من سرپرست خوبی نیستم واسه حنا
من همسر خوبی نیستم
من همراه خوبی نیستم
من دوست خوبی نیستم
من همکار خوبی نیستم
من خواهر خوبی نیستم
من دختر خوبی برای مادرم نیستم
من از این همه خوب نبودن در حالی ک دارم همه ی خودمو میذارم ک خوب باشم خستم
بلاتکلیفی فرسایندهتر از شکست خوردنه
اینکه وسط هوا معلق بمونی و ندونی باید بجنگی یا رها کنی، تمام انرژی روانیت رو میگیره.
به نظرم شکست، هزار بار باارزشتر از یک ابهام بیپایان و اعصابخردکنه.
تکلیفت رو روشن کن و برو جلو