A.r
411 posts

A.r
@Mergawarr
PhD. in Sociology اینجا ادب رو کنار گذاشتم چون بعد ماهها بحث با سلطنت طلبا عفت کلامم متاسفانه برباد رفته.
Katılım Ocak 2023
7 Takip Edilen6 Takipçiler

در سیر خوانش مطالب راجع به ایران به مقاله جدیدی برخوردم.
مقالهی «ایران را دوباره عظیم کنیم (میگا): اینفلوئنسرهای غیرسیاسی و احیای ناسیونالیسم رمانتیک پدرسالارانه» نوشتهی هورناز کشاورزیان و نیکول کی. استوارت است. این مقاله بررسی میکند که چگونه جنبش زن، زندگی، آزادی، که پس از مرگ مهسا امینی آغاز شد، تا حدی از سوی رضا پهلوی، ائتلاف او، و اینفلوئنسرهای طرفدار سلطنت به چالش کشیده شد و به مسیری دیگر هدایت شد. استدلال اصلی مقاله این است که «مرد، میهن، آبادی» افزودهای بیضرر به زن، زندگی، آزادی نیست، بلکه نقطهی مقابل آن است: زن، زندگی، آزادی نمایندهی رهایی فمنیستی، تکثرگرا و از پایین است، در حالی که مرد، میهن، آبادی تصویری پدرسالارانه، ناسیونالیستی فارسیمحور و نوستالژیک از ایران را احیا میکند؛ تصویری که حول اقتدار مردانه، سلطنت، وحدت و گذشتهی امپراتوری رمانتیکشده میچرخد.
ابتدا توضیح داده میشود که زن، زندگی، آزادی ریشه در سیاست فمنیستی کردی دارد و باید آن را شعاری رادیکال علیه سرکوب جنسیتی، اقتدارگرایی و طرد فهمید. نویسندگان استدلال میکنند که نخستین پیام مشترک ائتلاف از این زبان فمنیستی پرهیز کرد و بهجای آن بر وحدت ملی و پیروزی تأکید گذاشت. از نظر آنان، این غیاب مهم است، زیرا نشاندهندهی تلاشی برای کمرنگکردن یا حذف معنای فمنیستی و تکثرگرایانهی خیزش است.
نویسندگان سپس زن، زندگی، آزادی را با مرد، میهن، آبادی مقایسه میکنند. آنان استدلال میکنند که زن، زندگی، آزادی آزادی را از مسیر زن، زندگی، تکثر و رهایی تصور میکند، در حالی که مرد، میهن، آبادی سیاست را از مسیر مردانگی، میهن، توسعهی ملی و نظم میفهمد. از نگاه آنان، مرد، میهن، آبادی مردان را در نقش عمومی ساختن و نجاتدادن ملت قرار میدهد، در حالی که زنان به جایگاهی نمادین، خانگی یا ثانویه رانده میشوند. به همین دلیل، مقاله این دو شعار را اساساً در تقابل با یکدیگر میداند.
همچنین زمینهای تاریخی دربارهی دودمان پهلوی ارائه میدهند. توضیح میدهند که دولت پهلوی چگونه سلطنت را با نوسازی، هویت فارسی، تاریخ امپراتوری و عظمت ملی پیوند میزد. نویسندگان استدلال میکنند که گفتار سلطنتطلبانهی امروز نیز همین الگو را تکرار میکند: گذشتهی پیش از ۱۳۵۷ را ایدهآلسازی میکند و سلطنت را بهمثابه منبع ازدسترفتهی نظم، رفاه و غرور ملی نشان میدهد.
در بخشی از یک لحظهی پوپولیستی صحبت میکنند: کمپین «من وکالت میدهم» رضا پهلوی را تحلیل میکند. نویسندگان این کمپین را تلاشی پوپولیستی برای تبدیل پهلوی به نماینده یا ناجی مردم میدانند. آنان استدلال میکنند که این امر با ویژگی افقی، بیرهبر و مردمی جنبش زن، زندگی، آزادی در تضاد است، زیرا عاملیت سیاسی جمعی را با چهرهای مردانه از رهبری از بالا جایگزین میکند.
سپس ایدهی اینفلوئنسرهای غیرسیاسی را معرفی میکنند. اینها چهرههای مشهور یا عمومیای هستند که ممکن است خود را غیرسیاسی، بیطرف، یا صرفاً حامی «مردم» نشان دهند، اما در عمل بهعنوان کنشگران ایدئولوژیک عمل میکنند. آنان از طریق شبکههای اجتماعی، جذابیت عاطفی، اصالتنمایی و جایگاه سلبریتیوار خود کمک میکنند یک جنبش رادیکال فمنیستی به پروژهای ملیگرایانهتر و معطوف به تغییر رژیم تبدیل شود.
بخش روششناسی توضیح میدهد که نویسندگان پستهای ایکس و اینستاگرام را بررسی کردهاند و تمرکزشان بر توییت مشترک ائتلاف، کمپین «من وکالت میدهم» و ائتلاف جورجتاون بوده است. آنان فقط پیامهای رسمی را تحلیل نمیکنند، بلکه تصاویر، هشتگها، پستهای اینفلوئنسری و واکنشهای وایرال را نیز بررسی میکنند. این موضوع مهم است، زیرا مقاله دربارهی این است که معنای سیاسی چگونه از طریق رسانههای دیجیتال و اجرای سیاسی در شبکههای اجتماعی ساخته میشود.
آنها سپس فراخوان مکرر ائتلاف به وحدت را نقد میکنند. نویسندگان استدلال میکنند که وحدت در ظاهر مثبت به نظر میرسد، اما در این مورد به ابزاری برای خاموشکردن اختلافنظر تبدیل میشود. پرسشهایی دربارهی سلطنت، جمهوریخواهی، حقوق اتنیکی، فمنیسم، دموکراسی، یا نظام سیاسی آینده به نام سرنگونی جمهوری اسلامی کنار گذاشته میشوند. این امر یک دوگانهی پوپولیستی میسازد: یا از وحدت حول تغییر رژیم حمایت میکنی، یا به تفرقهافکنی، خیانت، یا کمک به رژیم متهم میشوی.


فارسی

@Davood_Sabaei میشه با رسم شکل یا نمودار توضیح بدید این شهود و ادراک تجربی و آزمون پذیرتونو شاید ما هم هدایت شدیم
فارسی

تحلیلگر سیاسی نیستم، با آزمونوخطا به پادشاهیخواهی رسیدم، ادعایی ندارم. اما سالها تحصیل آکادمیک و تجربه کاری در اروپا بهم یاد داد شواهد رو بررسی و نتیجهگیری کنم.
نتیجه: سقوط حتمیه. بازگشت رضا(شاه) پهلوی قطعی است.مشروطه رای خواهد آورد.
#KingRezaPahlaviForIran
فارسی

@afshinmokhtary خداروشکر این سطلیها افسانه و توهم اینکه ما ایرانیا میانگین هوشیمون بالاست رو با محکمترین شواهد دارن از بین ببرن. ینی با وجود این جماعت مینگین ضریب هوشی کشور باید حدود ۷۵ اینا باشه
فارسی

@pepperpoodle اصطلاح و ترکیب آکادمیک نیست در اون جا معمولا از "become" استفاده میشه.
اما به معنی غلط بودنشهم نیست بلاغت ادبی داره در اون جمله با تاکید بر بار احساسی قضیه.
فارسی

@dashtesta @ShelerHaghani ینی یه آدم باادب و باشخصیت توتون پیدا نمیشه.. واقعا عجیبه!
فارسی

@Mergawarr @ShelerHaghani دوست عزیز، فکرتون رو لوله کنید بکنید....
فارسی

اگر خودتان را بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی میدانید، باید به ضعف آلمان در تامین امنیت یکی از چهرههای اپوزیسیون اعتراض کنید؛ بدون هیچ اما و اگری!
#NoDealWithMullahs
فارسی

@Mergawarr تصورتان اشتباه است. پلیس هم بیانیه داد.
فارسی

@esmailpour_m هردوحمله محکومه خداییش اما
😂😂😂😂😂😂 خدا شاهد شما کوسخلین،
حمله با سس رو با شلیک گلوله یکی کردن 😂
فارسی

کاری به نقدی که پسرشاه دارم ندارم و اینکه چ بلای خانمانسوزی هست این جریان.
ولی دیگه سس ریختن و هتک حرمت اکت سیاسی نشد.
اون باید پاسخگوی شرارتها و وطن فروشیهاش باشه. ولی دیگه حمله و متشنج کردن محکوم به نظر من. نظر شما دوستان رو نمیدونم.
Tilo Jung@TiloJung
Reza Pahlavi wurde vor der Bundespressekonferenz soeben von einem Aktivisten mit Farbe attackiert
فارسی

@llennad @the_Meadmoon سکچوال بود بیشتر ! یکمی هم کانسپتجوال در سمت ابسترکت قضیه.آنجایی که نور به کوه نمیتابد
فارسی

@khalaji_mehdi زنده باشید جناب خلجی. با تمام نقدهایی که بر شما هست و بسیار هم طبیعیست، اما بیش باد امثال شما در گفتمان سیاسی، اجتماعی جامعه و فرهنگ فارسی. اونها بیشتر به شما احتیاج دارند تا به دام فاشیسم نیفتند چون بایدیفالت طلوع معرفت نو به زبان فارسی به شدت آمیخته به توهم،دروغ و نژادپرستیه.
فارسی

«سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این «قصهی عاشقانه»ی من است. سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم و خود را چنان با کلمات عجین کردهام که دیگر به هیأت دانشنامههایی درآمدهام که طی این سالها سه تُنی از آنها را خمیر کردهام. سبویی پر از آب زندگانی و مُردگانی، که کافی است کمی به یک سو خم شوم تا از من سیل افکار زیبا جاری شود. آموزشم چنان ناخودآگاه صورت گرفته که نمیدانم کدام فکری از خودم است و کدام از کتابهایم ناشی شده. اما فقط به این صورت است که توانستهام هماهنگیام را با خودم و جهان اطرافم، در این سی و پنج سالهی گذشته، حفظ کنم. چون من وقتی چیزی را میخوانم، در واقع نمیخوانم. جملهای زیبا را به دهان میاندازم و مثل آب نبات میمکم یا مثل لیکوری مینوشم تا آنکه اندیشه، مثل الکل، در وجود من حل شود، تا در دلم نفوذ کند و در رگهایم جاری شود و و به ریشهی هر گلبول خونی برسد.
…وقتی که چشمانم به کتاب درست و حسابی میافتد و کلمات چاپشده را کنار میزنم از متن چیزی جز اندیشههای مجرد باقی نمیماند. اندیشههایی که در هوا جریان و سیلان دارند، از هوا زندهاند و به هوا برمیگردند، چون که آخر و عاقبت هر چیزی هواست، هم ظرف و هم مظروف. نان در مراسم عشاء ربانی از هواست و نه از خون مسیح.
سی و پنج سال است که دارم به تناوب دکمهی سبز و قرمز دستگاه پرس خود را فشار میدهم و همراه با آن سی و پنج سال هم هست که دارم بیوقفه آبجو میخورم. نه آنکه از این کار خوشم بیاید. از میخوارهها بیزارم. مینوشم تا بهتر فکر کنم، تا به قلب آنچه میخوانم بهتر راه یابم، چون که من وقتی چیزی میخوانم برای تفنن و وقتکشی یا بهتر خوابیدن نیست… مینوشم تا آنچه میخوانم خواب را از چشم بگیرد، که مرا به رعشه بیندازد، چونکه با هگل در این عقیده همراهم که انسان شریف هرگز به اندازهی کافی شریف نیست و هیچ تبهکاری هم تمام و کمال تبهکار نیست… از کتاب و به مدد کتاب است که آموختهام آسمان به کلی از عاطفه بیبهره است.
نه آسمان عاطفه دارد و نه انسان اندیشمند. نه اینکه انسان بخواهد بیعاطفه باشد، ولی وجود عاطفه در او خلاف عقل سلیم است.»
بهومیل هرابال، تنهایی پرهیاهو، ترجمهی پرویز دوائی، تهران، کتاب روشن، ۱۳۸۷، صص. ۱-۴
فارسی
















