@aleph3_@NedzzoneXR جالب اینجاست که نادانی رو به کسی نسبت میدی که کشورش رو مستقل کرد، نه به کسی که تا امروز تو توهم یه سلطنتِ دستنشانده و وابسته به واشنگتن زندگی میکنه 🤡 استقلال و عزت ملی رو با توهماتت اشتباه نگیر.
چرا جنگ براى رژيم ، نعمت و قيام مردم برعليهش ، كابوس است؟؟!!
در ١٧ سال گذشته، ج ا از هميشه براى جنگ خارجى تَنش خاريده و نفس كش طلبيده ،
چون در سايه انفجار ودود موشكها،مىتواند سه كار اصلى انجام دهد:
تعليق مطالبات؛
هر صداى اعتراضى به نان يا آزادى را با برچسب خيانت در زمان جنگ خفه مى كند.
يكپارچه سازى بدنه؛
نيروهاى مردد داخلى (نظاميان شاكى) را دوباره حول محور مثلا دفاع از خاك (كه البته منظورشان دفاع از خودشان است) جمع مى كند.
جنايت بى صدا؛
در زمان جنگ ،توجه رسانههاى جهانى به ميدان نبرد است, نه به سلول هاى انفرادى و اعدامهاى دسته جمعى در داخل. جنگ بهترين مه غليظ براى كم كردن رد جنايات داخلى است.
#مزدوران_رژیم_آخوندی
#نان_در_خون
بچههای میناب ۳ بار مظلومن. یه بار برای اینکه تو مدرسه زیر آوار موشک قطعهقطعه شدن؛ بار دوم به خاطر سواستفاده ج.ا و طرفدارانش و بار سوم به خاطر نادیده گرفته شدن توسط دشمنان ج.ا.
این کوچولوها حتما در گروه مظلومترینهای تاریخ ثبتشده انسان هستن. غمشون تا ابد در وجودم میمونه...
حاصل سفرش به اروپا چیزی جز تحقیر و یک «نه» قاطع نبود؛ سفری که حتی به حاشیههایی هم کشیده شد و با سُس قرمز شد.
اکنون به خانه مادرش بازگشته و با عصبانیت، خبرنگاران اروپایی را سرزنش میکند:
چرا درباره گذشته جنجالی پدرش پرسیدهاند؟
چرا تناقضهای مواضعش درباره جنگ را به چالش کشیدهاند؟
چرا برای ادعای داشتن میلیونها هوادار، از او مدرک خواستهاند؟
او حتی به یکی از نمایندگان پارلمان اروپا حمله میکند، فقط به این دلیل که گفته مردم ایران آماده نوعی از حکومت مورد نظر او نیستند.
در ایران جایگاهی نیافتی و در اروپا نیز پذیرفته نشدی؛ حالا به حمایت چهرههایی مانند ترامپ و نتانیاهو تکیه کردهای و با ژستی تند سخن میگویی.
اما این حمایتها همیشگی نیستند و دو سال دیگر نه ترامپ خواهد بود و نه بی بی، معادلات سیاسی به سرعت تغییر میکنند.
رضا پهلوی خود را مدافع دموکراسی معرفی میکند، اما در برابر پرسشهای جدی درباره گذشتهاش و تاریخ خانوادهاش، واکنشی تند نشان میدهد.
پرسش اینجاست: چرا به جای پاسخگویی و پذیرش مسئولیتهای تاریخی، مسیر تقابل را انتخاب میکند؟
جواب ساده است… رضا پهلوی یک دیکتاتور کوچک است که توهم شاه شدن دارد.
@NaderSoltanpour يادمه چند سال پيش براي اولين بار رفتم بازي استقلال و پرسپوليس تو استاديوم آزادي. تمام شعار ها تشويق ها حتي چيزاي گرافيكي كپي هم بود. اونجا برام سوال شد كه اينا كه عين همن چرا اينقدر باهم دعوا دارن. حكايت جمهوري اسلامي و اپوزوسيون هم همينه.
ما خود خود جمهوری اسلامی هستیم.
همین که میگوییم به عصر حجر برویم بهتر از ماندن این رژیم است همان فرهنگ شهیدپرور و شور حسینی است که مرگ و خودکشی را بر زندگی و تلاش اولویت میدهد.
بارها گفتهام دلیل بقای جمهوری اسلامی این است که بخش بزرگی از اپوزیسیوناش کپی خودش است.
دیگر اهل وسط نداریم. شما یا با پهلوی و ایران هستید یا با جمهوری اسلامی و چپها. آنکه خودش را بقیه میداند هم جزو دسته دوم است. این یک حقیقت به تمام معناست.
به امثال وحید بهمن چه می توان گفت وقتی که به چند صد هموطن خودش که عموما از الیتهای جامعه ایرانیان هستند توهین میکند و #کنگره_آزادی_ایران را سیرک مینامد؟
اینها از چه میترسند با ۱۵۰ هزار نیرویی که مدعی هستند در ایران به آنها پیوستهاند؟ آیا کنگرهای که افرادی در آن آزادانه حرف میزنند، اینقدر ترسناک است؟
این روزها این جمله لقلقه زبان خیلیها شده که «ما همه راهها را آزمودیم و به بنبست رسیدیم و فقط جنگ مانده». این گزاره اگر چیزی را ثابت کند، پیش از هر چیز ورشکستگی اپوزیسیون است. ورشکستگیِ مخالفانی که نام خود را اپوزیسیون میگذارند اما در ساختن یک اپوزیسیون واقعی هم ناتوان ماندهاند و حالا اسم ناتوانی خود را میگذارند «بنبست تاریخی». باید تعارف را کنار گذاشت؛ سوگیری به سمت مداخله خارجی برای رهایی، جز نشانهای از فقدان راهبرد، فقدان ساختار و فقدان فهم سیاست نیست. بهیچوجه قصد نادیده گرفتن هیچ وجهی از شرارت و جنایتهای جمهوری اسلامی را ندارم اما هرچه جمهوری اسلامی در این سالها کوشید تا ساختار بسازد و اینروزها کاملا توانائی خود را در این زمینه نشان داده که برخلاف اکثر تحلیلها، نظامی قائل به افراد نمانده، در نقطه مقابل تمام توانایی اپوزیسیون خلاصه در اغتشاش و انشقاق بوده است. گاهی حول یک فرد جمع شدند، گاهی حول افرادی. اما هرگز به سازماندهی و ساختار جز در ادعا نرسیدند که نرسیدند. دریغ از یک شبکه، یک انسجامِ مدید، یک راهبرد که پاسخگوی واقعیت باشد نه رویا. همین است که با اولین موج سرکوب یا شکست هر جنبش یا خیزشی، که از قضا هیچ نقشی جز رویافروشی و القای «پایانِ ماجرا» در آن نداشته، بلافاصله بر طبل یاس میکوبد که همه راهها را رفتیم و نشد و نمیشود. تکرار مکرراتی که برای امروز هم نیست.
صادق باشیم که کدام تمام راهها امتحان شدهاند که جنگ را آخرین نبرد میدانیم؟ اپوزیسیونی که حتی نتوانسته یک اعتصاب سراسری واقعی و پایدار سازماندهی کند؛ از ساختن یک شبکهٔ حداقلی برای هماهنگی و پیوستگی کنشها در طولانیمدت عاجز بوده؛ در سادهترین آزمونها مثل «تحریم انتخابات» بارها شکست خورده، با چه اعتماد بنفسی ادعا میکند همه مسیرها را طی کرده؟ اینکه بخشی از جامعه، تجارب شکستخوردهٔ اصلاحات درون ساختاری را بخشی از مسیر طی شده برای تغییرات اساسی میدانند هم یک خطای راهبردیست.
آنچه بهعنوان «تجربه همه مسیرها» فروخته میشود، در بهترین حالت مجموعهای از واکنشهای هیجانی و مقطعی بوده. هر بار یک جرقه، هر بار یک موج، و هر بار یک روایت تکراری که «اینبار کار تمام است» حداقل بیستسال است که پیشاز هر چهارشنبهسوری میگویند این پایان ماجراست! در تمام اینسالها چهرههای اپوزیسیون تبدیل شدهاند به تحلیلگر اما با تحلیلهایی که رؤیافروشی بوده است و امروز، صورتحساب همان رؤیا فروشیها پیشروی ماست.
کمی به حافظه جمعی خود رجوع کنیم؛ فقط سهسال از جنبش بزرگ «زن، زندگی، آزادی» گذشته. از لحظهای که جامعه، پساز کنشهایی پیوسته، گفتمان گذار را غالب کرد و تلاش داشت مسیر مقاومت مدنی را استوارتر تمرین کند. اما اپوزیسیون دوباره همان میانبُر همیشگی را زد! بهجای تقویت مسیر و همراهی با مردمی که متحد و متکثر در داخل و خارج کنار هم ایستاده بودند، با رویای کنار هم نشاندن چهرهها، همه چیز را منحرف کرد. اما با تمام کشمکشهای مخالفان، جنبش دستاوردهای خود را داشت، حکومت را پس زده بود و تا پای مناسک انتخاباتی حکومت نیز ایستاد. اما همین مقاومت توسط برخی از نوباوگانِ سیاسی در اپوزیسیون شکسته شد! بخشی با همان منطقِ خطرناک «آخرین فرصت»، بخش قابلتوجهی از مردم را پای صندوق رأی کشاندند و برای نظام مشروعیت خریدند. جای تعمیق آن مسیر، شکاف ایجاد و انسجامی که حول تحریم و مقاومت مدنی شکل گرفته بود را شکستند. دقیقاً همانجایی که باید پیوند ساخته میشد، باعث شکاف در بدنهای شدند که با رنجوری و زحمت به یک انسجام حداقلی رسیده بود. و امروز نیز همان جماعت به این منطقِ بیاساس که «دیدید؟ نشد. پس جنگ» در جامعه دامن میزنند. مسئلهای که فقط یک تناقض نیست؛ ناشی از بیمسئولیتی سیستماتیک اپوزیسیون است که جای ساختارسازی روی کاکل چهرهها و سلبریتیهای سیاسی میچرخد.
مشکل اینجاست که این اپوزیسیون اساساً به «فرآیند» باور ندارد. به «ساختن» باور ندارد. به کارِ سختِ فرهنگی و سیاسی باور ندارد. در بنیانهای اوهامگونهٔ همان نظامی که با آن مخالفند تحلیل رفتهاند و جای کنشگری به معجزه باور دارند! یا در پی آنند که مردم ناگهان کار را تمام کنند، یا نظام خودش فروبپاشد، یا خارجی بیاید و کار را یکسره کند. سناریوهایی که شاید متفاوت باشند اما یک چیز ثابت دارند؛ اپوزیسیون قرار نیست چیزی بسازد؛ قرار است فقط «به قدرت برسد». مدام جار میزنند با جمهوری اسلامی «مقاومت مدنی» یا «جنبش خشونتپرهیز» فانتزیست اما جز چشم به معجزه، هیچ نسبتی با چگونگی گذار ندارند. فقط رویای ایران آباد و آزاد را در زرورقهایی گوناگون میپیچند برای وقتی که نظام افتاد. مسئلهای که نمیشود منحصر به یک جریان سیاسی خاص کرد بلکه ابتلای غالب جریانهای سیاسیست./۱
🟥از علی خامنهای تا رضا پهلوی، از ونکورنشین رقصان تا کودک تهرانی لرزان، از سلطنت طلب تا بسیجی و از اینترنشنال تا صداوسیما، ما همه باختیم، بدم باختیم...
🔸وقتی غبار مرگبار این جنگ فرو بشینه و قضاوتها بیان سراغ ویرانههای وطن، دیگه فرقی نمیکنه کی کدوم طرف این تراژدی وایساده بود. حقیقت عریان اینه که هیچ ایرانی برنده از این جنگ بیرون نیومد. ما همه باختیم.
1⃣ خامنهای، لاریجانی و شمخانی و بقیه باختن؛ چون وطن رو ویران کردن،مردم رو کشتن، چیزی جز فساد و استبداد و توهم از خودشون باقی نزاشتن و در نهایت هم با مرگشون، نه فقط قدرت که تمام اون رویاهای پوشالی اقتدار رو تو گوری دفن کردن که خودشون برای خودشون و این جغرافیای ماتم زده کنده بودن.
2⃣ رضا پهلوی هم باخت، آویزون شدن به بیگانه برای رسیدن به قدرت و فرستادن مردم تو مسلخی که براش برنامه ای نداشت و در نهایت هم احتمال رهبری بر سرزمینی که زیرساختهاش شخم زده شده و مردمانش تو سوگ و فقر و فلاکت غرق شدن، چیزی جز یه کابوس تلخ سیاسی نیست. اون حتی اگه پیروز هم بشه شاه سرزمینی شدن که دیگه واقعا چیزی جز غم و سوگ و خشم و کینه و انتقام ازش باقی نمونده!
3⃣ سپاه هم باخت، اونا تو توهم این بودن که می تونن تلاویو و پایگاه های آمریکا رو با خاک یکسان کنن و با این کار یه بازدارندگی ابدی بسازن، اما تهش چی شد، نه تنها تمام فرمانده های کلیدی شون رو دونه دونه از دست دادن، بلکه با اون ادعاهای مسخره و پوشالی، حتی نتونستن امنیت اولیه خودشون رو هم تامین کنن. آسمان کشور تبدیل شد به اتوبان پهپادها و جنگنده های دشمن و سران جمهوری اسلامی، از خامنه ای گرفته تا بقیه، شدن سیبل تمرین شکار اسراییل، انگار موساد داشت نیروهای کارآموزش رو با زدن اونا آموزش می داد. تمام زیرساخت هسته ای و موشکی و نظامی هم نابود شد. چیزی که ۳۵ سال ایران رو به خاطرش تحت تحریم قرار دادن و چند تریلیون دلار ضرر مستقیم و غیرمستقیم به کشور زد ظرف ۲۰ روز نابود شد! دستاوردشون هم نهایتا پرتاب چند تا موشک به اسراییل و کشورهای عربی و گرون کردن ۲۰ - ۳۰ دلاری نفت برای چند هفته بود!
4⃣ اپوزوسیون هم باخت، اپوزیسیونی که خیال میکرد آزادی از لوله تفنگ بیگانه بیرون میآد و جمهوری اسلامی سریع سقوط می کنه و بعد رضا پهلوی یا هر کس دیگه ای میاد و ایران تبدیل به بهشت برین میشه!. اون خارج نشینی که دور از آتیش، برای بمباران خونه و مردمش میرقصید و قر میداد، حالا بی وطنترین آدم روی زمینه، اون در ازای ویرانی خانهاش، فقط چند لحظه لذت کاذب از انتقام نصیبش شد.
5⃣ بچه بسیجی و بچه هیئتی مخلص و معتقد هم باخت. بد هم باخت. اون بسیجی و هیئتی که صادقانه پای عقیدهاش وایساده بود و فکر می کرد جمهوری اسلامی ابرقدرت منطقه و جهان شده ظرف ۲۰ روز با حقیقت وحشتناکی روبرو شد. جمهوری اسلامی فقط ببر کاعذی و خانه ای پوشالی بود. دلش به کسانی خوش بود که حتی نتونستن از خودشون مراقبت کنن و فقط متوهمانه عربده می کشیدن. حالا میبینه که تمام اون ایثارها، اعتقادات و مقابل مردم وایسادنها خرج بقای سیستمی شد که در نهایت کشور رو با خودش به قعر دره برد و همه چیو نابود کرد.
6⃣ اون سلطنتطلبی که ۱۸ و ۱۹ دی ماه با هزار امید اومد بیرون و به فراخوان کسی مثل رضا پهلوی گوش کرد ( که خودش تو ویلای مریلند امن و امان نشسته بود و مردم رو اینجا قربانی قدرت طلبی خودش می کرد و تهش هم بهشون می گفت #تلفات_جنگی ! ) آخرش هم کشته شد هم باخت. خون اون قرار بود بذر آزادی باشه، ولی شد ابزار قدرت طلبی رضا پهلوی و هیزم آتیش نابودی کل یه ملت.
7⃣ اینترنشنال و منوتو هم باختن. اونا رسانه رو تبدیل کردن به ابزار پروپاگاندا و میدون انتقام و بلندگوی موساد و بی بی شدن و جوری از جنگ حرف میزدن که انگار دارن یه بازی کامپیوتری رو گزارش میکنن که تهش به یه بهشت ختم میشه. اونا باختن چون توی اون استودیوهای شیک، یادشون رفت که ایران یه خبر فوری نیست، یه تیکه از جونه. اونا باختن چون به جای آگاهی، فقط بنزین ریختن روی آتیش و حالا خودشون هم شدن رسانههای یه سرزمین مرده. اونا دیگه مخاطبی ندارن که براش رویاهای کاذب بفروشن و تو تاریخ به عنوان کسایی ثبت شدن که از دور نشستن و برای سوختن خونه شون هلهله کردن، اونا حالا بیوطنتر از همیشه هستن.
8⃣ مظلومانه ترین باخت هم سهم بچههای مدرسهای میناب بود. نسلی مظلوم و طفلکی که تو دنیایی بیدار شد که نه آیندهای داشت و نه امیدی و در فقر چند سال زندگی کرد و در نهایتم چشمش با یه موشک آمریکایی تو ۷ - ۸ سالگی برای همیشه روی این دنیا و آرزوهایی که می تونستن عملی کنه و امیدهایی که تو دلهاشون داشتن بسته شد.
9⃣ به نظرم، اما تلخترین و سیاه ترین باخت، سهم مردم عادی شد، همونهایی که نه سر پیاز بودن و نه ته پیاز، اونا نه دنبال خامنهای بودن و نه دل به پهلوی بسته بودن، اونا فقط یه زندگی نرمال میخواستن، یه سقف امن، یه سفره نون و یه لبخند که از ته دل باشه ولی حالا باید تو یه مملکت ویران، با آیندهای که از شب هم سیاهتره، دنبال جنازهی آرزوهاشون بگردن. اونا هیچ طرفی نبودن، اما حالا وسط آوارها، دارن تقاص توهمات و جنگ طلبیهای بقیه رو پس میدن، اونا باختن چون دیگه حتی رویای یه زندگی معمولی هم براشون دستنیافتنی شده و باید تو این برهوت، تا دههها فقط مرثیه بخونن.
🟥به نظرم ایران نابود شد و این یه شعار نیست. بازسازی روح زخمی این ملت و شهرهای نابود شده، شاید نیم قرن زمان ببره. ما همه تو کندن گوری به نام ویرانی ایران شریک شدیم؛ چه اون که جانم فدای رهبر میگفت و چه اون که جاوید شاه گفت، چه اونی که برای که برای فروپاشی هلهله میکرد و چه منی که فکر می کردم با کشته شدن خامنهای همه چی تموم میشه. بدبختانه از امروز، ما میراثدار خاکستری هستیم که تا دههها دیگه هیچ لبخندی رو واقعی نمیکنه.
من مخالف جنگ بودم. دوست نداشتم در كشورم جنگي رخ بده و ترجيح بر مقاومت مدني و از بين برداشتن اين حكومت خونخوار توسط مردم بود. اما در حال حاظر بايد بگم كه به نظر بنده جنگ بايد تا نابودي كامل جمهوري اسلامي ادامه داشته باشه چون اين حكومت اگر خداي ناكرده بعد از چنگ همچنان باشد با اين زخم هايي كه خورده بسيار بسيار وحشي تر و خطرناك تر از جمهوري اسلامي كه ميشناختيم خواهد بود.
به اميد آزادي و آبادي وطنم
#فوري
#جنگ
#IranWar
به مدت یک ماه تا دهان باز میکردیم، میگفتند «راهحل شما چیست؟»
وقتی میگفتیم راهحلی جز مقاومت مدنی در امتداد «زن زندگی آزادی» وجود ندارد، میگفتند «این راهحلی واقعگرایانه نیست، انتزاعی و نشدنی است، زمانبر است.»
دستاوردهای جنبش مهسا را یادآوری میکردیم، میگفتند
۱/۹
اطلاعیه مهم و شماره یک
اعلام موجودیت شورای راهبردی جمهوریخواهان داخل ایران
با درود به ملت داغدار و سرافراز ایران
در مسیر تکثرگرایی، آزادیخواهی، دموکراسیطلبی و گذار کمهزینه و مسالمتآمیز از رژیم دیکتاتوری و خونریز جمهوری اسلامی، و با توجه به ضرورت وجود یک آلترناتیو ملی و برآمده از داخل کشور؛
بدینوسیله تشکیل و اعلام موجودیت رسمی «شورای راهبردی جمهوریخواهان داخل کشور» را به اطلاع آحاد مردم شریف ایران میرسانیم.
این شورا فعلا با حضور ۳۵ تن از افراد کاملاً برجسته و شناختهشده جمهوریخواه در داخل کشور و درون زندانها و با همراهی نحلهها و گرایشهای گوناگون این طیف گسترده شکل گرفته است.
ما برای ایران و مردمان شریف آن با قومیتها، ادیان، مذاهب و افکار گوناگون همپیمان شدهایم؛ در مسیر برقراری جمهوریای سکولار، غیرمتمرکز، مبتنی بر دموکراسی با باور به صندوق آرا و تصمیمات مجلس مؤسسان آینده و برای تحقق آزادی، کرامت انسانی، رفاه و نشاط ایرانیان، تمام تلاش خود را خادمانه و متعهدانه به کار ببندیم، تا نگرانی قاطبه مردم و طیف بسیار گسترده جمهوریخواهان درباره نبود اتحاد و انسجام و آلترناتیو شایسته، متخصص، مردمی و داخلی برطرف شود.
در همین راستا، آمادگی خود را برای مذاکره و همکاری با دیگر جریانهای اپوزیسیون داخل و خارج کشور و سایر نگرشها اعلام میداریم.
همچنین برای گفتوگو با نمایندگان جامعه جهانی و کشورهای همسایه و منطقهای، بر پایه اصل استقلال و تأمین منافع ملی و متقابل، نمایندگان خود را معرفی خواهیم نمود.
اسامی اعضای شورای راهبردی جمهوریخواهان، بهعنوان مبارزان، آزادیخواهان، دموکراسیطلبان، متخصصان و هزینهدادگان داخل کشور و همچنین بهعنوان "شورای انتقالی در دوران گذار" به سازمانهای بینالمللی، وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام شده است.
اسامی این رهبران و مبارزان جمهوریخواه، در فرصت مقتضی و با ملاحظات امنیتی، به اطلاع عموم خواهد رسید.
با توجه به شرایط خاص در داخل ایران و خطرات احتمالی و به منظور حفظ جان اعضا، در حال حاضر اسامی ۳۵ عضو اصلی و ۳۵ عضو حلقه دوم (که تماما از مبارزان شناخته شده و مورد وثوق داخل کشور هستند) محرمانه باقی خواهد ماند و صرفاً سخنگو یا سخنگویان شورا در خارج از کشور بهصورت رسمی معرفی میشوند تا مطابق نظرات این شورا و از طریق رابطین شورا، مواضع، مصوبات و تصمیمات شورای راهبردی جمهوریخواهان داخل ایران را به اطلاع هموطنان سرافراز در اقصی نقاط جهان برسانند.
از تمامی جریانها و افراد شناختهشده از طیف بسیار وسیع و گسترده جمهوریخواهی در داخل و خارج از کشور که مایل به همکاری و همراهی با این شورا هستند دعوت میشود، با اصل پذیرش کلیات و مصوبات شورا و حمایت از رهبران میدانی و مبارزان و نخبگان موجه داخل کشور، آمادگی خود را از طریق لینک ارتباطی که متعاقباً و در اطلاعیههای بعدی اعلام خواهد شد به نمایندگان و سخنگویان رسمی شورا اعلام فرمایند، این همراهی قطعاً مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
[تدوین قانون اساسی بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر برای دوران گذار توسط حقوقدانان این شورا در حال تهیه میباشد.]
آزادی، دموکراسی، عدالت، کرامت انسانی، استقلال و یکپارچگی سرزمینی، همراه با برابری کامل همه ساکنین در جغرافیای پهناور ایران در چارچوب حکومتی جمهوری، مردمسالار، غیردینی و غیرمتمرکز، اهداف کلی این شوراست.
(جزئیات این اهداف و مانیفیست و برنامهها توسط سخنگویان محترم در مصاحبهها و بیانیههای بعدی به اطلاع مردم ایران در سراسر جهان خواهد رسید.)
ضمنا بانوی مبارز و ملیگرا "شیلان میرزایی" به اتفاق آرا بعنوان سخنگوی موقت این شورا معرفی میشوند و لینک ارتباطی و کانال رسمی شورا نیز توسط سخنگوی محترم اعلام خواهد گردید.
شورای راهبردی جمهوریخواهان داخل ایران
جاوید ایران و ایرانی
ایران _ تهران
یکشنبه دهم اسفند ۱۴۰۴ شمسی
اول مارچ ۲۰۲۶ میلادی
@demokrat55
@Hashshaashin@PahlaviReza Goh nakhor hamoon aslaharo mikonim too koonet tajzie talabam babaye in bache bood ke bahraino dado raft. Kurd ha hamishe jooneshoo vase iran va yek parchegie iran dadan.
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشهناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره میکنیم و نه ذرهای از آن کوتاه میآییم.
چنین ادعاهایی تنها به جمهوری اسلامی، بزرگترین دشمن ملت ایران و تمامیت ارضی کشور، بهانه میدهد تا خود را به دروغ مدافع این اصل معرفی کند؛ حال آنکه این رژیم از نخستین روز روی کار آمدنش، عامل اصلی انواع تبعیض و تفرقه در ایران بوده است.
تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبهرو خواهد شد.
در روزها و هفتههای پیش رو، همزمان با درهمشکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، میتوان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفهی ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند.
تنها در یک ایرانِ یکپارچه و دموکراتیک، در سایهی حاکمیت قانون است که آزادیهای فردی و حقوق برابر همه شهروندان، فارغ از باور، مذهب، زبان یا قومیت، تضمین میشود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی