Intel Nexus | محور اطلاعات

109 posts

Intel Nexus | محور اطلاعات banner
Intel Nexus | محور اطلاعات

Intel Nexus | محور اطلاعات

@Intelhub1

Insightful analysis on global intelligence, geopolitics, and security. Uncovering the unseen. #IntelNexus

Katılım Mart 2025
4 Takip Edilen1.3K Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Intel Nexus | محور اطلاعات
جریان کامل سخنرانی رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان در وبیناری تحت عنوان «شستشوی مغزی و حذف: مسیر سرنوشت افغانستان در حاکمیت طالبان» که از سوی بنیاد برین @BareenBID برگزار شده بود، در لینک ذیل با ترجمه فارسی قابل مشاهده میباشد.
فارسی
8
17
72
10K
Intel Nexus | محور اطلاعات
گروه‌ های دهشت افکن خارجی تحت حاکمیت طالبان در افغانستان 1. القاعده (AQ) 2. دولت اسلامی شاخه خراسان (ISKP) 3.تحریک طالبان پاکستان (با تمام شاخه هایش) (TTP) 4. تحریک اسلامی ازبکستان (IMU) 5. انصار الله تاجیکستان (JA) 6. نهضت اسلامی تاجیکستان 7. تحریک اسلامی ترکستان شرقی (ETİM/TIP) 8.شاخه القاعده بر شبه قاره هند (AQIS) 9. لشکر طیبه (LeT) 10. جیش محمد (JeM) 11. جیش العدل 12. سپاه صحابه (SSP) 13. حزب المجاهدین (HuM) 14. لشکر جهنگوی (LeJ) 15. گروه البدر گروه جهاد اسلامی (IJG) کتیبه امام بخاری (KIB) القاعده به عنوان استراتیژیست و چتر کلی برای همه این گروه ها عمل میکند. برای آنها اهداف تعین میکند، طرح و برنامه ریزی انجام میدهد. و در بخش های نظامی و فنی همکاری میکند و اتحاد میان همه آنها را حفظ میکند. تحریک طالبان پاکستان و تحریک اسلامی ازبکستان بزرگترین گروه های افراطی شناخته میشوند و بیشترین حضور را اینها در افغانستان دارند. در حال حاضر حدود ۸ هزار جنگجوی تی تی پی و حدود ۳ هزار جنگجوی IMU با حمایت و همکاری طالبان در افغانستان حضور و فعالیت دارند. داعش خراسان تنها گروهی است که بر خلاف همه اینها عمل میکند و با همه گروه های که اجندای ملی دارند در جنگ است. داعش خراسان تنها با جریان‌ هایی همکاری میکند که خواهان برپایی خلافت اسلامی باشند و برای داعش بیعت کنند. حزب التحریر از این بحث خارج است چون با وجود اندیشه افراطی اعضای گروه همواره تلاش میکنند تا از راه دعوت و مسالمت آمیز نظام ها را تغییر بدهند و به خشونت کمتر علاقمند اند. گروهای افراطی دیگر که در حال شکل گیری است. 1. حد اقل دو گروه جدید دیگر از میان تحریک اسلامی ازبکستان تحت رهبری جمعه بای بوجود‌ خواهند آمد. 2. شاخه جدیدی تحریک اسلامی ترکستان شرقی تحت فرماندهی قاری فرقان در حال شکل گیری است. 3. تحریک طالبان تاجیکستان. (TTT) از آنجائیکه قاری فرقان در #بدخشان – یگانه ولایت هم سرحد با چین، همراه با 350 تن از جنگجویانش  تحت حمایت فرماندهان محلی فعال میباشد، به نظر میرسد که حرکت جدید در مطابقت با پالیسی های  این گروه برای تهدید جدی علیه حکومت چین میباشد. یکی از اهداف عمده تحریک اسلامی ترکستان شرقی در گذشته این بود تا برای دهلیز اقتصادی چین - پاکستان (CPEC)  مشکل ایجاد کند. و بدون شک که بزرگترین تهدیدات این گروه ها متوجه چین خواهد بود. گروه‌های افراطی کوچک دیگر نیز گاه‌ به‌ گاه ظاهر میشوند، اما اغلب شاخه‌ های انشعابی از گروه‌ های بزرگ‌ اند که توسط اعضای ناراضی تشکیل شده و پس از مدتی تضعیف شده، از میان میروند یا در گروه‌ های دیگر ادغام میشوند. تغییر نام برای برخی گروه‌ ها به یک روش معمول تبدیل شده و هدف آن ایجاد سردرگمی در نهادهای استخباراتی جهان و انحراف افکار عمومی میباشد. منبع: پیامد های بازگشت طالبان به افغانستان و منطقه مؤلف: احمد ضیاء سراج @zia_saraj1
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
4
12
38
4.2K
Intel Nexus | محور اطلاعات
بر اساس گزارش شاخص جهانی تروریسم (GTI) که اخیراً منتشر شده، #پاکستان برای نخستین‌ بار در تاریخ این شاخص به‌ عنوان نا امن‌ ترین کشور جهان از نظر #تروریسم شناخته شده است. این کشور در سال ۲۰۲۵ شاهد ۱٬۰۴۵ حمله تروریستی بوده. افزایشی چشمگیر که نشاندهنده ورود پاکستان به مرحله‌ای جدید از بی‌ ثباتی امنیتی است. ریشه اصلی این تحول به بازگشت #طالبان در افغانستان (۲۰۲۱) برمیگردد. با تضعیف ساختارهای امنیتی، #افغانستان به محیطی تبدیل شده که گروه‌ های افراطی در آن پناهگاه‌ های امن یافته‌اند. در نتیجه، این گروه‌ ها توانسته‌ اند آزادانه برنامه ‌ریزی، آموزش و سازماندهی کنند و حملات خود را در کشور های منطقه گسترش دهند. بطور مشخص، تحریک طالبان پاکستان با استفاده از این فضا، ظرفیت عملیاتی خود را افزایش داده و حملات منظم‌تری را در داخل پاکستان انجام داده است. در سطح جهانی، چهار گروه عمده؛ #داعش (#IS) ،جماعت #نصر الاسلام، #الشباب و تحریک طالبان پاکستان (#TTP) —مسئول حدود ۷۰٪ تلفات تروریستی در جهان بوده‌ اند. در این میان، داعش و شاخه ‌هایش همچنان مرگبارترین شبکه شناخته شده اند، در حالیکه گروه‌های همسو با القاعده مانند الشباب و جماعت نصرالاسلام نیز نقش مهمی دارند؛ اما TTP بیشترین افزایش در حملات را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرده است. چشم‌انداز سال ۲۰۲۶ نگران‌ کننده ارزیابی میشود. شواهد نشان میدهد که برخی از این گروه‌ ها، تحت رهبری شبکه‌ ای #القاعده، به سمت هماهنگی بیشتر و تمرکز عملیاتی حرکت میکنند. این روند میتواند به افزایش حملات پیچیده‌ تر و مرگبارتر در منطقه منجر شود، و پاکستان همچنان در خط مقدم این تهدید باقی خواهد ماند.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
2
4
25
3.5K
Intel Nexus | محور اطلاعات
در پی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و افزایش فشارهای دیپلماتیک و استخباراتی از سوی پاکستان به نمایندگی از ایالات متحده، طالبان برای اتخاذ تصمیمی سرنوشت‌ساز شورایی متشکل از حدود ۱۵۰۰ تن از علما، ریش‌سفیدان و بزرگان قومی به ریاست ملا عمر تشکیل داد. فیصله‌های این شورا از نظر سیاسی و ژئوپولیتیکی بسیار مهم بود. مهم‌ترین موارد آن عبارت بودند از: • ابراز همدردی با خانواده ‌های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر • درخواست از ایالات متحده برای انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرف از طریق سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل درباره عاملان حمله • درخواست ترک افغانستان از اوسامه بن لادن به‌ منظور جلوگیری از وقوع یک جنگ گسترده این فیصله‌ نامه در واقع تلاشی برای جلوگیری از یک فاجعه نظامی و انسانی و حفظ منافع مردم افغانستان بود. با این حال، ملا عمر این پیشنهاد حیاتی شورا را رد کرد؛ تصمیمی که پیامد های سنگینی در پی داشت. با بی‌ اعتنایی طالبان به نظر علما و بزرگان قومی، این گروه عملاً مسیر تقابل نظامی با ایالات متحده را انتخاب کرد. در نتیجه، آمریکا در اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد، حکومت طالبان سقوط نمود، رهبران این گروه به پاکستان فرار کردند و جنگی بیست‌ساله آغاز شد که صدها هزار قربانی برجا گذاشت و زیربناهای کشور را ویران کرد. نکته قابل توجه این بود که ریش‌ سفیدان با وجود خطرات جدی، خواستار خروج اسامه بن‌لادن از افغانستان شدند؛ زیرا این خواست عملاً به معنای مخالفت با تصمیم رهبر طالبان بود و میتوانست پیامد های خطرناکی برای آنان داشته باشد. با این حال، آنان برای جلوگیری از یک جنگ بی‌ معنا این خطر را پذیرفتند. تصمیم طالبان در رد پیشنهاد شورای علما و ریش‌ سفیدان، نه تنها آغازگر یکی از طولانی‌ ترین جنگ‌ های تاریخ معاصر شد، بلکه موجب نابودی زیربنا های کشور، کشته شدن صدها هزار نفر، و تخریب ساختار های اجتماعی و سیاسی افغانستان گردید. این تصمیم ثابت ساخت که طالبان نه تنها اراده‌ای برای شنیدن صدای عقلانیت و مشورت نداشت، بلکه عملاً مسئول مستقیم فاجعه‌ای شد که افغانستان را برای دو دهه به میدان جنگ میان القاعده و آمریکا تبدیل کرد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
1
6
29
7K
Intel Nexus | محور اطلاعات
شش سال پیش در چنین روزی، طالبان در دوحه شرایطی را پذیرفتند که به‌ مراتب شدید تر از شرایط پیشنهادی ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ بود و عملاً تسلیم‌ شدن خود را اعلام کردند. شرایط اولیه آمریکا از طالبان در سال ۲۰۰۱: 1. تمامی رهبران القاعده، به‌شمول اسامه بن‌لادن، از افغانستان اخراج شده و به کشورهای‌شان یا به ایالات متحده سپرده شوند. 2. تمام کمپ‌های القاعده در افغانستان بسته شود و هرگونه همکاری و ارتباط با این سازمان و گروه‌های مشابه قطع گردد. ملا عمر، رهبر طالبان، با وجود تصمیم شورای علما مبنی بر اخراج این افراد از افغانستان، این شرایط را نپذیرفت و به آنان پناه داد. اقدامی که در نهایت به لشکرکشی آمریکا به افغانستان انجامید. شرایطی را که طالبان در دوحه در سال ۲۰۲۰ پذیرفتند: 1. جلوگیری از فعالیت‌های القاعده در مناطق تحت کنترل طالبان. 2. جلوگیری از هرگونه تهدید علیه خاک ایالات متحده آمریکا. 3. آغاز مذاکرات بین‌الافغانی میان طالبان و جمهوری اسلامی افغانستان. 4. تلاش برای شکل‌گیری حکومت فراگیر و همه‌ شمول. 5. همکاری نظامی و استخباراتی با آمریکا در مبارزه با داعش و دریافت کمک‌ های فنی و نقدی از سوی آمریکا. بنابر این، اگرشرایط اولیه امریکا بامفاد توافق دوحه مقایسه شود،به وضاحت دیده میشود که شرایط این کشور برای طالبان شدید تر شده است. طالبان پیروزی خود را علیه مردم افغانستان جشن میگیرند،درحالیکه دردوحه به امریکا تسلیم شدند.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
1
5
29
1.2K
Intel Nexus | محور اطلاعات retweetledi
Intel Nexus | محور اطلاعات
ارتباط طالبان افغانستان با تحریک طالبان پاکستان (#TTP) به یکی از بزرگترین عوامل اختلاف میان طالبان افغانستان و پاکستان تبدیل شده است. #پاکستان انتظار داشت طالبان رهبران TTP را تحویل دهند، اما آنها عمقِ ارتباط این دو‌گروه را بنابر عوامل ذیل دست کم گرفته بودند: ۱. #حمایت گذشته: TTP در زمان سختی به طالبان پناه داد، نیرو و انتحاری فرستاد و در جنگ علیه ائتلاف و دولت افغانستان یاری رساند. ۲. از دست دادن #روایت قومی: طالبان نمیتوانند تسلیم‌دادن برادران پشتون خود به حکومت پنجابی‌ ها (به باور خودشان) را برای افراد و مردم خود توجیه کنند ۳.پیوند های #قبیله‌ای و #فامیلی: طالبان حاضر نیست رهبران TTP را به دولتی که آن را تحت سلطه پنجاب و «کافر» می‌دانند، تسلیم کند. ۴. جایگاه میان گروه‌ های #افراطی: تحویلی رهبران TTP برای القاعده و دیگر گروه‌ها قابل توجیه نیست، زیرا همه آنها از جهاد TTP در پاکستان حمایت میکنند. القاعده و دیگر گروهای تروریستی مانند گروه ترکستان شرقی ارتباطات عمیقی با TTP دارند و معتقدند که TTP حق دارد #جهاد خود را در پاکستان دنبال کند، همانطور که طالبان در افغانستان با حمایت تمام این #گروه ها به مبارزه پرداختند. در نتیجه، با در نظر داشت روابط ناگسستنی میان طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان (TTP)، میتوان نتیجه گرفت که جنگ‌ ها در #پاکستان به شکلی بی‌ سابقه افزایش خواهند یافت. @zia_saraj1
فارسی
14
14
95
36.2K
Intel Nexus | محور اطلاعات
پس از تضعیف مسیر های سنتی انتقال پول، داعش خراسان بخشی از نیاز مالی خود را از طریق فروش و جابه ‌جایی محدود تیل و سوخت در داخل افغانستان تأمین کرده است. این فعالیت‌ ها عمدتاً در قالب شبکه‌ های غیر رسمی و با استفاده از مسیر های قاچاق مرزی انجام میشود. بر اساس اطلاعات موجود، این روش تأمین منابع مالی از سه مسیر مشخص اجرا میشود: • ورود محدود تیل از مناطق مرزی پاکستان • انتقال محموله‌ های کوچک از آسیای مرکزی • خرید سوخت از بازارهای محلی و فروش مجدد آن در مناطق دیگر فروش این سوخت معمولاً از طریق واسطه ‌ها و شبکه ‌های غیررسمی صورت میگیرد تا ارتباط مستقیم با ساختار عملیاتی گروه پنهان بماند و خطر شناسایی کاهش یابد. نکته مهم این است که شاخه داعش در ولایت خراسان، برخلاف داعش در عراق و سوریه، اقتصاد نفتی متمرکز و سازمان‌ یافته ندارد. فروش سوخت برای این گروه کوچک‌ مقیاس، مقطعی و کاملاً فرصت‌ طلبانه است و بیشتر برای تأمین هزینه‌ های روز مره، مانند جابه‌جایی نیروها، نگهداری مخفیگاه‌ ها و اجرای عملیات‌ های محدود شهری، به کار میرود. فشارهای شدید امنیتی و تسلط کامل طالبان و القاعده (رقیب اصلی داعش) بر منابع طبیعی افغانستان، داعش خراسان را ناگزیر ساخته است تا برای تأمین مالی به گزینه‌ های کوتاه‌ مدت روی بیاورد. این شیوه ‌ها ماهیت پایدار و بلندمدت ندارند. با این حال، فروش تیل به‌ عنوان یکی از منابع فرعی، همچنان بخشی از منابع مالی داعش خراسان را تشکیل میدهد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
Intel Nexus | محور اطلاعات@Intelhub1

گزارش اختصاصی:داعش خراسان چگونه پس از محدود شدن شبکه‌ های حواله‌ای، منابع مالی خود را بازسازی کرد؟ با محدود شدن و مسدود شدن گستردهٔ سیستم‌های حواله‌ای سنتی در منطقه، شاخهٔ خراسان داعش ناچار شد ساختار تأمین مالی خود را بازتعریف کند. این گروه به‌جای اتکا به یک کانال مشخص، به سمت ترکیبی از روش‌های محلی، فیزیکی و دیجیتال حرکت کرده است. بر اساس اطلاعات موجود، مهمترین شیوه ‌های جدید تأمین مالی داعش خراسان عبارت‌ اند از: •فروش و قاچاق تیل و سوخت در بازارهای محلی افغانستان، به‌ ویژه در مناطق مرزی •تجارت خرد و فروش مجدد کالاهای قاچاق‌ شده از پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی •اخاذی و جمع‌ آوری کمک‌های اجباری در برخی مناطق تحت نفوذ •استفاده از رمز‌ ارزها (Cryptocurrencies) برای انتقال پول و کاهش قابلیت ردیابی •جمع‌آوری کمک‌های آنلاین تحت پوشش فعالیت‌های خیریه و به‌اصطلاح انسانی این رویکرد نشان میدهد که داعش خراسان بجای ایجاد منابع مالی بزرگ و متمرکز، بر درآمد های پراکنده، کم‌حجم و انعطاف‌ پذیر تمرکز کرده است؛ رویکردی که به این گروه امکان می‌دهد حتی تحت فشار شدید امنیتی، بقای مالی و استمرار عملیاتی خود را حفظ کند. در گزارش‌ های بعدی، هر یک از این شیوه‌ها به‌صورت جداگانه و با رویکرد تحلیلی بررسی خواهد شد.

فارسی
1
5
25
1.6K
Intel Nexus | محور اطلاعات
احمد ضیاء سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در اظهارات تازه‌ای گفته است که بخش عمده سلاح ‌های به‌ جا مانده پس از سقوط نظام جمهوریت، امروز دیگر برای طالبان کاربرد عملیاتی ندارد. به گفته او، سلاح‌ هایی که پس از فروپاشی نظام در اختیار طالبان قرار گرفت، به دو دسته‌ی اصلی تقسیم میشد: سلاح‌ های سبک و سلاح‌ های سنگین. سلاح‌ های #سبک به گفته سراج، سلاح‌ های سبک که شامل تفنگ‌ های انفرادی و تجهیزات قابل حمل میشد، در نخستین روزهای پس از سقوط، از دیپو های اردوی ملی غارت شد. بخشی از این تجهیزات یا در بازار های سیاه به فروش رسید و یا از طریق شبکه‌ های قاچاق به کشور های دیگر انتقال یافت. سلاح‌ های #سنگین اما وضعیت سلاح‌ های سنگین متفاوت بود. این تجهیزات که عمدتاً با تمویل و پشتیبانی کشورهای عضو ناتو (NATO) تهیه شده بودند، برای حفظ قابلیت عملیاتی خود نیازمند خدمات تخنیکی، پرزه‌ جات، و برنامه ‌های منظم نگهداری بودند. این خدمات تنها از سوی کشور های تمویل‌ کننده فراهم میشد. سراج تأکید میکند که با قطع این پشتیبانی تخنیکی، بسیاری از این سلاح ‌ها به مرور زمان از کار افتاده و عملاً غیرقابل استفاده شده‌ اند، زیرا هیچ ساختار فنی معیاری برای سرویس و نگهداری آنها در داخل کشور باقی نمانده است. تغییر جهت به سوی سلاح‌ های #روسی به باور رئیس پیشین امنیت ملی، به همین دلیل طالبان بار دیگر به استفاده از سلاح‌ های ساخت روسیه روی آورده‌ اند. سلاح ‌هایی که به دلیل سادگی ساختار، دوام بیشتر و عدم وابستگی به سیستم‌ های پیچیده تخنیکی، نگهداری و استفاده از آنها آسان‌ تر است. به گفته او، بخش قابل توجهی از تجهیزات مورد استفاده فعلی طالبان منشأ روسی دارد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که همواره بحث درباره سرنوشت تجهیزات نظامی باقی‌مانده در افغانستان و پیامدهای امنیتی آن برای منطقه و جهان، یکی از موضوعات مورد توجه ناظران بین‌المللی بوده است
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
17
10
127
23.7K
Intel Nexus | محور اطلاعات
بر اساس تازه‌ ترین گزارش منتشر شده از سوی تیم نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد، شبکهٔ القاعده و شاخه‌ های وابسته به آن در سطح جهان بطور قابل توجهی گسترش یافته‌ اند. این گزارش که اخیرأ توسط تیم نظارت و حمایت تحلیلی تحریم‌ ها ارائه شده، تخمین میزند که مجموع نیروهای القاعده و گروه‌های همسو با آن به حدود ۲۵ هزار جنگجو میرسد. در این سند آمده است که این رقم در مقایسه با برآورد حدود ۵۰۰ عضو پیش از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نشاندهنده افزایشی چشمگیر و چند ده برابری است. گزارش تأکید میکند که این آمار بر اساس اطلاعات ارائه ‌شده از سوی کشورهای عضو سازمان ملل گردآوری شده و شامل شبکه‌ ها و شاخه‌ های منطقه‌ای القاعده در بخش‌ های مختلف جهان میشود. در کنار گسترش عددی، در این سند به برخی شیوه‌ های مورد استفاده این شبکه نیز اشاره شده است؛ از جمله استفاده از درون‌ (#پهپاد های بی سر نشین) و بهره‌ گیری از پیام‌ های #رمزگذاری‌ شده و ارتباطات امن #دیجیتال. به گفتهٔ سازمان ملل، با وجود تضعیف رهبری مرکزی القاعده در سالهای گذشته، ساختار #غیرمتمرکز و پیوند های محلی این گروه باعث شده که همچنان به عنوان یک تهدید جدی امنیتی در سطح بین‌المللی باقی بماند.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
2
3
28
3K
Intel Nexus | محور اطلاعات
گزارش اختصاصی محور اطلاعات کشته‌ شدن رهبر شبکه القاعده در قلب کابل، نقطه عطفی در مناسبات امنیتی میان طالبان و القاعده بود. حملهٔ هواپیمای بی‌سرنشین ایالات متحده نه‌تنها آسیب‌پذیری ساختار امنیتی طالبان را آشکار کرد، بلکه این پیام را نیز منتقل ساخت که حتی «امن‌ترین پناهگاه‌ها» در افغانستان از دید نهادهای اطلاعاتی خارجی مصون نیستند. در پی این رویداد، القاعده به‌سرعت وارد عمل شد تا ساختار ضدردیابی (Counter-Surveillance) طالبان را بازسازی و مدیریت بکند. بر اساس اطلاعات منابع مؤثق، مهمترین تحول پس از این رویداد، ایجاد یک چارچوب جدید امنیتی تحت هدایت مستقیم متخصصان القاعده بود. این بازسازی شامل چند محور اساسی بوده است: ۱. ایجاد خانه ‌های امن چرخشی: وابستگی به اقامتگاه ‌های ثابت به‌طور جدی کاهش یافت. سیستم جدید بر استفاده از خانه‌های امن متعدد با جابه‌جایی منظم رهبران تکیه دارد تا الگوهای قابل ردیابی شکل نگیرد. ۲. محدود سازی ارتباطات دیجیتالی و ممنوعیت ابزار های هوشمند: به برخی رهبران توصیه یا حتی تحمیل شده است که از ابزارهای هوشمند، اینترنت و تماس‌ های رمزگذاری‌ شده نیز تا حد امکان اجتناب کنند. استفاده از تلفن‌ های ساده و قطع ارتباطات آنلاین در سطوح حساس به یک قاعده تبدیل شده است. ۳. بازگشت به پیام ‌رسانی انسانی: الگوهای کلاسیک مخابرات مخفی از جمله انتقال پیام توسط رابط‌ های مورد اعتماد دوباره فعال شده است. این روش‌ ها که پیشتر در دوره فعالیت القاعده در وزیرستان به کار گرفته میشد، اکنون مبنای ارتباطات حساس قرار گرفته‌ اند. ۴. گماشتن افراد آموزش‌ دیده القاعده در تیم‌ های امنیت داخلی طالبان: افراد آموزش‌ دیده در حوزه ضد ردیابی و ضد جاسوسی، بصورت غیررسمی در ساختارهای امنیتی طالبان ادغام شده ‌اند. این امر به القاعده امکان داده تا نظارت عملی بر پروتکل‌های حفاظتی داشته باشد. ۵. بازنگری در مدل حفاظت رهبران از تجربه وزیرستان: الگوی محافظت شخصی رهبران طالبان بر اساس تجربیات سالهای حضور القاعده در وزیرستان بازطراحی شده است. از جمله اصل «ناپدید بودن» بجای «استحکامات آشکار». این تحولات نشان میدهد که القاعده با استفاده از تجربه تاریخی خود در مقابله با ردیابی هوایی و سیگنالی، توانسته مدیریت ضدردیابی طالبان را عملاً در دست گیرد و این امر آزادی عملی بی‌سابقه برای فعالیت در افغانستان به آن بخشیده است.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
Intel Nexus | محور اطلاعات@Intelhub1

تداوم و تعمیق پیوند #طالبان و #القاعده پس از کشته‌ شدن #الظواهری (رهبر القاعده) برخلاف پیش‌ بینی‌ های اولیه، کشته‌ شدن ایمن‌ الظواهری نه‌ تنها شکافی میان طالبان و القاعده ایجاد نکرد، بلکه ماهیت واقعی این رابطه را آشکار ساخت: پیوندی ریشه‌ دار، ساختاری و فراتر از وابستگی به یک فرد. شواهد نشان میدهد طالبان نه از القاعده فاصله گرفت و نه همکاری‌ های پیشین را کاهش داد؛ برعکس، این همکاری‌ ها بدون وقفه ادامه یافت—نشانه‌ای روشن از ادغام عمیق شبکه‌ های القاعده در لایه‌ های امنیتی طالبان. پس از کشته شدن رهبر القاعده در کابل، طالبان یک سری «اصلاحات امنیتی» را بوجود آوردند. اما اطلاعات معتبر حاکی است که این اصلاحات عملاً بر اساس مشوره و تجربهٔ عملیاتی خود #القاعده طراحی و اجرا شده است. از بازطراحی خانه‌ های امن و تغییر الگوهای اسکان تا محدود سازی تردد رهبران، همه مطابق استاندارد هایی بود که القاعده طی سالها فعالیت مخفیانه و ضدتعقیب توسعه داده است. در گام بعد، القاعده از خلأ و فرصت ایجاد شده پس از مرگ الظواهری بهره برد و نفوذش را در ساختارهای #امنیتی و #استخباراتی طالبان گسترش داد. ضعف طالبان در امنیت #شهری و ضد #جاسوسی باعث شد اتکا به تجربهٔ القاعده افزایش یابد و این گروه بطور مستقیم در نشست‌ ها و تصمیم‌گیری‌ های امنیتی طالبان نقش بگیرد. پیامد این روند، آزادی عمل و مصونیت بی‌ سابقه برای القاعده در افغانستان بوده است. اصلاحات امنیتی هدایت‌ شده توسط القاعده، سطح شناسایی و هدف‌ گیری رهبران این شبکه را کاهش داده و زمینهٔ احیای ساختارها، توسعهٔ آموزش‌ ها و گسترش حضور القاعده را فراهم کرده است. تحولی با پیامد های خطرناک و بلندمدت برای امنیت منطقه و جهان.

فارسی
2
7
37
7.5K
Intel Nexus | محور اطلاعات
چرا بقای ادارهٔ طالبان در درازمدت ناممکن است؟ دلایل عمده ۱. فقدان مشروعیت و حمایت مردمی طالبان نه از راه انتخابات، نه اجماع ملی و نه بیعت عمومی به قدرت رسیده‌اند؛ بلکه با هراس افکنی و خشونت. حکومتی که بر رضایت مردم تکیه نداشته باشد، ناگزیر به خشونت وابسته میماند و خشونت در درازمدت فرسایشی است. ۲. افزایش تنش با همسایگان از پاکستان تا ایران و از آسیای مرکزی تا چین، طالبان نه متحد پایدار دارند و نه اعتماد منطقه‌ای. فشارهای امنیتی و اقتصادی این شکاف‌ ها را عمیق‌تر خواهد کرد. ۳. جغرافیای غیر قابل ‌کنترل افغانستان افغانستان کشوری کوهستانی، چندقومیتی و ضد تمرکز است. تاریخ نشان داده که هیچ گروه واحدی نتوانسته کل کشور را در درازمدت مدیریت کند. ۴. از دست دادن روایت دینی طالبان با شعار «اسلام» برخاستند، اما با بسیاری از گروه‌های اسلامی درگیر شدند و همزمان با بازیگران غیر اسلامی مذاکره و معامله کردند؛ این تناقض مشروعیت دینی‌ شان را از بین برده است. ۵. نبود ظرفیت لازم برای حکومتداری طالبان تجربه، نهاد، کادر متخصص و نظام اداری کارآمد ندارند. ادارهٔ کشور با افراد بیسواد ممکن نیست. ۶. ناسازگاری ایدئولوژی طالبان با جامعه قرائت بسته و قبیله‌ محور طالبان با جامعهٔ متنوع، شهری و جوان افغانستان در تضاد است و این شکاف دائماً عمیق‌ تر میشود. ۷. بحران اقتصادی و وابستگی به کمک‌ های خارجی طالبان فاقد ظرفیت و برنامهٔ لازم برای به‌ حرکت در آوردن اقتصاد کشور هستند و قطع یا کاهش کمک‌های خارجی، تداوم نظام اقتصادی افغانستان را ناممکن میسازد. ۸. انزوای بین‌المللی و نبود سرمایه‌گذاری خارجی عدم به رسمیت شناسی، تداوم تحریم‌ ها و بی‌ اعتمادی جامعهٔ جهانی، افغانستان را هرچه بیشتر به سوی انزوا سوق داده و زمینهٔ سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی را از بین میبرد. ۹. حذف زنان از جامعه کنار گذاشتن نیمی از جامعه از آموزش و کار، هم مشروعیت داخلی را از بین میبرد و هم فشار بین‌المللی را تشدید میکند. ۱۰. تنش‌ های درونی و نافرمانی جنگجویان اختلافات درونی، رقابت‌ های قومی و نافرمانی نیروهای محلی، انسجام طالبان را در درازمدت تضعیف میکند. ۱. گسترش فقر و بیکاری گسترده سقوط اقتصاد، توقف پروژه‌ ها و حذف میلیون‌ ها نفر به‌ ویژه جوانان از بازار کار، جامعه را به سمت نارضایتی مزمن، مهاجرت و بی‌ ثباتی سوق داده است. فقر انباشته، پایهٔ هر حاکمیتی را می ساید. ۱۲. فرار سرمایهٔ انسانی (مغزها) نخبگان، متخصصان و نیروی کار ماهر یا کشور را ترک کرده ‌اند و یا در حال ترک اند. حکومتی که سرمایهٔ انسانی نداشته باشد، نه دولت میسازد و نه اقتصاد. ۱۳. بحران خدمات عمومی ناتوانی در تأمین آموزش، صحت، برق و خدمات شهری، فاصلهٔ حکومت و جامعه را هر روز بیشتر میکند. ۱۴. وابستگی امنیت به سرکوب ثباتی که فقط با بازداشت و ترس حفظ شود، شکننده است و با کوچکترین شوک فرو میریزد. ۱۵. تبدیل نمودن افغانستان به پناهگاه امن برای گروه‌ های افراطی حضور و فعالیت گروه‌هایی مانند القاعده، داعش تحریک طالبان پاکستان و دیگر شبکه‌ های افراطی، افغانستان را به منبع تهدید منطقه‌ای و جهانی بدل کرده است. این وضعیت نه‌ تنها تنش با همسایگان را تشدید میکند، بلکه هرگونه مشروعیت و امکان تعامل بین‌المللی طالبان را از بین میبرد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
18
6
57
8.5K
Intel Nexus | محور اطلاعات
در ساختار پراکنده و غیر متنظم طالبان، فرماندهان محلی که با عنوان «#دلگی‌مشر» شناخته میشوند، قدرت واقعی را در سطح محلی در اختیار دارند. این فرماندهان هیچگاه بصورت کامل تابع رهبری مرکزی نبوده ‌اند و همواره به‌گونه‌ای خودمختار عمل کرده‌اند. دلگی‌ مشرها معمولاً بین ۷۰ تا ۱۰۰ جنگجو تحت امر خود دارند و در عمل نمایندهٔ یک #منطقه یا یک گروه #قومی محسوب میشوند. آنان کنترول امور اساسی مناطق تحت نفوذ خود، از جمله جمع‌ آوری مالیات، اخذ زکات و سایر منابع محلی را در دست دارشتند و دارند. نفوذ آنان فراتر از یک ساختار صرفاً نظامی است. پس از به‌ قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱، تنش میان رهبری مرکزی و این فرماندهان محلی به‌گونهٔ آشکار افزایش یافته است. رهبران طالبان بارها از نافرمانی و عدم اطاعت پذیری این شبکه‌ ها شکایت کرده‌اند. در مقابل، فرماندهان محلی با یادآوری نقش خود در بیست سال جنگ، مشروعیت رهبری فعلی را به چالش میکشند و استدلال میکنند که آنان در میدان جنگ قربانی داده‌ اند، در حالیکه رهبران کنونی سالها در خارج یا در شرایط امن و مرفه زندگی کرده‌اند. از این‌رو، خود را موظف به اطاعت بی‌ چون‌ و چرای رهبری نمیدانند. این شکاف عمیق باعث شده است که علی‌ رغم تلاش‌های مکرر رهبری طالبان، ادغام این فرماندهان و شبکه‌های وابسته به آنان در ساختار رسمی حکومت، به‌ویژه در وزارت‌های داخله و دفاع، عملاً ناکام بماند و این گروه‌ها همچنان به‌ عنوان واحد های خودمختار فعالیت کنند. در نتیجه، این واقعیت ساختاری نشان میدهد که طالبان، برخلاف ادعای خود، فاقد ظرفیت ایجاد یک حکومت متمرکز، منسجم و مقتدر هستند. حکومتی که همه نیروها بدون چون‌ و چرا تابع آن باشند. ادامهٔ نافرمانی فرماندهان محلی نه‌ تنها انسجام درونی طالبان را تضعیف کرده است، بلکه روایت آنان از «اقتدار، نظم و حاکمیت واحد» را نیز نزد هواداران‌ شان با چالش جدی و عدم مشروعیت مواجه ساخته است.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
0
4
31
4.9K
Intel Nexus | محور اطلاعات
از #وزیرستان و #صوات تا درهٔ #تیراه؛ ارزیابی عملیات ضد شورشی دولت #پاکستان روایت جنگ طالبان و اردوی پاکستان در درهٔ #صوات (۲۰۰۸–۲۰۰۹) پس از شکل‌گیری تحریک طالبان پاکستان (#TTP) در سال ۲۰۰۷، #القاعده برای کاهش فشار نظامی در وزیرستان و گسترش دامنهٔ درگیری، تصمیم گرفت جبههٔ تازه ‌ای را در درهٔ استراتژیک صوات باز کند. در سال ۲۰۰۸، حدود ۳۰۰۰ جنگجوی طالبان در یک حملهٔ غافلگیرانه موفق شدند نیروهای دولتی پاکستان را عقب برانند و کنترول کامل صوات را بد‌ست گیرند. این رویداد یکی از بزرگترین ناکامی‌ های امنیتی پاکستان پس از سال ۲۰۰۱ بشمار میرود. در پی این تحول، نزدیک به ۲ میلیون غیرنظامی مجبور به ترک خانه ‌های خود شدند. طالبان با تطبیق شریعت سختگیرانه، مکاتب را بستند، دست به اعدام ‌های علنی زدند و ساختارهای دولتی را از میان بردند. با سقوط صوات، این دره پس از وزیرستان جنوبی به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌ های طالبان تبدیل شد؛ منطقه‌ای که تنها ۹۰ مایل با اسلام‌ آباد فاصله داشت. #عملیات نظامی «راهِ راست» و پاکسازی صوات در سال ۲۰۰۹ ، دولت پاکستان با درک خطر سقوط مناطق بیشتر و تهدید مستقیم پایتخت، برای نخستین بار تصمیم گرفت تمام ظرفیت نظامی، استخباراتی و سیاسی خود را برای بازپس‌گیری صوات بکار گیرد. در همین چارچوب، عملیات سرنوشت‌ساز «#راهِ_راست» (#Rah-e-Rast) آغاز شد. در این عملیات، برای نخستین بار از واحد نخبهٔ Mangla Strike Corps استفاده شد؛ نیرویی که پیشتر برای جنگ‌ های کلاسیک با هند آموزش دیده بود. این عملیات حدود دو ماه ادامه یافت و به کشته‌ شدن حدود ۲۰۰۰ جنگجوی #طالبان و ۳۰۰ سرباز #پاکستانی انجامید. در نهایت، طالبان پس از تحمل شکست سنگین ، به مناطق کوهستانی #هندوکش و سپس به #کنر و #نورستان افغانستان فرار کردند. #اهمیت راهبردی عملیات صوات عملیات صوات به‌عنوان موفق‌ترین تجربهٔ ضدشورش پاکستان شناخته میشود. امنیت نسبی برقرار شد، آوارگان به مناطق خود بازگشتند و ادارهٔ دولتی دوباره فعال گردید. اردوی پاکستان، با الهام از مدل ژنرال دیوید #پتریوس موسوم به «پاکسازی، حفظ، بازسازی و انتقال» (Clear, Hold, Build, Transfer)، پس از پایان عملیات نیز صوات را ترک نکرد و حتی دو سال بعد حدود ۲۵ هزار سرباز را برای جلوگیری از بازگشت طالبان در این دره مستقر نگه داشت. در حال حاضر، پاکستان اقدام مشابهی را برای پاکسازی درهٔ #تیراه در روز های آینده آغاز خواهد کرد. با این حال، تجربهٔ صوات نشان میدهد که پیروزی نظامی تنها زمانی پایدار میماند که با حضور دوام‌ دار، کنترول استخباراتی، مدیریت محلی مؤثر و مقابلهٔ ایدئولوژیک همراه باشد. در غیر آن، خطر تکرار تجربهٔ شکست عملیات وزیرستان جنوبی در سال ۲۰۰۴ همچنان پابرجاست.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
0
2
29
1.8K
Intel Nexus | محور اطلاعات
گزارش #اختصاصی محور اطلاعات منابع اختصاصی «محور اطلاعات» تأیید میکنند که از مجموع ۱۷ کارمند کمیسیون انرژی اتمی پاکستان که در اوایل ماه جنوری ۲۰۲۵ توسط تحریک طالبان پاکستان (#TTP) در منطقه لکی مروت ربوده شده بودند، ۸ تن با وساطت بزرگان قومی آزاد، ۱ تن کشته و بخش باقی‌ مانده به افغانستان منتقل شده‌ اند؛ افرادی که بنا بر اطلاعات موثق، در حال حاضر در بازداشت شبکه #القاعده قرار دارند. بر اساس ارزیابی منابع امنیتی، انتقال این افراد نتیجهٔ هماهنگی مستقیم و عملیاتی میان عناصر تحریک طالبان پاکستان و طالبان افغانستان بوده است. هدف اصلی این اقدام، دسترسی القاعده به دانش فنی، تخصصی و اطلاعات ساختاری مرتبط با تأسیسات هسته‌ای پاکستان عنوان میشود. گزارش‌ ها نشان میدهد که افراد ربوده‌ شده در مرحلهٔ نخست در مناطق مرزی افغانستان احتمالاً در ولایات #خوست یا #پکتیکا نگهداری شده و سپس به #کابل منتقل گردیده‌ اند. برخی منابع حتی ادعا میکنند که حملهٔ اخیر پاکستان در منطقه #تایمنی کابل با هدف حذف این افراد و جلوگیری از بهره ‌برداری اطلاعاتی القاعده صورت گرفته است. ادعایی که در صورت تأیید، از سطح بی‌ سابقهٔ تهدید پرده برمیدارد. این رویداد موجی از نگرانی عمیق در داخل پاکستان و در میان نهادهای امنیتی غربی، به‌ ویژه ایالات متحده #آمریکا ایجاد کرده است. مقامات امریکایی بیم آن دارند که در صورت صحت این اطلاعات، امنیت زراد خانهٔ هسته‌ای #پاکستان با یکی از جدی‌ ترین چالش‌ های تاریخ خود مواجه شود. این پرونده به‌ روشنی نشان دهندهٔ همکاری نزدیک، هدفمند و عملیاتی میان القاعده و سایر گروه‌ های افراطی در منطقه است. القاعده که طی دهه ‌ها همواره در پی دسترسی به سلاح #هسته‌ای بوده، اکنون به‌ نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری به این هدف خطرناک نزدیک شده است. این حادثه وخامت فزایندهٔ وضعیت امنیتی پاکستان و شکنندگی ساختار های بازدارنده در منطقه را برجسته میسازد.اگر این فعالیت‌ های تروریستی مهار نشود، آنچه امروز یک بحران #منطقه‌ای به‌ نظر میرسد، میتواند فردا به تهدیدی فاجعه‌ بار برای امنیت #جهانی بدل شود.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
8
8
86
13.3K
Intel Nexus | محور اطلاعات
شاخه القاعده در شبه‌ جزیرهٔ عربی (#AQAP) در انتشار اخیر خود استدلال میکند که چرا دوران حاکمیت دونالد ترامپ را یک فرصت تاریخی برای جریان‌ های افراطی میداند. در این متن، نویسندگان تصویری از آیندهٔ جهان و برنامه‌ها و اهداف مورد انتظار خود ارائه میکنند که خلاصهٔ آن به شرح ذیل است •جهان به‌ سمت یک جنگ #جهانی سوم در حال حرکت است؛ جنگی که به‌ گفته آنها نقشه سیاسی جهان را دگرگون خواهد کرد. •به‌ زعم آ‌ها، قدرت نرم #آمریکا از میان رفته و واشنگتن اکنون تنها بر زور و قدرت سخت تکیه دارد. •تشدید تقابل میان #شرق و #غرب، در نهایت هر دو طرف را فرسوده و تضعیف خواهد کرد. •کشورهایی مانند #چین، #روسیه، #ایران، #ترکیه و دیگر مخالفان غرب نمیتوانند متحد القاعده شوند، اما تلاش خواهند کرد از فعالیت‌ های آن به نفع خود بهره‌ برداری کنند. در این سند آمده است که در این مرحله، تا زمانی که آنها آغازگر درگیری نباشند، القاعده وارد تقابل با آنان نخواهد شد. حتی اشاره میشود که برخی از این کشورها ممکن است به‌ صورت محدود، حساب‌ شده و محتاطانه حمایت‌ هایی ارائه دهند تا بقای این گروه‌ها تضمین شود. با این حال، نویسندگان هشدار میدهند که گروه‌های افراطی نباید به این دولت‌ ها اعتماد کرده یا به آنها تکیه کنند. •شعار «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» در نهایت به فروپاشی #ناتو، #اروپا و کل ساختار #غرب منجر خواهد شد. •در این متن پیش‌ بینی شده که «ترامپِ ماجراجو و بی‌ پروا» ممکن است با لغو انتخابات یا تغییر قانون اساسی، قدرت را حفظ کند. رویکرد خشن، سلطه ‌جویانه و تمرکز افراطی #ترامپ بر قدرت، به‌گفته آنان، موجب تشدید درگیری‌ های داخلی شده و آمریکا را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد. •جوامع مختلف، از جمله در کشورهای #عربی، به‌ دلیل بحران ‌های اقتصادی، افزایش نابرابری، غلبه مصرف‌ گرایی بر توسعه، از بین رفتن اعتماد به رهبران و سرخوردگی از نهادها، دچار شکاف‌ های عمیق خواهند شد. •در نهایت، این سند تأکید میکند که جریان خود را آماده میبیند تا از خشم فزاینده جهانی نسبت به آنچه «تکبر صهیونیستی–صلیبی» مینامد، بهره‌ برداری کند.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
2
2
32
4.7K
Intel Nexus | محور اطلاعات
پروندهٔ استخباراتی: حُمام خلیل ابوملّال البلوی پیشینه و چگونگی #استخدام حُمام خلیل ابوملّال البلوی، پزشک اردنی، از اواسط دههٔ ۲۰۰۰ به‌عنوان یک فعال افراطی شناخته میشد که بطور خاص تحت تأثیر ایدئولوژی و میراث ابومصعب الزرقاوی قرار داشت. نوشته‌ها و فعالیت‌های اینترنتی او توجه استخبارات اردن (GID) را جلب کرد. پس از بازداشت، البلوی تحت فشار و در چارچوب معاملهٔ امنیتی، پذیرفت که با استخبارات اردن و به‌صورت غیرمستقیم با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) همکاری کند. هدف این همکاری، استفاده از البلوی به‌عنوان منبع نفوذی برای دسترسی به رهبری القاعده در مناطق قبایلی پاکستان بود؛ به‌ویژه شبکه‌ های فعال در وزیرستان که در آنزمان یکی از اولویت‌ های اصلی ضدتروریسم آمریکا به‌شمار میرفت. ورود به #وزیرستان و بازی دوگانه البلوی در سال ۲۰۰۹ وارد وزیرستان شد؛ منطقه‌ای که به‌ شدت نسبت به نفوذ استخباراتی حساس بود. در ماه‌های نخست، او به‌طور گسترده مظنون به جاسوسی تلقی میشد و تحت نظر قرار داشت. با این حال، مهارت‌ های پزشکی‌ اش و نمایش ظاهری تعهد ایدئولوژیک، به‌ تدریج جایگاه او را تقویت کرد. پس از مدتی، بیت‌الله محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان، او را به‌عنوان پزشک شخصی پذیرفت؛ نقطه‌ای که دسترسی البلوی به سطوح بالای شبکه‌ های افراطی را فراهم ساخت. پس از کشته‌ شدن محسود، البلوی گام مهم‌تری برداشت: او نزد عتیه الله (Atiyah Abd al-Rahman)—هماهنگ‌ کنندهٔ ارشد القاعده و جانشین عملیاتی هادی العراقی—اعتراف کرد که از سوی CIA اعزام شده بود، اما مدعی شد که آمریکایی‌ ها و استخبارات اردن را فریب داده و اکنون با «توبهٔ کامل» آمادهٔ خدمت به القاعده است. این افشاگری حساب‌ شده، بجای نابودی او، به ابزار اعتماد سازی بدل شد. القاعده با بهره‌گیری از این وضعیت، تصمیم گرفت البلوی را به سلاحی زنده علیه دشمن بدل کند. مهندسی فریب و نفوذ معکوس #CIA در این مرحله، البلوی عملاً به عامل نفوذ معکوس تبدیل شد. او اطلاعاتی ارائه میداد که به‌ نظر معتبر میرسید و وعدهٔ دسترسی مستقیم به رهبران ارشد القاعده—از جمله ایمن الظواهری—را مطرح میکرد. این اطلاعات، انتظارات عملیاتی CIA را بالا برد و موجب کاهش پروتکل‌های امنیتی شد. اعتماد بیش از حد، نیاز شدید CIA به منابع انسانی در عمق شبکه‌ های القاعده، و اتکای سنگین به ارزیابی استخبارات اردن، همگی زمینه‌ ساز یکی از جدی‌ترین شکست‌ های ضدجاسوسی در تاریخ این سازمان شدند. حملهٔ کمپ #چپمن: ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹ در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹، البلوی به کمپ چپمن در خوست افغانستان منتقل شد؛ پایگاهی که نقش کلیدی در عملیات‌های CIA علیه القاعده و طالبان داشت. به دلیل سطح بالای اعتماد، او بدون تلاشی بدنی کامل و با دسترسی نزدیک به افسران ارشد پذیرفته شد. در لحظهٔ ملاقات، البلوی جلیقهٔ انفجاری خود را منفجر کرد. در نتیجهٔ این حمله: •۷ افسر CIA کشته شدند، •یک افسر استخبارات اردن جان باخت، •و چندین نفر دیگر زخمی شدند. این رویداد به‌ عنوان مرگبارترین حمله علیه CIA در ۲۵ سال گذشته ثبت شد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
3
8
75
10.2K
Intel Nexus | محور اطلاعات retweetledi
رادار سیاسی
رادار سیاسی@PoliticalR0·
ایالات متحده آمریکا اخیرأ با انتشار نسخهٔ جدید «استراتژی امنیت ملی» خود، رسماً از بازتعریف نقش این کشور در نظام بین‌الملل پرده برداشت. این سند نشان‌دهندهٔ چرخشی معنادار در سیاست کلان واشنگتن است؛ چرخشی که در آن، آمریکا بیش از هر زمان دیگر بر منافع مستقیم ملی، امنیت داخلی و حوزهٔ نفوذ نزدیک خود تمرکز میکند و از ایفای نقش سنتی «پلیس جهانی» فاصله میگیرد. این تحول، نه یک تصمیم مقطعی، بلکه نتیجهٔ سالها فرسایش قدرت، هزینه‌ های سنگین مداخلات خارجی، رقابت فزایندهٔ قدرت‌ های نوظهور و فشارهای داخلی اقتصادی و اجتماعی است اولویت های این استراتژی قرار ذیل است ۱. پایان نقش «#پلیس جهانی» آمریکا دیگر قصد ندارد در همه بحران‌ ها و جنگ‌ های جهان مداخله کند. اولویت، منافع مستقیم آمریکا است نه مدیریت نظم جهانی. ۲. تمرکز بر #نیم‌کره غربی (Western Hemisphere) توجه اصلی سیاست خارجی آمریکا به امنیت و نفوذ خود در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب معطوف شده است؛ به‌ویژه برای مقابله با گسترش نفوذ رقبایی مانند چین. ۳. #مهاجرت به‌عنوان مسئله امنیت ملی کنترل مهاجرت غیرقانونی به‌طور رسمی به یک اولویت امنیتی تبدیل شده و بخشی از سیاست کلان امنیت ملی آمریکا محسوب می‌شود. ۴. احیای قدرت #اقتصادی و #صنعتی آمریکا تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به زنجیره‌های تأمین جهانی و بازسازی صنعت آمریکا به‌عنوان ستون قدرت ملی دنبال می‌شود. ۵. بازتنظیم سیاست #دفاعی و #نظامی تمرکز نظامی آمریکا به‌جای حضور گسترده جهانی، بر بازدارندگی، فناوری‌های نوین دفاعی و حفاظت از خاک و منافع مستقیم کشور قرار گرفته است. در مجموع میتوان گفت که استراتژی جدید آمریکا،، «اول آمریکا» است: تمرکز بر امنیت داخلی، قدرت اقتصادی، کنترل مرزها و مداخله‌ی محدود و حساب‌ شده در خارج، و قدم بعدی کننرول نفوذ چین در قارهٔ آمریکا میباشد.
رادار سیاسی tweet media
فارسی
0
4
20
1K
Intel Nexus | محور اطلاعات
ششم #جدی ۱۳۵۸؛ آغاز رسمی اشغال #افغانستان توسط جماهیر #شوروی ششم جدی ۱۳۵۸ یکی از تاریک‌ ترین روزهای تاریخ معاصر افغانستان است؛ روزی که اتحاد جماهیر شوروی به‌گونهٔ رسمی و علنی با اعزام ده‌ ها هزار نیروی نظامی، #تانک‌ ها، #طیاره‌های جنگی و #تجهیزات سنگین، حاکمیت ملی افغانستان را نقض و کشور را به اشغال نظامی درآورد. در شب ششم جدی، نیروهای ویژهٔ شوروی (#Spetsnaz)با اجرای عملیات از پیش طراحی‌ شده، قصر #تاج‌بیک را هدف قرار دادند و #حفیظ‌الله امین، رهبر حزب دیموکراتیک خلق، کشته شد. همزمان، میدان‌ های هوایی، مراکز نظامی، وزارت‌ خانه‌ها و تأسیسات کلیدی در کابل و شماری از ولایات تحت کنترول مستقیم ارتش #سرخ قرار گرفت. این اقدام یک مداخلهٔ نظامی آشکار و نقض صریح اصول حقوق بین ‌الملل و استقلال یک کشور عضو سازمان ملل متحد بود. اشغال افغانستان نتیجهٔ مستقیم بحران مشروعیت رژیم کمونیستی، اختلافات شدید درون حزب دموکراتیک خلق، سرکوب گستردهٔ مردم و ناتوانی حکومت وقت در حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی بود. اتحاد شوروی برای جلوگیری از سقوط حکومت وابسته و حفظ نفوذ ژئوپولیتیکی خود در منطقه، گزینهٔ اشغال نظامی را انتخاب کرد. #پیامدهای اشغال شوروی فاجعه‌بار بود: حدود ۱٫۵ میلیون انسان #کشته شدند و بیش از ۳ میلیون تن دیگر #زخمی و #معلول گردیدند. نزدیک به ۶ میلیون نفر به کشورهای همسایه #مهاجر شدند و کشور با ویرانی گستردهٔ #زیرساخت‌ها، فروپاشی #اقتصاد ملی و آغاز چرخه‌ای طولانی از #جنگ و بی‌ثباتی روبرو شد. اشغال شوروی و جنایات بی سابقه رژیم دست نشانده اش باعث شکلگیری‌ مقاومت گستردهٔ مردم افغانستان گردید، و پس از ده سال مبارزه، سرانجام به شکست ارتش سرخ و خروج نیروهای شوروی در سال ۱۳۶۷ انجامید؛ شکستی که به یکی از عوامل مهم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز تبدیل شد. ششم جدی تنها یک تاریخ نیست؛ نماد #تجاوز یک ابرقدرت، #خیانت یک رژیم وابسته، و آغاز فرایندی است که افغانستان را از یک بحران داخلی به کانون یک منازعهٔ جهانی تبدیل کرد—منازعه‌ای که آثار آن تا امروز ادامه دارد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
1
4
25
3.5K
Intel Nexus | محور اطلاعات
گزارش اختصاصی:داعش خراسان چگونه پس از محدود شدن شبکه‌ های حواله‌ای، منابع مالی خود را بازسازی کرد؟ با محدود شدن و مسدود شدن گستردهٔ سیستم‌های حواله‌ای سنتی در منطقه، شاخهٔ خراسان داعش ناچار شد ساختار تأمین مالی خود را بازتعریف کند. این گروه به‌جای اتکا به یک کانال مشخص، به سمت ترکیبی از روش‌های محلی، فیزیکی و دیجیتال حرکت کرده است. بر اساس اطلاعات موجود، مهمترین شیوه ‌های جدید تأمین مالی داعش خراسان عبارت‌ اند از: •فروش و قاچاق تیل و سوخت در بازارهای محلی افغانستان، به‌ ویژه در مناطق مرزی •تجارت خرد و فروش مجدد کالاهای قاچاق‌ شده از پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی •اخاذی و جمع‌ آوری کمک‌های اجباری در برخی مناطق تحت نفوذ •استفاده از رمز‌ ارزها (Cryptocurrencies) برای انتقال پول و کاهش قابلیت ردیابی •جمع‌آوری کمک‌های آنلاین تحت پوشش فعالیت‌های خیریه و به‌اصطلاح انسانی این رویکرد نشان میدهد که داعش خراسان بجای ایجاد منابع مالی بزرگ و متمرکز، بر درآمد های پراکنده، کم‌حجم و انعطاف‌ پذیر تمرکز کرده است؛ رویکردی که به این گروه امکان می‌دهد حتی تحت فشار شدید امنیتی، بقای مالی و استمرار عملیاتی خود را حفظ کند. در گزارش‌ های بعدی، هر یک از این شیوه‌ها به‌صورت جداگانه و با رویکرد تحلیلی بررسی خواهد شد.
Intel Nexus | محور اطلاعات tweet media
فارسی
3
4
64
8.7K