علی مسعودی
14.4K posts

علی مسعودی
@masoudee
پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند - ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم | ساکنِ ایران.

۲/ برای اینکه متوجه علت رویکرد و نگرانیهای مصدق و دیگران بشید، و اینکه اساسا اتمسفر ۵۰-۴۰ سالهی منتهی به نهضت ملی شدن چی بود لازمه برید عقبتر. اما این برای شما عقبتر محسوب میشه! دقت کنین چطور امروز هر پدیدهی جزئی بر زمینهی ۵۰ سال گذشته داره تفسیر میشه و


به همه: هر موضعگیری و توصیهای که میکنید این را فرض بگیرید که تن و بدن خودتان و عزیزانتان هم از نتایج این توصیه متأثر شود. استعاری نگفتم، واقعا در این لحظه و وضعیت مسئلهی بنیادین بدن است. اگر بدن شما بهواقع در این وضعیت درگیر نیست اخلاقیتر است که بسیار با احتیاط نظر دهید.


لشکر غم با تمام قدرت هجوم آورده؛ نفس کشیدن سخت شده. دلتنگی هم همدست غم شده و نفس کشیدن لحظه به لحظه سختتر میشود، گویی ندایی درونی در اعماق وجودم به زمزمه مرثیه میخواند؛ دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمیگنجد غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد


به ایران که فکر میکنم یک دشت گندم پیش چشمم میآید. خوشههای طلایی جادو که در نسیم موج برمیدارند و ذکر امیدوارانهای را نجوا میکنند. دست میکشم بهگندمها، بهزمین، بهدرختها و میدانم که پیوندی برقرار است میان ما همگی. غم و شادی وطن از آن من است، من از آن وطن. [پایدار باد.]



