امشب فهمیدم به وقت کوچ عشایر، پیرمرد پیرزن ها رو رها میکردن توی دشت چون به خاطر کهولت سن قادر به ادامه کوچ نبودن
گاهی یه اتاقک کوچیک درست میکردن و یه مقدار خوراکی واسشون میذاشتن بعدش زنان ایل مویه کنان دور میشدن...
چیه این زندگی که اینقدر آدمیزاد واسش سختی دیده.
جدیدا برای خودم لباس خوب میپوشم ، آرایش میکنم بعد میشینم پشت میزم کارام رو انجام میدم🦦
دارم برای بقا دست و پا میزنم تا واقعا یه روز ماهم طعم خوشحال رو بچشیم🫂
ٰ
در تجربه چندین سال همکاری با پسرای مجرد بالای ۳۵ سال در محیط کاری میتونم بگم، جدا غیرقابل تحملن.
ویژگی مشترک همهشون : بیادب ، بشدت درگیر تروما ، عقدهای ، بیمسئولیت.
یه سوال فنی از پسرا
اینکه یه پسر به پارتنرش بگه اجازه نمیدم با دوستات بری مسافرت، دوسش داره و مواظبشه؟
یا اونی که به پارتنرش میگه هرچقد دوس داری برو خوش بگذرون ولی هر وقت زنگ زدم در دسترس باش و بهم بگو کجایی چیکار میکنی ؟