فشارِ دستی جان می‌دهم، فریادم شنیده نشود.»
فارسی
0
22
235
4.4K
Zimba retweetledi
موونْت
موونْت@moonmiiim·
ما نسلی هستیم که شاهد نابودی روابط انسانی شد! چه غم انگیز.
فارسی
1
7
100
2.3K
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@oliviabensoun صبر کردن خیلی سخته مخصوصابرای کسانی که اهل رابطه یکی دو روزه نیستن و یک چیز واقعی میخوان
فارسی
1
0
0
33
Zimba retweetledi
داییناصر
داییناصر@DauiiiNaser·
خیلی دوست دارم بدونم دغدغه مردم دانمارک به عنوان شادترین مردم دنیا چیه و توی تایم‌لاین‌شون در مورد چی حرف میزنن.
فارسی
136
34
2.5K
109.4K
Reyhan
Reyhan@thereyhaaan·
یه اسم بگید که فقط یه دونه ازش باشه یا اینکه حداقل خیلی کم باشه و هر کسی نشنیده باشه
فارسی
397
1
367
112.5K
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@MprYaser ببین من هیچ وقت فکر نمیکردم یک مرد حس هایی که من. تجربه کردم روتجربه کنه فکر میکردم این بلاهارو همیشه آقایون به یر خانم ها میارن شما رو که دیدم و تک تک کلمات رو درک کردم خیلی برام عجیب بود یک چیزی که احتمالا خیلی شنیدیش تا الان میگذره این روزهای سخت و کم کم برات بی تفاوت میشه
فارسی
0
0
1
65
YAS
YAS@MprYaser·
يجوري خار اعتمادو تو من گاييدي كه من به خودمم مشكوكم ريدم تو تك تك ثانيه هاي كه فكر ميكردم تو دوسم داري
فارسی
7
9
229
4.8K
Zimba retweetledi
شاه خسرو
شاه خسرو@khosrushonm·
عاشق اونايى ام كه دارن به گا ميرن ولی؛ باشگاه ميرن ، كافه ميرن ، بوى خوبى ميدن وخلاصه رخ كارو حفظ ميكنن كه جر خوردنشون معلوم نباشه.
فارسی
60
152
3.1K
141.2K
Zimba retweetledi
Mahyar Shilsar
Mahyar Shilsar@lvlahyar·
این خبرهای بیکار شدن مردم خیلی دردناکه. نمیدونم چطور بعضی‌ها شوخی میکنند با این موضوع. یکی نوشته بود همکارش با خودش ظرف غذا آورده بود و به ناهار نکشیده تعدیلش کردن، کلی اون زیر مسخره بازی درآورده بودند. حتی تصور حال آدم‌هایی که منبع درآمدشون رو از دست میدن سخته.
فارسی
17
110
1.9K
62.2K
Zimba retweetledi
nikki_nikki_1020315
nikki_nikki_1020315@Nikki1020315·
برام جالبه که نسل ما بدترین مشکلات و نگرانی هاشونو از والدینشون قایم میکنن که ناراحتشون نکنن، ولی والدین ما از سن خیلی کم مارو تراپیست مجانی میدیدن و وحشتناک ترین مشکلاتشونو‌ بهمون میگفتن فقط و فقط چون سبک میشدن. حالا اون وسط روح و روان ما به فنا میرفت که خب باسن لق بچه.
فارسی
19
94
2K
45.9K
Zimba retweetledi
یک اردیبعشقی
یک اردیبعشقی@yek_ordibeshghi·
سه نوع آموزش وجود دارد که جامعه ما فاقد آنهاست: آموزش روانشناسی، آموزش جنسی و آموزش نحوه تعامل زن و مرد با یکدیگر.
فارسی
1
3
56
1K
Zimba retweetledi
pechi.
pechi.@pishipishpish·
متاسفانه وقتی پول دستم میاد اصلا یاد اون روزایی که پول دستم نیس و فقیرم نمیفتم.
فارسی
5
105
2.1K
26.8K
Zimba retweetledi
| Herself |
| Herself |@_itsherself·
یا توافق میکنن و ما بگا میریم، یا جنگ میشه دوباره و ما بگا میریم، یا باز همه‌چی چند هفته تمدید میشه و بازم ما بگا میریم.
فارسی
11
168
2.2K
30.5K
Zimba retweetledi
مِشکی نـــاز
مِشکی نـــاز@madebyxblack·
توییتر اینجوریه که همیشه یکیو پیدا میکنی دقیقا فکرای تورو مینویسه اما گرامرش بهتره از توعه
فارسی
56
457
8.6K
96.8K
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@blo0dymerry احسنت این همه متن رو واسه من نوشتی اینجا هیچکس به من توجه نمیکنه مرسی🥺❤️
فارسی
1
0
0
15
ماریا کوئینزل
@zimbayamm «مردها اغلب ریشو، شکم گنده، کچل، بد لباس، خیکی…یعنی اصن قیافه ها عوضی، ریش، پشم، هرچی از موهاشون کم میشه به ریش و پشمشون اضافه میشه! واقعا هیولاهای خیلی جذابی نیستند از نظر من. » ماهواره - خانوم دکتر آزیتا ساعیان
فارسی
1
0
2
52
Zimba
Zimba@zimbayamm·
چقدر دختر ها آدم های خوش ذوق آینده نگر برنانه بریز و نایسی هستن ودر مقابل پسر ها گاون ...آدم میمونه چی بگه
ماریا کوئینزل@blo0dymerry

من از بچگی آدم رمانتیکی بودم. مثلاً اگه می‌خواستم آدامس بخرم، همیشه آدامس «Love is» می‌خریدم و کاغذهاشو جمع می‌کردم. البته مامانم به نظرش اینا مسخره‌بازی بود و همون آدامس شیک برام می‌خرید، یا نهایتا آدامس موزی، ولی خب گاهی هم یه آدامس لاویز نصیبم می‌شد. یادمه نه‌ ده سالم که بود، مامانم قایمکی به دخترعمه‌ام که تازه نامزد کرده بود کمک کرد برای روز ولنتاین یه کادوی کوچولو با گل رز و شکلات تزئین کنه. اصلاً اولین بار بود که می‌دیدم مامانم داره یه کار باحال انجام می‌ده؛ یه کار جوونانه که عمه و شوهرعمه‌ام در جریانش نبودن. کادو خیلی خوشگل شده بود و دخترعمه‌ام قایمکی دادش به نامزدش… مامانمم به خودش افتخار می‌کرد که کمک کرده دخترعمه‌ام جلوی نامزدش خجالت‌زده نشه و مدعی بود خیلی اوپن‌ماینده و به عشقشون کمک کرده. قرار شد اون داستان بین ما یه راز بمونه… یه راز قشنگ و خوشگل که برای من خیلی عاشقانه و رمانتیک بود. و تا همین الان که ۳۲ سالمه، این اولین باره که دارم به کسی می‌گمش… در واقع می‌نویسمش. اون صحنه و اون راز انقدر برام هیجان‌انگیز و قشنگ بود که از همون موقع دلم می‌خواست منم از اون کادوها داشته باشم… و از اون کادوها درست کنم. اصلاً دلم می‌خواست منم نامزد داشته باشم و قایمکی عاشقش باشم. از اون به بعد، هر سال ولنتاین برای مامان و بابام کاردستی‌های کوچیک قلبی درست می‌کردم و می‌نوشتم دوستشون دارم. همراهش دوتا از شکلات‌هامو که نخورده بودم و قایمکی نگه داشته بودم، بهشون کادو می‌دادم. گاهی هم اونا بهم شکلات یا یه کادوی کوچیک می‌دادن که زحمتم بی‌معنی نمونه و تو ذوقم نخوره. بزرگ‌تر که شدم، اولین دوست‌پسرم… یه رابطه ناسالم بود. عاشقش شده بودم، ولی اون دوستم نداشت. با این حال یادمه اولین ولنتاین، تمام پول تو جیبی‌مو خرج کردم و حتی سه هزار تومن هم از دوستم قرض گرفتم که بتونم براش یه کادو بدم… ولی اون آدم رمانتیکی نبود. ولنتاین که هیچ، حتی روز تولدم هم باید امیدوار می‌بودم یادش نره. رابطه بعدیم فرق داشت. اون خیلی دوستم داشت و من اینو می‌دونستم مثلاً محال بود تولدمو فراموش کنه، حتی یه بار هم سورپرایزم کرده بود… ولی یه روز قبل از ولنتاین بهم گفت این جشن ایرانی نیست و از این مسخره‌بازیا خوشش نمیاد. چیزی نگفتم. خب راست می‌گفت… اصلاً چه اهمیتی داره یه جشن بی‌معنی؟ من که می‌دونستم اونقدر دوستم داره… بی‌خیالش می‌شم… اما قلبم یه ترک کوچولو برداشت. آخه من از خیلی قبل‌تر، برای همون ولنتاین یه شالگردن زرشکی براش بافته بودم. اولین باری بود که چیزی می‌بافتم و واقعاً برام سخت بود؛ اینکه هر روز بشینم و ببافم، حوصله‌ام سر نره و از همه مهم‌تر، تمومش کنم. من با بیش‌فعالی شدید، تقریباً هیچ‌وقت هیچ چیزی رو نمی‌تونستم تموم کنم… ولی این یکی رو تموم کردم. با هر مشقتی که بود. حتی یادمه وقتی مامانم خواست کمکم کنه، اون تیکه‌هایی که بافته بود رو شکافتم… فقط برای اینکه همه‌شو خودم بافته باشم. روز ولنتاین که شد، خیلی با خودم کلنجار رفتم… ولی دلم نیومد کادوشو بهش ندم. فکر کردم می‌ذارم برای تولدش، ولی خب… شالگردن زرشکی بود. اونم دست‌باف. برای تولد معنی نداشت. آخرش کادوشو دادم. شالگردنی که از یه ماه قبل با زحمت زیاد براش بافته بودم، همراه با یه عالمه نوت ریز که روی هر کدوم نوشته بودم چرا دوستش دارم. نوت‌ها رو هم ریخته بودم توی یه شیشه که روش نوشته بودم: «روزی یک عدد». بهش گفتم می‌دونم ولنتاین از نظرش بی‌معنیه، ولی من نمی‌دونستم و خیلی برای این کادو زحمت کشیده بودم، برای همین دلم نیومد ندم. اون خیلی خوشحال شد. روز بعدش هم یه خرس قرمز با یه عالمه شکلات بهم داد… از همون جعبه‌های آماده‌ای که دم ولنتاین گل‌فروشی‌ها می‌ذارن و بعدش تخفیف می‌خورن. از کادوش خوشحال شدم… ولی برام معنی نداشت. چون می‌دونستم مجبور شده. چون اعتقادش نبود. چون دیگه ولنتاینی وجود نداشت. و مهم‌تر از همه… من کادوی ولنتاینم رو از قبل گرفته بودم. همون صبح ولنتاین، خودم رفته بودم برای خودم کادو خریده بودم… که ازش انتظاری نداشته باشم. که وقتی کادوشو می‌دم، حس نکنم خودم چیزی نگرفتم. که ناراحت نشم. که اثر منفی روی حسم نذاره. برای خودم یه عطر خریده بودم. اون عطر و اسمش شد نماد یه چیز مهم: اینکه نباید از کسی انتظار داشته باشم، و فقط خودم باید مراقب خودم و نیازهای احساسیم باشم. رابطه‌مون تموم شد…ولی اون عطر و اسمش برام موند. شد یه اسم مستعار. هر کس ازم می‌پرسه، می‌گم اسم یه گُله… نماد چیزاییه که برام معنی داره و از این داستان‌ها. که خب، دروغ هم نیست. اما حقیقتش اینه، اسم یه عطره. عطری که اولین بار، برای اینکه دلم نشکنه، خودم برای خودم خریدم. اولین کادوی عاشقانه‌ای که گرفتم… از طرف خودم.

فارسی
1
0
1
121
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@rivakharin عزیزم من یک دوره استفاده کردم و به دلایلی قطعش کردم اصلا فکر نکنید کار خیلی راحتیه بازم باید رژیم غذایی داشته باشید و ورزش کنید
فارسی
1
0
1
60
rivaroxaban🇮🇷
rivaroxaban🇮🇷@rivakharin·
هرکی با ویکتوزا و ازمپیک و اسپارتینا و غیره لاغر شده نوش جونش بدن خودش و پول خودشه ولی دیگه فاز رژیم و ورزش و هلثی لایف استایل نگیره و کله منو کیری نکنه ممنان
فارسی
7
0
138
5.5K
Zimba retweetledi
Amir khani
Amir khani@xaniorg·
بچه ها شما واقعا حالتون خوبه؟ مثلا وقتی راه میرید حرف می‌زنید کار می‌کنید و حتی میخندین یهو تو سرتون این فکر " چقدر دلم میخواد وجود نداشته باشم" نمیاد؟
فارسی
212
207
3.4K
65.1K
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@sunshin77e اطمینان وجود نداره
فارسی
0
0
1
55
Sunshine
Sunshine@sunshin77e·
همتون میخواید برید تو رابطه و همتون سینگلید خب بیاید باهم اشنا شید دیگههههه
فارسی
59
2
281
17.5K
Zimba retweetledi
Ata
Ata@Atta_SB·
آدم با قلب پاک پيدا كردن كار آسونی نيست… چه به عنوان دوست، چه پارتنر اگر يكي رو با دل بزرگ و نيت صاف پيدا كردی، قدرش رو بدون احتمال اينكه دوباره همچين آدمی وارد زندگيت بشه، تقريبا نزديك به صفره اگر يكی هنوز روشنه، اون نورِ بين تموم اين سياهی ها رو از دست نده...
فارسی
2
5
51
1.1K
Zimba
Zimba@zimbayamm·
@RamonaQuimby و چقدر عجیبه که خوبی و دل پاک بودن دیگه ارزشی نداره برای کسی
فارسی
1
0
1
155
Zimba retweetledi
رامونا
رامونا@RamonaQuimby·
اینقدر حرفش درسته که حد نداره. دقیقا احتمال پیدا کردن چنین فردی نزدیک به صفره تو این روزگار. شاید تعریف از خود باشه ولی بذار بشه؛ می‌شناسم خودمو، دقیقا همینم و وقتی یکی از دستم میده با خودم میگم:« یعنی دلش برای این همه خوبی و صداقت تنگ نمیشه؟ دنبال چه چیز بهتری می‌خواد باشه؟»
تيكه اَبر ِكوچيك ِ بهار@nicesprin

آدم با قلب پاك پيدا كردن كار آسوني نيست … چه به عنوان دوست ، چه پارتنر اگر يكي رو با دل بزرگ و نيت صاف پيدا كردي ، قدرش رو بدون احتمال اينكه دوباره همچين ادمي وارد زندگيت بشه ، تقريبا نزديك به صفره اگر يكي هنوز روشنه ، اون نور ِ بين تموم اين سياهي ها رو از دست نده …

فارسی
3
9
147
8.8K