احساس میکنم هیچ وقت نمیتونم به حالت عادی برگردم. خیلی حالم بده. انگار یه مرده ام. کاش جرئت کشتن خودمو داشتم و از همه چی آزاد میشدم. دیگه حال ادامه دادن ندارم.
کاش الان همینطور که دراز کشیده ام رو تختم بودی و پاهامو لیس میزدی و اروم اروم میومدی سمت کونم و کونم و کصمو با دقت و با ارامش لیس میزدی تا کصم اروم بگیره.
این پسره خیلی خوب کصمو میخورد، دلم تنگ شده واسش. مثلا نیم ساعت نان استاپ کصمو میخورد، زبونش رو یه جوری میچرخوند که دیوونه میشدم کل صورتشو میمالید به کصم با بینیش کصمو میمالید درکل نگم واستون که چجوری صورتشو با کصم گاییدم.