هوالهو
343 posts


اوضاع آنقدر برای رزمندگان سخت بود که اگر رزمندهای با لباس رزم به تنهایی در شهر تردد میکرد، اگر کتک نمیخورد حداقل متلک میشنید.
اما آنقدر واقعیتهای آنزمان تحریف شده که برخی تصور میکنند آنزمان همه حزباللهی و پایداری بودهاند!
نگرانم واقعیتهای امروز هم در آینده تحریف شود
مامِتِیْن@hosseinkolakaj
برخلاف چیزایی که از دهه شصت به ما گفتن، اون موقع هم کسایی بودن که مخاطب رسانههای دشمن باشن، از متلاشی شدن سربازهامون شادی میکردن، و طرفدار حمله به ایران بودن. و سرنوشت این جماعت امروزی، متفاوت از سرنوشت روشنفکرهای اون زمان نخواهد بود...
فارسی

@MHozeh همراهی با ترامپ هرگز تامین کننده منافع ملی دول عربی نیست- اگر اساسا ملتی داشته باشند.
امر ملی در قبال اخلاق قرار نمی گیرد تا برآن ترجیح داده شود یا به عکس. امر ملی آن است که اخلاق را ممکن می کند، و تقدم آن بر اخلاق و مانند آن، تقدم هستی شناختی است.
منافع ملی را باید درست فهم کرد.
فارسی

اگر از دولتهای همسایه بپرسی چرا در برابر جنگ علیه ایران نایستادید و با ترامپ همراه شدید، پاسخ آمادهای دارند: «منافع ملی».
حتی در داخل ایران نیز عدهای گمان میکنند به نام منافع ملی میتوان با هر قدرت و هر انسان فرومایهای همراه شد و از هر مرز اخلاقی عبور کرد.
اما مگر اسپانیا منافع ملی نداشت؟ مگر ایستادن در برابر ترامپ برایش هزینه سیاسی و اقتصادی نداشت؟ چرا حاضر نشد امکانات و سرزمینش را در خدمت جنگ علیه ایران قرار دهد؟
منافع ملی مهم است؛ اما وقتی از اخلاق، عدالت و شرافت جدا شود، دیگر نامش سیاست نیست، این ترس، تسلیم، خیانت جمعی و بیشرافتی ست که محترمانه به آن میگویند سیاست برای منافع ملی!
شرافت هزینه دارد، برای همین ارزشمند است و شریف کسی ست که منافع و سرمایه خودش را در راستای حقیقت و آرمانی پیشکش کرده.
فارسی

@AminAliakbarian جنبنده عاقلی درجهان نبودکه ۸ اسفند ندونه که حمله سهمگینی امروز و فردا در راهه، اما چرا ایران پیش دستی نکرد تا دستکم غافلگیر نشه و چند رده فرماندهان ارشدش رو از دست نده؟
اگر اینکار رو می کرد هیچ جوره نمیشد حالی این جماعت احمق و ایران سوزِ «نه به جنگ» کرد که جنگ اجتناب ناپذیر بود.
فارسی

@ehsanmansuri کی قرار است بفهمیم که طرح امت گرایی و دوگانی اسلام گرایی و ایران گرایی تمهیدی بود برای از میدان به در کردن نیروهای ملی و مدافعان راستین میهن؟!
فارسی


@saeed_karimi_ir آن دختر جوان و جنابعالی درباره مقولاتی که از آن با هم سخن گفته اید مبتلا به سوء تفاهم هستید.
فارسی

دختر کتابفروش!
همکارم گفت:« یکی از فامیلامون از خود.کشی حرف میزنه و من نگرانم چون دو تا از خواهرهاش هم خود.کشی کردن!»
گفتم خب ترغیبش کن که به درمانگر مراجعه کن.
گفت مذهبیه و روانشناسی رو علمی غربی میدونه لذا نمیکنه این کارو!
ذهنم رو مشغول کرد.
شاید در چارچوب حرفهایم، هر گونه مداخله منوط به خواست درمانجو باشه...ولی مگه این چارچوبها رو کی تعیین کرده؟
اگه زبونم لال خودش رو بکشه چی؟
دخترک جوان کتاب فروش بود...
از همکارم خواستم که منو بهش معرفی کنه که مثلا میخوام برم کتاب بخرم.
وارد کتاب فروشی شدم انگار از هدفم آگاه بود!
گفت شما روانشناس هستید؟
و بحث را به اینجا کشاند که هدف خلقت چیه و این حرفها..!
ظاهرا همکارم بهش گفته بود که اگر سوالی داره از من بپرسه!
پیوسته از خوف و گناه و جهنم و عدم توفیق در بندگی میگفت.
انتظار داشت من هدف خلقت و اینا رو بدونم که وقتی با حیرت و ابهام و درماندگی من مواجه شد، ناامید شد!
تفسیر المیزان جلوش بود و انگار از پیدا کردن پاسخش در کتب دینی هم مأیوس شده بود.
بسیار عفیف و ماخوذ به حيا بود و به صورت من نگاه نمیکرد. ولی انگار داشت آخرین تلاشهاش رو برای فهمِ ارزشِ زیستن میکرد!
نزدیک به دو ساعت صحبت کردیم و برای من نشستن در یک کتاب فروشی و گپ زدن با یک دختر جوانِ نحیفِ رنجور از مشکلات قلبی و تورم و اینها، بسیار سخت بود!
ولی خب جان انسان ارزشش رو داشت.
در نهایت گفت شما مسلمانید؟
گفتم بله
گفت چرا از خدا نمیترسید؟
گفتم:«چون خدای من و تو فرق داره!...خدای من احتمالا یک مادر مهربونه و در واقع اگر مهربون باشه شاید به حرفش گوش کنم... و اِلا من خدایی که به واسطه گناهانِ یک دورهی کوتاه دنیوی من رو به عذابی مادامالعمر محکوم کنه نمیپرستم و سعی میکنم علیهش طغیان کنم... به نظرم خدا اینقدر عقدهای نباشه...لذا خدایی خشمگین و کینهایِ که ملاحظات زندگی من رو در غلیان شهوات و احساسات و سختیها در نظر نگیره و از من انتظارات حداکثری داشته لایق احترام و پرستش نیست.... لذا اگر در نهایت خدای مهربان و همدلی باشه که احتمالا بهشتی هستم که البته چَک و لگدهای سختی هم خواهم خورد ولی اگر نباشه و من رو به جهنم بندازه، من مظلوم هستم و به دست یک ظالم شکنجه میشم ولی حداقلش اینه که علیه ظلم طغیان کردم و تسلیم نشدم»
چشماش فریز شده بود و انتظار داشت تبدیل به سوسک بشم.
خلاصه از هم جدا شدیم.
فرداش به همکارم پیام داده بود که:«این بیچاره ازون روانشناسای غربیه که فک میکنه اخرت الکیه ولی راستش تا بحال به این فکر نکرده بودم که خدا هم به مشکلات من توجه میکنه و ممکنه بهم رحم کنه!»
رویکرد ادیان به رابطهی بشر و خدا عموما بر مبنای بدهکاری بشر به خداست...
در حالی که رویکرد رواندرمانی، طلبکاری انسان از دنیا و خداست....چون بدون اذنِ خودش متولد شده و ارادهی محدودی داره، و طبیعتا اگر خدا و آخرتی هم باشه این درماندگی رو لحاظ خواهد کرد!
من رویکرد اصیل اسلام رو در اینباره نمیدانم....
ولی برای ترغیب انسانها به مقوله دین باید رویکردی همدلانهتر داشت!
فارسی

@Organoponico1 تفاوت ماهوی ندارند. دهان های بدون گوش. می گویم پس هستم!
فارسی

@AminDaftari بی ادبی و وقاحت و دهان دریدگی جای دفاع ندارد.
به ثابتی بسیار نقد داریم، اما انصافا اینجا چقدر خویشتنداری و متانت به خرج داد.
فارسی

@MISS_Ho0wra هو عبقري الامة، خادم القرآن و فخر الاسلام و والذابّ عنهما، سيف الله المسلول على أعدائه! قدسنا الله بسره العزيز
العربية

@yazdanparast313 اگه اینطور باشه، خیلی مایه مسرته!
متخصصین امور نظامی با شما هم نظرند؟
فارسی

@sardanesh بیش از یک ماه است در خانه عهد بسته ایم که در ساعات اوج مصرف ( 12 تا 18) کولر حداکثر دو ساعت روشن باشد. تا الآن به عهدمان وفادار بوده ایم.
فارسی

@IzadiFoad دکتر جان! اصلا از شما توقع نمی رفت اینقدر سریع و صریح مضمون اصلی پیام رهبر معظم رو نادیده بگیرید.
فارسی

"نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور آمریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد."
۱- چند ماه برای تخریب افرادی که همین حرف رهبر معظم انقلاب اسلامی را بیان میکردند پروژهبگیر حرفهای استخدام کردند، بدون اینکه مشخص باشد هزینههای این همه پولپاشی از کجا تأمین میشود.
۲- براساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی رهبر انقلاب اسلامی مسئول تعیین سیاستهای كلّی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و به این ترتیب، "وحدت" باید ذیل سیاستهای ایشان شکل گیرد نه ذیل نظرات غیرکارشناسی افرادی که تا همین چند روز پیش تفاهمنامه امضا شده را "سند افتخار" میدانستند و توصیه میکردند که همه از آن لذت ببرند.
۳- چون هر تفاهمنامهای باید به امضای رئیسجمهور طرف مقابل برسد و امضای او بیارزش و نامعتبر است بساط "مذاکره" یا همان عملیات فریب دشمن که کشور سه بار تجربه کرده ان شاءالله جمع شده است.

فارسی















