Sabitlenmiş Tweet
Axis
2.8K posts


@AxisCtwo آدمی که چیزی واسه ارائه داره دلباخته طویله همایونی نمیشه🤣
فارسی

@Derang19 @Yasirap13 داره میگه دیگه، همه بمیرید زمین خودشو بازسازی کنه! فقط باید شاهزاده شونو فریز کنن تا اون موقع که زمین مجددا آماده حضور ایشون بشه تشریف فرما شن و برای گیاهان و جانوران پادشاهی کنن!
فارسی
Axis retweetledi

کتاب ناتوانی در سوگواری اثری روانکاوانه و روانشناسانه اجتماعی از الکساندر میچرلیش و مارگارته میچرلیش است. الکساندر میچرلیش پزشک، روانکاو و بعدها مدیر موسسه زیگموند فروید در فرانکفورت بود؛ مارگارته میچرلیش-نیلسن نیز پزشک و روانکاو بود. ایده اصلی کتاب این است که جامعه آلمان پس از جنگ، واقعاً برای جنایتها، فقدانها، گناه و فروپاشیای که با نازیسم پیوند داشت سوگواری نکرد. بهجای کار کردن روی گناه و اندوه، بسیاری از آلمانیها از خود با انکار، خودترحمی، فرافکنی و چرخشی سریع بهسوی بازسازی اقتصادی دفاع کردند. بنابراین کتاب جامعه آلمان پس از جنگ را از منظر روانکاوی میخواند: جامعهای که از سوگواری گریخت، چون سوگواری مستلزم مواجهه با همانندسازی خود با هیتلر و رایش سوم بود.
فصل اول، هسته اصلی کتاب است. میچرلیشها استدلال میکنند که بسیاری از آلمانیها با هیتلر چنان رفتار کردند که گویی او بهتنهایی مسئول همهچیز بوده است؛ و همین به شهروندان عادی اجازه داد از خودکاوی عمیقتر فرار کنند. این فصل توضیح میدهد که چگونه فقدان پیشوا، شکست آلمان و آشکار شدن جنایتهای نازیها میتوانست به سوگواری جمعی منجر شود، اما در عوض سازوکارهای دفاعی تولید کرد: غیرواقعیسازی (تجربه کردن یک واقعیت دردناک چنانکه گویی کاملاً واقعی یا مربوط به خود نیست)، انکار، جراحت نارسیسیستی (ضربه به تصویر بزرگمنشانه و ایدهآل جمع از خودش)، کینهتوزی و خیالپردازیهای انتقامجویانه. قویترین ادعای آنان این است که آلمانیها نوعی «عاشقشدگی» (Verliebtheit) نسبت به پیشوا داشتند، و پس از سقوط او با بریدن عاطفی از گذشته، از سوگواری گریختند.
فصل دوم، «واریاسیونهایی بر یک مضمون»، بحث را از نازیسم فراتر میبرد. این فصل درباره رشد فرهنگی انسان، تابو، کینه، عقبماندگی و پیشداوری بحث میکند. نویسندگان در اینجا نشان میدهند که ناتوانی در سوگواری فقط مسئلهای تاریخی و آلمانی نیست، بلکه بخشی از دشواری گستردهتر انسانی است: انسانها اغلب در برابر حقیقتهای دردناک، با چسبیدن به پیشداوری، هویتهای صلبی و تابوهای غیرعقلانی از خود دفاع میکنند.
فصل سوم، «نسبیسازی اخلاق»، تناقضهایی را بررسی میکند که جامعه مدرن تحمل میکند. نویسندگان استدلال میکنند که اصول اخلاقی اغلب در سطح عمومی اعلام میشوند، اما در عمل تضعیف میگردند. انسان مدرن ممکن است از آزادی، انسانیت و دموکراسی سخن بگوید، در حالی که همچنان عادتهای اجتماعی و آرایشهای سیاسیای را میپذیرد که با همین آرمانها در تضادند. این فصل دفاعهای روانی را به ناسازگاری اخلاقی عمومی پیوند میزند.
فصل چهارم، «سرنوشتهای همانندسازی در بلوغ»، به نوجوانی و شکلگیری سیاسی میپردازد. میچرلیشها بحث میکنند که جوانان هویت خود را از طریق همانندسازی با والدین، آرمانها، اقتدارها و نقشهای اجتماعی شکل میدهند. آنها استدلال میکنند که میراث رایش سوم رابطه میان نسلها را شکل داد: فرزندان نهفقط واقعیتهای تاریخی، بلکه سکوتها، تحریفها و تعارضهای حلنشده والدین خود را نیز به ارث بردند. بلوغ اهمیت پیدا میکند، چون مرحلهای است که در آن اقتدار، شورش، هویت و نگرشهای سیاسی بازسازماندهی میشوند.
فصل پنجم، «تساهل اعلامشده و تساهل عملی»، شکاف میان ادعای باور به تساهل و توانایی واقعی تحمل تفاوت را بررسی میکند. نویسندگان پیشنهاد میکنند که تساهل صرفاً یک ایده عقلانی نیست؛ بلکه به بلوغ عاطفی نیاز دارد. افراد ممکن است در نظریه از تساهل دفاع کنند، اما وقتی آرمانهای خودشان به چالش کشیده میشود، با نفرت، ترس یا پرخاش واکنش نشان دهند. این فصل بحث کلی کتاب را ادامه میدهد: ارزشهای دموکراتیک نمیتوانند دوام بیاورند اگر فقط اصولی رسمی باقی بمانند و از نظر روانی درونیسازی (تبدیل ارزشها، قواعد یا تصاویر بیرونی به بخشی از ساختار روانی فرد) نشوند.
فصل ششم، «منِ اجتماعی و منِ شخصی»، رابطه میان هویت فردی و همرنگی اجتماعی را بررسی میکند. نویسندگان میپرسند چه مقدار از خود، واقعاً شخصی است و چه مقدار از آن بهوسیله انتظارات اجتماعی، آموزش و الگوهای جمعی شکل گرفته است. آنها نشان میدهند که جامعه مدرن شکلهای قابل پیشبینیای از رفتار تولید میکند، اما همزمان تعارضهایی میان خودمختاری شخصی و سازگاری اجتماعی به وجود میآورد. اهمیت این فصل در آن است که روانکاوی را به جامعهشناسی پیوند میزند: منِ فردی هرگز از جهان اجتماعی جدا نیست.


فارسی

@NarrehKhar مفهومی که تو ذهنشه رو نمیتونه خوب بیان کنه
هم به خاطر مهارت ناکافی در زبان دوم، هم به لحاظ کاگنیتیو که دچار خطاهای شناختی میشه و میره به مسیر اشتباه
فارسی

@Baharicksha @Realneo101 اینا بیشتر به سایکوز مواد یا پرسونالیتی دیزوردر میخورن! شیروفرنیها معمولا خیلی گوشه گیر و بی آزارن
فارسی
Axis retweetledi
Axis retweetledi

@ashiguitoo واقعا تو این شرایط پر از دلهره و اندوه، مثل بارقه نور در دل تاریکیه🌱
فارسی

@AxisCtwo ممنون که تشویق میکنین🫶 امروز خودم دیدم پروفایلم شده فقط عکس. بس که دنیای انسانی کریه است
فارسی

میخوام برای اولین بار از اون شب حرف بزنم. از اون شب تلخ که زندگیمو کاملا عوض کرد.
و تو مینا خازنی به من این شجاعت رو دادی که امروز بعد از سالها بگم چی به سرم رفت.
تازه اومده بودم بلژیک و تو کمپ زندگی میکردم. کمپی که نزدیک به خونه محمد تنگستانی بود. تنگستانی رو از دور /۱
solmaz🏴@eskandarii6
روایت مینا خازنی باعث شد برم اسم یکی از آزارگرهامو سرچ کنم و این عکس رو دیدم. از اونجایی که اسمش رو کلا میوت کرده بودم که دیگه نبینمش و سالها هیچ خبری ازش نداشتم نمیدونستم ایشون هم جذب فرقه سطلی ها شده. البته که جای تعجب نیست آغوش اعلیحضرت برای تمام زباله ها بازه #محمد_تنگستانی
فارسی














