
Grogu Mandalorian
322 posts
















اینهایی که خواهان تغییر رژیم بدون مداخله نظامی هستند، به کسانی میمانند که میخواهند لاغر شوند بدون اینکه وزن کم کنند.





«موسسه FDD و پروژه تجزیه ایران» بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) صرفاً یک اندیشکده نیست، بلکه هسته مرکزی پروژهای برای «تجزیه ایران» است که تحت پوشش تغییر رژیم فعالیت میکند. ریشههای این دستور کار به سند «گسست کامل» (A Clean Break) در سال ۱۹۹۶ بازمیگردد؛ راهبردی که توسط ریچارد پرل، داگلاس فیث و دیوید وورمسر برای بنیامین نتانیاهو تدوین شد و خواستار بازسازی خاورمیانه از طریق مداخلات نظامی متوالی در عراق، سوریه و در نهایت ایران بود. معماران این دکترین، که زلمی خلیلزاد هم جزو آنان بود و مدیریت خلاء قدرت در افغانستان و عراق را بر عهده داشت، در کنار مهرههایی چون جان هانا (مشاور امنیت ملی دیک چنی) و روئل مارک گرشت (افسر سابق سیا)، زیرساخت نهادی FDD را برای هدف قرار دادن ایران بنا کردند. الگوی این شبکهی معروف به «حلقه دیک چِنی»، در عراق، سوریه، افغانستان و لیبی یکسان بوده است: ضربه به کشور، توخالی کردن مرکزیت قدرت و ایجاد زونهای مستقل که کشور را به یک دولت ورشکسته تبدیل میکند. در این طرح، «مدل یوگسلاوی» به عنوان نقشه راه عملیاتی استفاده میشود؛ یعنی بازتعریف یک کشور به عنوان ساختاری مصنوعی از ملیتهای تحت ستم و تبدیل مطالبات مشروع به ابزاری برای تجزیه. این مکانیسم از طریق پروژه «تکهتکه سازی قومی» برندا شفر عضو ارشد FDD توضیحداده شده. او در مقاله خود با عنوان «ایران چیزی بیش از پرشیا است»، ایران را ساختاری مصنوعی توصیف میکند که بر روی اقلیتهای تحت ستم حکومت میکند. در نشستهای رسمی FDD هم گزارش شده سخنرانان صراحتاً مسیر حرکت از فدرالیسم به کنفدرالیسم و سپس «استقلال کامل» برای آذربایجانیها، کردها، عربها و بلوچها را ترسیم میکنند. تضاد منافع شفر که به عنوان مشاور شرکت نفت دولتی آذربایجان (SOCAR) و دولت اسرائیل فعالیت کرده و استقبال او از بمباران شهر تبریز نشان از ماهیت پروژه FDD دارد. اسناد مالی هم نشاندهنده یک چرخه نفوذ خطرناک است: دالک فیث در حالی بودجه FDD را تأمین میکرد که پسرش، داگلاس فیث، مسئول واحد «دفتر طرحهای ویژه» در پنتاگون برای جعل اطلاعات جنگ عراق بود. همچنین گزارشهای آسوشیتدپرس و ایمیلهای افشا شده نشان میدهند که جورج نادر، مشاور محمد بن زاید مبلغ ۲.۷ میلیون دلار را از طریق یک شرکت صوری کانادایی برای تأمین مالی کنفرانسهای FDD و مؤسسه هادسن منتقل کرده است تا سیاستهای منطقهای علیه ایران را هماهنگ کنند. ایمیل.های اقشا شده جان هانا و مارک دوبوویتز نیز نشان میدهد آنها در چندین نوبت جلسات برنامهریزیشدهای با خود ولیعهد امارات، محمد بن زاید، و سایر مقامات امارات داشتهاند. دستور کار این نشستها، که نشاندهنده هماهنگی مستقیم است، چند صفحه و متمرکز بر سیاست ایران بود. در این میان، سازمان «نوفدی» نقش ویترین ایرانی-آمریکایی پروژه را ایفا میکند. سعید قاسمینژاد به عنوان پل ارتباطی، همزمان عضو تیم ایران در FDD و شورای مشورتی نوفدی است. طرح «شکوفایی ایران» در نوفدی، مدیریت دوران گذار را از طریق واگذاری قدرت به «نمایندگان قومی و نهادهای منطقهای» پیشنهاد میدهد که همان واژگان عملیاتی برای فدرالیزاسیون و نابودی حاکمیت ملی است. این شبکه از طریق مؤسسه هادسن و سازمان UNPO، کنفرانسهایی با حضور نمایندگان گروههای تجزیهطلب برگزار میکند تا پروژه «موزاییک ایرانی» را در پارلمانهای غربی مشروعیت ببخشند. هدفگذاری جغرافیایی این فعالیتها تصادفی نیست؛ آنها دقیقاً بر روی زیرساختهای نفتی در خوزستان، دسترسی دریایی به تنگه هرمز در بلوچستان و مرزهای شمال غربی ایران متمرکز شدهاند. ادعاهای FDD درباره احترام به «تمامیت ارضی ایران» صرفاً یک پوشش حقوقی است که با هر سند عملیاتی، هر کنفرانس و هر دلار دریافتی آنها نقض میشود. این پروژه نه برای تفییر رژیم و آزادی ایرانیان بلکه برای پروژهای برای پیشبرد آجندای تجزیه ایران و کوچکسازی کشورهای خاورمیانه است. #Iran #IranWar



در روز جهانی کارگر، به همهی شما کارگران زحمتکش و شجاع ایران درود میفرستم. در این روزهای سخت و طاقتفرسا -حاصل عملکرد ویرانگر چهلوهفتسالهی جمهوری اسلامی- در کنار شما ایستادهام. میدانم که شما کارگران و زحمتکشان، همچون اکثر هممیهنان، زیر فشار سنگین اقتصادی و تنگنای معیشتی هستید؛ سفرههایتان هر روز کوچکتر و خالیتر میشود، در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ما را صرف جنگافروزی و حمایت از گروههای تروریستی میکند. این وضعیت شایستهی کارگر و شهروند ایرانی نیست؛ و با سرنگونی این رژیم و به ثمر نشستن جانفشانیها و خون پاک دهها هزار جانفدای راه آزادی ایران، پایان خواهد یافت. رسیدن به این هدف، به مشارکت تکتک ما نیاز دارد. در هر لحظه و هر قدم، از خود بپرسیم: آیا این اقدام بر عمر رژیم میافزاید یا اینکه به پیروزی انقلاب شیروخورشید کمک میکند؟ هر اقدام، هرچند کوچک، در از کار انداختن دستگاه سرکوب رژیم، در تعیین سرنوشت یک ملت بزرگ و تاریخی موثر است. از آموزههای زرتشت تا دوران پرافتخار هخامنشیان، جایگاه کار و کارگر، به عنوان یکی از اصلیترین بازوان توسعه، آبادانی و رفاه، همواره در تاریخ و فرهنگ ایرانی گرامی و ارجمند بوده است. داریوش بزرگ بیش از ۲۵۰۰ سال پیش شخصا به امور کارگران و کارمندان زن و مرد شاغل در تختجمشید رسیدگی میکرد و دستور پرداخت مستقیم حق و حقوقشان را میداد. در دوران معاصر نیز شاهد بازیابی این فرهنگ کهن بودیم. پدربزرگ و پدرم همواره توجه ویژهای به کار و کارگران داشتند. در زمان پدرم با انقلاب سفید شاه و ملت، رفاه و معیشت کارگران در کانون توجه قرار گرفت: از سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، تا تسهیل خرید مسکن، و ایجاد امکانات آموزشی، رفاهی و ورزشی برای کارگران و خانوادههایشان. موضوع توسعهی اقتصادی و صنعتی، کار و کارآفرینی با محوریت رفاه، آسایش و زندگی شرافتمندانهی کارگران، برای من نیز اهمیتی ویژه و اساسی دارد. از اینرو، تیم من در پروژهی شکوفایی ایران، بهطور کامل و هدفمند بر این موضوع متمرکز شده و ایدهها و راهکارهای متناسب با شرایط ایران را بهصورت دقیق مطالعه، بررسی و ارائه کرده است. باور دارم که با قرار گرفتن دوباره ایران بر ریل ترقی و توسعه، و بازگشت رونق و آبادانی، کارگران کشور و خانوادههای شریف آنان بار دیگر از احترام، رفاه، و کرامتی که شایسته همه ایرانیان است برخوردار خواهند شد. پاینده ایران، رضا پهلوی









