Sabitlenmiş Tweet

آشنایی با چپ :
پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، طرز تفکر چپ (مارکسیستی-ضدامپریالیستی) نه تنها به تثبیت رژیم ولایت فقیه کمک کرد، بلکه با دشمنی ایدئولوژیک و عملی با نماد ملیگرایی سکولار (خاندان پهلوی و امروز رضا پهلوی)، اپوزیسیون را شکاف انداخت و بقای رژیم را طولانیتر کرد.
۱. حمایت مستقیم از جمهوری اسلامی در سالهای اولیه
حزب توده و بخش عمده فدائیان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را «انقلاب ضد امپریالیستی» خواندند، خمینی را «رهبر ضد امپریالیستی» نامیدند، اعدامهای اولیه را توجیه کردند و حتی علیه مخالفان (مانند مجاهدین خلق) خبرچینی کردند. این حمایت سازمانیافته به رژیم legitimacy چپگرایانه بخشید و کمک کرد تا قدرت را قبضه کند، سپس خود چپ را در دهه ۶۰ اعدام و پاکسازی کرد.
۲. اولویت «ضد امپریالیسم» بر آزادی و دموکراسی
چپ آزادی، دموکراسی لیبرال و حقوق فردی را «بورژوازی غربی» میدانست. بنابراین به جای فشار برای سکولاریسم و حاکمیت قانون، انرژی خود را صرف حمایت از سیاستهای ضدغربی رژیم (جنگ، صدور انقلاب، مقابله با آمریکا) کرد. این زبان دقیقاً همان ابزاری بود که رژیم برای توجیه سرکوب داخلی، حجاب اجباری و فساد اقتصادی استفاده کرد. چپ با تکرار این روایت، رژیم را از پاسخگویی معاف کرد.
۳. شکافاندازی در اپوزیسیون و تضعیف مقاومت
چپ نیروهای سکولار را «ضدانقلاب» و «آلت دست امپریالیسم» خواند و به رژیم کمک کرد تا آنها را سرکوب کند. این خودفریبی و انشقاق، اپوزیسیون متحد را نابود کرد و رژیم را تقویت نمود.
۴. دشمنی ایدئولوژیک با رضا پهلوی: ادامه همان الگوی شکستخورده
دشمنی چپ با رضا پهلوی ریشه در ایدئولوژی مارکسیستی دارد که ملیگرایی ایرانی و هرگونه نماد «دولت ملی سکولار» را «شوونیسم»، «فاشیسم» یا «وابسته به امپریالیسم» میخواند. حزب توده و جریانهای چپ از دهههای قبل پهلوی را دشمن اصلی میدانستند چون:
•پهلوی نماد مدرنیزاسیون، سکولاریسم و وحدت ملی بود (نه طبقاتی و انترناسیونالیستی).
•رضا پهلوی امروز نماد بازگشت به «ایران پیش از ایدئولوژی» است: پرچم سهرنگ، تاریخ و هویت ملی بدون چاشنی ضدغربی یا تجزیهطلبی.
چپهای باقیمانده (داخل و خارج) بیشتر از رژیم انرژی خود را صرف حمله به رضا پهلوی میکنند: او را «میراثدار استبداد»، «موجسوار» یا «ابزار راست افراطی» مینامند، در حالی که از «عدالت اجتماعی» و «ضد امپریالیسم» رژیم دفاع ضمنی میکنند. حتی وقتی رضا پهلوی برای اتحاد اپوزیسیون (سکولار دموکراتیک با رفراندوم) تلاش میکند، چپ آن را رد میکند چون هرگونه وحدت حول ملیگرایی سکولار، هویت ایدئولوژیک چپ (انترناسیونالیسم و ضد ناسیونالیسم) را تهدید میکند. نتیجه: چپ ناخواسته یا آگاهانه در جبههای مشترک با رژیم قرار میگیرد تا مانع شکلگیری یک آلترناتیو قوی ملی شود.
۵. جذب ایدههای چپ توسط رژیم و بقای ایدئولوژیک
رژیم شعارهای چپ مانند عدالت اجتماعی و ضدیت با غرب را در «سوسیالیسم اسلامی» جذب کرد، اما بدون آزادی. امروز هم بخشی از چپ تحریمها و فشار خارجی را محکوم میکند و مسئولیت فاجعه را به «امپریالیسم» نسبت میدهد، نه ولایت فقیه. این الگو دقیقاً همان چیزی است که رژیم برای بقا نیاز دارد: اپوزیسیون متفرق و ایدئولوژی
#جاويدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
#RezaPahlaviForIran
#RezaPahlavi
فارسی
























