محمدتقی
14.6K posts



الگوی رفتاری ترامپ در قبال ایران نه به اشغالهای پرهزینه و بلندمدت عراق و افغانستان شباهت دارد و نه هنوز به یک مدل تثبیتشده تبدیل شده است. میدان واقعی تصمیم او میان دو الگو در نوسان است: الگوی ونزوئلا و الگوی لیبی. آنچه امروز دیده میشود، وضعیتی بینابینی است که در آن ابزارهای هر دو منطق بهصورت ترکیبی و ناپایدار به کار گرفته میشوند. الگوی ونزوئلا بر فشار حداکثری با مداخله مستقیم نظامی محدود استوار است: تحریمهای فلجکننده، انزوای مالی و نفتی، محاصره عملی در حوزه انرژی و کشتیرانی، جنگ روانی و دیپلماتیک، و مهمتر از همه تلاش برای شکافانداختن درون حاکمیت از طریق معامله با نخبگان، تشویق ریزش در دستگاه قدرت، و حذف راس سیاسی . در این مدل، فرض اصلی این است که نظام سیاسی نه با جنگ تمام عیار بلکه فرسایش اقتصادی، انزوای بینالمللی و واگرایی درونی فرو میریزد. ابزار محوری، نه اشغال نظامی، بلکه محاصره، تطمیع نخبگان، عملیات اطلاعاتی و نظامی محدود است. حتی طرحهایی مانند محاصره دریایی، بستن شریانهای صادرات انرژی، فشار حقوقی و مالی بر شبکههای تجاری، و عملیات پنهان محدود نیروهای ویژه، در همین چارچوب قابل فهماند. در مقابل، الگوی لیبی بر مداخله محدود اما قاطع نظامی متکی است: حملات دقیق هوایی و موشکی، نابودی ظرفیتهای حساس و زیرساختهای راهبردی، فلجسازی بازدارندگی، و تغییر ناگهانی توازن قوا از بیرون، بدون اشغال و بدون پذیرش مسئولیت ساخت نظم بعدی. این مدل زمانی فعال میشود که فشار ناکافی تلقی شود و تصمیم به واردکردن شوک راهبردی گرفته شود. در اینجا، مسئله نه فروپاشی تدریجی، بلکه شکستن ستونهای سخت قدرت است. نشانههای رفتاری ترامپ حاکی از نوسان میان این دو منطق است. از یکسو، تاکید مستمر بر تحریم، محاصره عملی، فشار بر صادرات نفت و شبکههای کشتیرانی، و بازکردن کانال برای معامله با بخشهایی از نخبگان درون حکومت ایران، بهروشنی به منطق ونزوئلا نزدیک است. از سوی دیگر، همزمان تهدید به حملات نقطهای، سخن گفتن از زدن مراکز راهبردی، و برجستهکردن گزینه ضربات محدود نظامی، نشاندهنده کشش دائمی به سمت الگوی لیبی است. برای فهم این دوگانگی، تجربه لیبی کلیدی است. مداخله ۲۰۱۱ آمریکا و ناتو نه به اشغال انجامید و نه به دولتسازی. مداخله عمدتا به حملات هوایی و موشکی، نابودی زیرساختهای نظامی و امنیتی، و حمایت غیرمستقیم از نیروهای شورشی محدود ماند. تمرکز بر مرحله تخریب بود، نه بر مرحله تاسیس. نتیجه، نه انتقال قدرت کنترلشده، بلکه فروپاشی دولت بود: ازهمپاشی ارتش و دستگاه امنیتی، از میان رفتن انحصار خشونت، و تبدیل کشور به میدان رقابت شبهنظامیان، دولتهای موازی و مداخله بازیگران خارجی. مهمترین میراث الگوی لیبی این نبود که چه کسی حاکم شد، بلکه این بود که دیگر هیچکس قادر به حاکمبودن نشد. الگوی لیبی از منظر اسراییل نیز جذاب است، زیرا ایران را به چند واحد کوچک تقسیم میکند، هزینه اشغال و مسئولیت بازسازی را برای ترامپ حذف میکند؛ اما برای ایران بهمراتب خطرناکتر است، زیرا آن را در معرض بیثباتی مزمن، فرسایش دولت و تعلیق قدرت قرار میدهد. به همین دلیل، شباهت اصلی وضعیت کنونی با لیبی نه در سطح نظامی، بلکه در سطح راهبردی است: ضربهزدن به ستونهای دولت و فروپاشندن نهاد دولت.

جیدیونس خیلی علنی برگشت گفت برنامه نتانیاهو این بود که ایران رو با خاک یکسان کنه و از ایران وضعیتی مثل لیبی بسازه (Persian Libya) چون این به نفع آمریکا نبود نذاشتیم




Gunmen storm an exam centre in Jableh, Syria, terrifying students and undermining exam integrity Armed individuals from a faction linked to the Ministry of Defense stormed the centre after a cheating violation A female exam proctor caught a student cheating. Unaware he belonged to a military faction affiliated with the transitional government’s Ministry of Defense, she alerted authorities of his cheating. The student reacted furiously and immediately contacted several of his armed comrades, who entered the examination hall carrying small arms and military-grade walkie-talkies. They proceeded to tear up the cheating report, verbally abusing and threatening the proctor and other examination staff. syriahr.com/en/383401/

Israeli Finance Minister Bezalel Smotrich: Gaza will remain in ruins. In the end, there will be migration, because there will be nothing to look for there in the coming decades.














