A.H.Faiz
80.8K posts





















چه درد سنگینی است وقتی انسانیت در زیر سایه #تعصب دفن میشود، یک پیرمرد #هزاره با محاسن سفید، در بستر #شفاخانه عینو مینه کندهار، میان مرگ و زندگی دستوپنجه نرم میکند و اما نه تقدیر، بلکه بیرحمی انسانها راه نجات را بر او میبندد. او در فهرست نخست #عملیات قرار داشت، امید در چشمانش هنوز خاموش نشده بود، اما تنها به جرم #هزاره بودن، دستی که باید درمان میکرد، از یاریاش دریغ ورزید. این دیگر فقط یک #بیعدالتی نیست، این شکستن ستونهای انسانیت است. اینجا دیگر درد، فقط درد یک فرد نیست، زخم عمیق یک قوم است که سالهاست با تبعیض و رنج، #استخوانهایش فرسوده شدهاند. چگونه میتوان دید انسانی در آستانه مرگ باشد و باز هم نفرت را بر نجات ترجیح داد؟ آه از این روزگار که در آن، #مهربانی به فراموشی سپرده شده و تعصب، جای وجدان را گرفته است. لعنت بر ظلم، لعنت بر بیرحمی، و لعنت بر زمانی که انسان بودن، دیگر معیار ارزش نیست.


خبر درگذشت مادر گرامیِ زندهیاد شهید قهار عاصی، شاعر برجسته، نامور و سخنپرداز زبان پارسی، موجب اندوه و تأسف عمیق بنده گردید. این بانوی بزرگوار، از جمله مادرانی بود که در دامان پاک و صبور خویش، فرزندی را پرورش داد که نامش در سپهر ادب پارسی و فرهنگ سرزمین کهن ما، با صداقت، ۱/۴


























































